چهارشنبه|07 تير 1396|03 شوال 1438|28 June 2017
زمان انتشار: 1395/12/13 - 10:07 |

مصحف فاطمه(س) از نگاه امامان

ائمه معصومين (عليهم السلام) به مصحف فاطمه(س) مراجعه و حوادث آينده را پيش از وقوع آن يادآوري مي كردند. حماد بن عثمان مي گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: زنادقه در سال 128 قمري، قيام مي كنند و اين سخن را كه مي گويم به خاطر آن است كه در مصحف فاطمه(س) نگاه كردم.

فاطمه(س) خود سري از اسرار الهي است و دسترسي و شناخت مقام بلندش براي ما انسانهاي خاكي به سادگي ممكن نيست، بالاتر از آن، گوشه هاي بسياري از زندگاني اش چون در در صدف مخفي و پنهان باقي مانده است.

مصحف فاطمه(س)، سرچشمه جوشان معنويت و دانشها كه از طريق وحي بر او نازل گشته مانند قبر مطهرش رازي است كه در پرده مانده و در اختيار ما خاكيان نيست. به راستي مصحف فاطمه(س) چيست؟ چه زماني به وجود آمد؟ چه مطالبي را در بر دارد؟ و اكنون كجاست و در اختيار كيست؟ و... پرسشهايي است كه تا حدودي پاسخ آنها در اين نوشتار مختصر روشن مي گردد.


محدثه

از نامهاي معروف فاطمه زهرا(س) محدثه است كه امام صادق(ع) در سبب نامگذاري مادرش فاطمه به محدثه چنين مي فرمايد: انما سميت فاطمة محدثة لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتناديها كما تنادي مريم بنت عمران (1) اينكه فاطمه(س) به محدثه نامگذاري شد چون فرشتگان پيوسته از آسمان فرود مي آمدند و به فاطمه(س) خبر مي دادند همانطور كه به مريم دختر عمران خبر مي دادند.

فرشتگان خطاب به فاطمه(س) اين آيات را تلاوت مي كردند: - يا فاطمة - ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك علي نساء العالمين - يا فاطمة - اقنتي لربك واسجدي واركعي مع الراكعين. (2)

فاطمه(س) به فرشتگان خبر مي داد و آنان به او خبر مي دادند و سخناني با يكديگر داشتند كه در يكي از شبها فاطمه به آنها گفت: آيا مريم دختر عمران بر زنان عالم برتري ندارد؟

گفتند: مريم در روزگار خويش بانوي بزرگ زنان بود ولي خداوند عز و جل تو را در عصر خويش و در عصر او بزرگ بانوي زنان قرار داده است و تو «سيدة نساء الاولين و الآخرين » هستي. (3)

گر چه فرشتگان با كسي جز انبياء الهي گفتگو نداشتند ولي چهار بانوي بزرگ در تاريخ انبياء بودند كه پيامبر نبودند و در عين حال فرشتگان با آنان سخن مي گفتند:

الف) مريم، مادر حضرت عيسي(ع)
ب) همسر عمران مادر حضرت موسي و مريم(عليهماالسلام)
ج) ساره، مادر حضرت اسحاق و يعقوب(ع)
د) فاطمه زهرا(س). (4)

پيامبر اسلام(ص) در بستر بيماري از هوش رفته بود كه در خانه كوبيده شد. فاطمه(س) فرمود: كوبنده در كيست؟ عرض كرد: مرد غريبي هستم و پرسشي از رسول خدا دارم اجازه ورود مي دهيد؟ فاطمه پاسخ داد: برگرد خدا تو را رحمت كند! حال رسول الله مساعد نيست.

رفت و سپس برگشت و در را زد و گفت: غريبي است كه از رسول خدا اجازه مي گيرد آيا به غريبان اجازه ورود مي دهند؟ ناگاه رسول خدا(ص) به هوش آمد و فرمود: اي فاطمه! آيا مي داني چه كسي است؟ عرض كرد: خير يا رسول الله! فرمود: اين همان است كه جماعت ها را بهم مي زند و لذتهاي دنيوي را از بين مي برد او فرشته مرگ است! به خدا قسم پيش از من از احدي اجازه نگرفت و پس از من از كسي اجازه نخواهد گرفت و به سبب بزرگواري و كرامتي كه در پيشگاه خداوند دارم تنها از من اجازه مي گيرد به او اجازه ورود بده!

فاطمه فرمود: داخل شو خداوند تو را رحمت كند!

فرشته مرگ چون نسيم ملايمي وارد شد و فرمود: السلام علي اهل بيت رسول الله (5)

اين جريان ناگوار از نوع سخناني است كه فاطمه زهرا(س) با فرشته داشته است و به راستي كه فاطمه محدثه است.


پيدايش مصحف فاطمه(س)


زهرا(س) پس از رحلت پيامبر(ص) 75 يا 95 روز، در جهان زندگي كرد. در اين مدت بسيار كوتاه كه دوره صبر و استقامت، حمايت از حريم ولايت و در عين حال حزن و اندوه زهراي مرضيه بود; جبرئبل امين - فرشته وحي - بر او فرود آمد و با گزارشهايي كه از منزلت پدر بزرگوارش در نزد خدا و نيز آينده تاريخ اسلام و تشيع الهام مي كرد كتاب ارزشمندي به نام «مصحف فاطمه(س)» براي امامان معصوم(ع) به يادگار ماند.

امام صادق(ع) در پاسخ به محدثاني كه در باره مصحف فاطمه(س) سؤال كردند مدت طولاني سكوت كرد. ... ثم قال: انكم لتبحثون عما تريدون و عما لا تريدون ان فاطمة مكثت بعد رسول الله(ص) خمسة و سبعين يوما و كان دخلها حزن شديد علي ابيها و كان جبرئيل(ع) ياتيها فيحسن عزاءها علي ابيها و يطيب نفسها و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها في ذريتها و كان علي(ع) يكتب ذلك فهذا مصحف فاطمة(س) (6)

سپس فرمود: شما در باره چيزهايي كه چه لازم داريد و يا لازم نداريد جستجو و تحقيق مي كنيد. فاطمه(س) پس از رسول خدا هفتاد و پنج روز حيات داشت و بر اثر رحلت پدرش اندوه فراوان بر او وارد گشت. جبرئيل - فرشته وحي - پيوسته بر او فرود مي آمد و ناگواريها و اندوه جدايي پدر را به خوبيها جلوه مي داد و به جانش آرامش مي بخشيد. به او از پدر و جايگاه بلندش در نزد پروردگار خبر مي داد و نيز از حوادث آينده كه بعد از فاطمه(س) نسبت به فرزندانش واقع خواهد شد گزارش مي داد. علي(ع) تمام آن گزارشها و اخبار را مي نوشت كه همين مصحف فاطمه(س) را شكل داد.

در حديث ديگري امام صادق(ع) در پاسخ محدثي كه سؤال كرد: مصحف فاطمه چيست؟ چنين فرمود: خداوند متعال زماني كه پيامبر را قبض روح كرد،بر فاطمه(س) از اثر رحلت پيامبر(ص) اندوهي وارد شد كه جز خداي عز و جل كسي نمي داند چه حزني بود. لذا خداوند فرشته اي را به سوي او فرستاد تا غم و اندوهش را برطرف نمايد و با او سخن گويد. فاطمه(س) جريان را به اميرالمؤمنين گزارش داد و علي(ع) فرمود: هر وقت ورود فرشته را احساس كردي و صدايش را شنيدي به من بگو و مرا از سخنانش آگاه كن. بنابراين اميرالمؤمنين(ع) آنچه را كه مي شنيد مي نوشت تا آنكه از سخنان و گزارشهاي نوشته شده مصحفي به وجود آمد. (7)

با دقت در اين دو حديث شريف مي توان گفت:

الف: مصحف فاطمه(س) در فاصله زماني پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) تا شهادت صديقه طاهره(س) به وجود آمده است.

ب: مصحف فاطمه(س) سخن وحي است كه توسط جبرئيل امين(ع) به فاطمه زهرا(س) الهام شده است.

ج: مصحف فاطمه(س) به دست مبارك مولا علي(ع) نوشته شده است.


زمينه هاي مصحف در زمان پيامبر

گرچه پيدايش و اتمام مصحف فاطمه(س) پس از رحلت رسول خدا انجام گرفت و از جانب خداوند به او الهام گشت كه احاديث زيادي بر اين دلالت دارد; ولي در برخي از روايات زمينه هاي پيدايش آن را از زمان حيات رسول الله مي داند.

از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: مصحف فاطمه(س) به املاء رسول الله و خط علي(ع) شكل گرفت. (8)

چنين مصحفي در چندين حديث با اسناد مختلف از امام صادق(ع) نقل شده است و اينكه رسول خدا املا كرد و علي(ع) با دست مباركش نوشت اين نظريه را اثبات مي كند كه مصحف فاطمه(س) در زمان پدرش بوجود آمد.

البته برخي قائل اند كه جمله «رسول الله » در اين احاديث منظور پيامبر اسلام نيست، بلكه همان فرستاده خدا فرشته وحي است كه اخبار و گزارشها را املا كرد و علي(ع) آنها را نوشت. (9)

شاهدي كه سخن اين گوينده را تاييد مي كند حديثي است كه ابوبصير از امام صادق(ع) نقل كرده و در آن كلمه رسول نيست. «انما هو شي ء املاه الله عليها و اوحي اليها» (10) همانا - مصحف فاطمه(س) - چيزي است كه خداوند آن را بر فاطمه(س) املاء و به سوي او وحي كرد. و روشن است كه املاء خدا به واسطه فرشته وحي است.

بنابراين مفهوم اين احاديث نيز شبيه آن رواياتي مي شود كه پيش از آن نقل كرديم كه در آنها پيدايش مصحف فاطمه را پس از رحلت پيامبر(ص) مي داند.

البته صحيفه هايي از مصحف فاطمه(س) كه برگها و قسمتهاي جزئي از آن مجموعه ارزشمند خدادادي است پيامبر در زمان حيات به فاطمه(س) ارزاني داد كه بعدها كامل گشت و به نام مصحف فاطمه(س) در اختيار امامان معصوم(عليهم السلام) قرار گرفت. چرا كه بخشي از آن مصحف در زمان پيامبر(ص) در اختيار جابر بن عبدالله انصاري (11) قرار گرفت كه هم اكنون همين صحيفه در جوامع حديثي شيعي در دسترس علاقه مندان است.

امام صادق(ع) فرمود: پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر بن عبدالله انصاري گفت: پرسشي داشتم كه هر وقت مناسب شد آن را مطرح كنم. جابر عرض كرد: هر زمان كه دوست داشتي در محضرتان خواهم بود. تا آنكه فرصت مناسبي پيش آمد و پدرم خطاب به جابر گفت: اي جابر! به من خبر ده از لوحي كه در دست مادرم فاطمه دختر رسول الله (عليهما السلام) ديدي و مادرم از نوشته هاي آن لوح به تو چه خبر داد؟

جابر عرض كرد: خداي را گواه مي گيرم كه در حيات رسول خدا براي عرض تبريك ولادت حسين(ع) بر مادرت فاطمه(س) وارد شدم كه در دستش لوح سبزرنگي چون زمرد درخشش داشت و در آن نوشته سفيدي كه چون خورشيد نورانيت داشت مشاهده كردم. عرض كردم: پدر و مادرم فدايت اي دختر رسول الله! اين لوح چيست؟ فرمود: اين لوحي است كه خداوند به پيامبرش هديه داده است و در آن نام پدرم، نام همسرم، نام فرزندانم و نام اوصياء از فرزندان نوشته شده است كه پدرم آن را به من بخشيد تا به سبب آن مرا خشنود كند. جابر گفت: مادرت فاطمه(س) آن را به من عطا كرد و خواندم و از آن رونوشت كردم. پدرم - امام محمدباقر(ع) - به جابر گفت: آيا ممكن است آن نوشته را بر من عرضه كني؟ گفت: آري! پدرم همراهش به منزل جابر رفت و پيش از آنكه آن لوح را بياورد ناگاه صحيفه اي از ورق نازكي كه در آن نوشته شده بود درآورد و گفت: اي جابر! نگاه كن در نوشته خودت تا من برايت بخوانم. جابر هم در نوشته خودش نگاه كرد و پدرم از روي نوشته اي كه داشت خواند; تا جايي كه اين دو نوشته حتي در يك حرف هم با يكديگر تفاوت نداشتند.

آنگاه جابر گفت: خدا را گواه مي گيرم نوشته اي كه در آن لوح ديدم چنين بود... (12)

مصحف فاطمه(س) از نگاه امامان

نشانه امامت


مصحف فاطمه(س) به عنوان اسرار رسالت و امامت، تنها در دست ائمه معصومين (عليهم السلام) به يادگار ماند و در بين حجتهاي خدا در روي زمين يكي پس از ديگري دست به دست گشت كه در اختيار داشتن آن را يكي از نشانه هاي امامت دانسته اند.

امام رضا(ع) وقتي علامت و نشانه هاي امام معصوم را شمارش كرد فرمود: «و يكون عنده مصحف فاطمة(س)» (13)

مصحف فاطمه(س) در نزد او از نشانه هاي امامت مي باشد. روايات بسياري دلالت دارد بر اينكه «جامعه »، «جفر» و «مصحف فاطمه(س)» در نزد ائمه است كه در فرصت مناسب به آنها مراجعه و مشكلات و نيازهاي فكري و علمي انسانها را حل مي كردند. تمام اين آثار گنجينه هاي گرانبهايي از معارف و دانشها بود كه تصور آنها در افكار مادي ذهن بشر نمي گنجد.

ابوبصير مي گويد: به حضور امام صادق(ع) رسيدم و عرض كردم: قربانت گردم! از شما سؤالي داردم، راستي در اينجا كسي - نامحرمي - هست كه سخن مرا بشنود؟، امام صادق(ع) پرده اي را كه ميان آنجا و حجره ديگر بود بالا زد و در آنجا سر كشيد سپس فرمود: اي ابا محمد! هر چه مي خواهي بپرس.

... آنگاه فرمود: اي ابا محمد! همانا «جامعه » نزد ما است و مردم چه مي دانند «جامعه » چيست؟ عرض كردم: قربانت شوم! جامعه چيست؟ فرمود: طوماري است به طول هفتاد ذراع با املاء رسول خدا و دستخط علي(ع) كه تمام حلال و حرام و همه نيازهاي مردم در آن موجود است حتي جريمه خراش.

... آنگاه فرمود: همانا «جفر» در نزد ما است و مردم چه مي دانند «جفر» چيست؟

عرض كردم: جفر چيست؟ فرمود: مخزني از چرم است كه علم پيامبران و اوصياء و دانشمندان گذشته بني اسرائيل در آن وجود دارد.

... آنگاه فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه(س) و ما يدريهم ما مصحف فاطمه(س)؟ (14)

همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است و مردم چه مي دانند كه مصحف فاطمه(س) چيست؟

ابوعبيده حذاء مي گويد: ابوجعفر - امام محمدباقر(ع) - خطاب به من فرمود: اي ابا عبيده! كسي كه نزد او شمشير رسول الله، زره، پرچم برافراشته اش و مصحف فاطمه(س) باشد، چشم روشني دارد.(15) (16)

رسول الله در نزد ما است. «و عندنا و الله مصحف فاطمة » به خدا قسم مصحف فاطمه(س) در نزد ما است. (17)


مصحف فاطمه(س) قرآن نيست

برخي از نااهلان و يا مغرضان بر شيعه خرده گرفته اند كه شيعيان قرآن ديگري تراشيده اند! و ممكن است در عصر حاضر نيز چنين اتهاماتي را وارد كنند و ناآگاهانه به باد انتقاد بگيرند. اين انتقادهاي نابخردانه و اهانت هاي ناروا ممكن است از چند چيز نشات گيرد:

الف: عدم رجوع به متون و منابع حديثي و جوامع روايي شيعي و ناآگاهي و عدم اطلاع از اينكه تشيع كه قائل است زهراي مرضيه(س) داراي كتاب و مصحف بوده است مقصود چيست؟

ب: عناد و لجاجت با انديشه هاي اسلام ناب و باورهاي اعتقادي و معارف كه از طريق امامان معصوم(ع) اين حجت هاي خدا در روي زمين در اختيار انسانها گذارده شد.

ج: ذهنيت و تصوري كه پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) در اذهان مسلمانان حتي اصحاب و ياران پيامبر از كلمه «مصحف » بود. چرا كه «مصحف » بيشتر به نوشته هايي از آيات قرآن اطلاق مي شد و در آن زمان مصحفهاي متعددي وجود داشت و شخصيتي كه داراي مصحف بود به همو نسبت مي دادند مثل اينكه مي گفتند مصحف علي(ع) به اعتبار اينكه مولا علي(ع) داراي مصحف بود. البته هم اكنون نيز تعبير «مصحف شريف » به قرآن مجيد شهرت بسيار دارد.

گرچه چنين استعمالي در آن زمان شهرت فراوان داشت ولي اين طور نبوده كه مصحف تنها به نوشته هاي آيات قرآن گفته شود بلكه نظرشان به معناي لغوي مصحف بوده چرا كه به مجموعه صحيفه هاي نوشته شده بين دو جلد كه به صورت كتاب درآمده باشد مصحف يا مصحف مي گويند. (18)

بنابراين به مجموعه صحيفه ها و نوشته هايي كه در موضوعات و مطالبي غير از آيات قرآن نوشته شده باشد مصحف اطلاق مي گردد و مصحف فاطمه(س) به همين اعتبار است.

ابوبصير مي گويد: در محضر امام صادق(ع) بودم و پرسيدم:

و ما مصحف فاطمه؟ قال: مصحف فيه مثل قرآنكم ثلاث مرات، و الله ما فيه من قرآنكم حرف واحد. (19)

مصحف فاطمه چيست؟ فرمود: مصحفي است سه برابر قرآن كه در دست شما است، ولي به خدا قسم حتي يك حرف از قرآن شما هم در آن نيست.

اين حديث آشكار مي سازد كه مصحف فاطمه(س) از نظر كميت و حجم سه برابر قرآن است ولي از نظر محتوا و مطالب حتي يك حرف از ظاهر قرآن هم در آن وجود ندارد.

علامه مجلسي در توضيح اين حديث مي نويسد: ممكن است كسي اين شبهه را كند كه در احاديث بسياري وارد شده قرآن همه احكام را در بردارد و نيز مشتمل بر حوادث و گزارشهاي حال و آينده تاريخ است. پس مصحف فاطمه در پي چه چيزي است و اين حديث چگونه معنا مي شود؟

در پاسخ شبهه مي گويد: آري قرآن چنين است ولي ممكن است منظور از مصحف معاني و تاويلاتي باشد كه ما از قرآن نمي فهميم نه معناي ظاهري كه از الفاظ درك مي كنيم و مي فهميم. لذا مقصود از قرآن شما همان الفاظ ظاهري قرآن است كه در مصحف فاطمه(س) وجود ندارد. (20)

البته احاديثي كه در آينده ذكر خواهد شد مطالب و موضوعات موجود در مصحف فاطمه را تا حدودي روشن مي سازد.

محمد بن مسلم از امام باقر و يا از امام صادق(ع) چنين نقل كرده است:

«و خلفت فاطمة مصحفا ما هو قرآن ولكنه كلام من كلام الله انزل عليها.» (21)

فاطمه(س) مصحفي را به يادگار گذاشت كه آن مصحف قرآن نيست ولي سخني از سخن خداست كه بر فاطمه(س) نازل كرده است.

حسين بن ابي العلاء مي گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود:

«ان عندي ... مصحف فاطمة ما ازعم ان فيه قرآنا» (22)

نزد من، مصحف فاطمه(س) است. البته تصور نكن كه در آن آيات قرآن باشد.

ابي حمزه مي گويد: امام صادق(ع) فرمود: «مصحف فاطمة(س) ما فيه شي ء من كتاب الله و انما هو شي ء القي عليها بعد موت ابيها» (23)

در مصحف فاطمه(س) چيزي از كتاب خدا - قرآن مجيد - نيست و تنها مصحف چيزي است كه بر فاطمه(س) پس از رحلت پدرش الهام گشته است.

روايات ديگري نيز وجود دارد كه دلالت مي كنند مصحف فاطمه(س) قرآن نيست و موضوعات و مطالب آن غير از آيات قرآن است. (24)


مصحف فاطمه(س) و علم الهي

دانشهايي كه بشر آنها را كسب مي كند بسيار جزئي و محدود است و پس از مدتي فراموشش مي شود و نسبت به علوم و دانشهايي هم كه در آينده وجود مي آيد بي اطلاع است. لذا تنها به علومي واقف است كه در حال حاضر به آنها دسترسي پيدا كرده است. اصطلاحات و دانش گذشته را كم كم از ياد مي برد و از آينده هم آگاهي ندارد.

ولي خداوند متعال كه عالم مطلق است علم او محدود به زمان نيست و گذشته و حال و آينده در نزد او يكسان است. اين دانش و حكمت خدايي كه زمان را در مي نوردد و تنها در اختيار اوست شمه اي از آن را به هر كس كه اراده كند عطا مي كند. يؤتي الحكمة من يشاء و من يؤت الحكمة فقد اوتي خيرا كثيرا. (25)

حكمت را به هر كه مشيتش تعلق گيرد مي دهد و آن كس كه حكمت داده شده است همانا خيري بسيار داده شده است.

البته اين دانش و اسرار الهي در حد اعلاي آن به پيشوايان دين ارزاني گشته است و مصحف فاطمه(س) مصداق بارزي از معارف و دانشهاي خدايي است كه به زهراي مرضيه(س) الهام شد و به عنوان اسرار نبوت و امامت در اختيار ائمه معصومين (عليهم السلام) قرار گرفت. بنابراين دانش و حكمت هاي موجود در مصحف فاطمه(س) از سوي خدا است كه محدود به زمان و مكان نيست و قابل قياس با دانشهاي بشري نيست.


مطالب مصحف فاطمه(س)


ابوبصير مي گويد: از امام محمدباقر(ع) از مصحف فاطمه(س) پرسيدم. فرمود: پس از رحلت پدرش بر فاطمه(س) نازل گشته است.

عرض كردم: آيا در آن چيزي از آيات قرآن است؟

فرمود: چيزي از آيات قرآن در آن نيست.

عرض كردم: برايم آن را توضيح دهيد.

فرمود: جلدها و اطراف آن از ياقوت زينت داده شده است و برگهاي آن از در سفيد است.

عرض كردم: قربانت گردم! در آن چه سخناني است؟

فرمود: خبرهاي عصر حاضر و نيز خبرهايي كه تا روز قيامت اتفاق خواهد افتاد در آن موجود است. خبر آسمانها و شماره فرشتگان آسماني، تعداد و نامهاي تمام كساني كه خداوند آنها را آفريده است. نامهاي رسولان، نامهاي تكذيب كنندگان و اسامي همه مؤمنان و كافران از آغاز آفرينش تا فرجام در آن موجود است.

اسامي و معرفي هر يك شهرهايي كه در شرق و غرب زمين است، تعداد مؤمنان و كافران هر شهر، اوصاف تكذيب كنندگان و نيز اوصاف ملت هاي گذشته و تاريخ آنها، طغيانگراني كه حاكم اند تعداد آنها و زمان حكومتشان، نامهاي پيشوايان و اوصاف آنها و آنچه در زمين يكي پس از ديگري مالك مي شوند، شرح حال بزرگان آنها و هر كس كه در ادوار آينده بيايد در مصحف موجود است.

اوصاف بهشتيان و تعداد كساني كه وارد بهشت خواهند شد، اوصاف جهنميان و نامهاي آنها در مصحف موجود است.

دانش قرآن آن طور كه نازل شده، دانش تورات و انجيل آن طور كه نازل گشته اند و دانش زبور و شماره درختهايي كه در تمام بلاد است در مصحف موجود است. (26)


اخباري كه جبرئيل بر فاطمه(س) وحي مي كرد

جبرئيل - فرشته وحي - كه پس از رحلت پيامبر(ص) بر فاطمه نازل مي شد دو قسم گزارش و اخبار به او وحي مي كرد. «و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها في ذريتها» (27)

الف: از پدرش و جايگاه و منزلتي كه در نزد پروردگار داشت خبر مي داد.

ب: از حوادث تلخ آينده تاريخ كه پس از شهادت صديقه طاهره(س) نسبت به فرزندانش از ناحيه دشمنان اهل بيت واقع خواهد شد گزارش مي داد.

بنابراين مصحف فاطمه(س) اين دو نوع گزارش و اخبار را هم در بردارد.
دانش آينده

امام صادق(ع) مي فرمايد: اما انه ليس فيه شي ء من الحلال و الحرام و لكن فيه علم ما يكون. (28)

آگاه باشيد! مصحف فاطمه(س) چيزي از حلال و حرام خدا را در برندارد بلكه در آن دانش آينده تاريخ است.


پاسخگويي به نيازهاي جامعه

امام صادق(ع) فرمود: در مصحف فاطمه(س) آنچه را كه مردم به ما نيازمندند ولي ما به احدي نياز نخواهيم داشت، حتي ارش خراش در آن موجود است. (29)

عبدالله بن حسن، تصورش اين بود دانشي كه امام صادق(ع) دارد مثل دانش بقيه مردم است. ولي امام صادق(ع) فرمود: آري! راست گفته است عبدالله بن حسن چون علمي كه او دارد مثل علم مردم است ولي به خدا قسم در نزد ما «جامعه » است كه در آن حلال و حرام خداست و در نزد ما جفر است و عبدالله بن حسن چه مي داند كه جفر آيا پوست شتر است يا پوست گوسفند و نزد ما مصحف فاطمه(س) است كه به خدا قسم حرفي از قرآن در آن نيست ... خوب عبدالله بن حسن آنگاه كه مردم از اطراف عالم بيايند و از او سؤال كنند چه جواب خواهد داد و چكار خواهد كرد؟! (30)


وصيت فاطمه(س)

امام صادق(ع) در برابر كساني كه حرفهايي مي زدند و اعتراضاتي داشتند مي فرمود:

اگر راست مي گويند مصحف فاطمه(س) را در بياورند و نشان دهند; مصحفي كه در آن وصيت فاطمه موجود است. (31)


پيشگويي

ائمه معصومين (عليهم السلام) به مصحف فاطمه(س) مراجعه و حوادث آينده را پيش از وقوع آن يادآوري مي كردند. حماد بن عثمان مي گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: زنادقه (32) در سال 128 قمري، قيام مي كنند و اين سخن را كه مي گويم به خاطر آن است كه در مصحف فاطمه(س) نگاه كردم. (33)

وليد بن صبيح مي گويد: امام صادق(ع) به من فرمود: اي وليد! من در مصحف فاطمه(س) دقت كردم و از آن مساله كه پرسيدي، چيزي در باره فرزندان فلاني، در آن نديدم جز گرد و غباري كه بر اثر سم اسبان بلند مي شود. (34)


نامهاي انبياء و حاكمان


امام صادق(ع) مي فرمايد: اما مصحف فاطمه(س) هر نوآوري كه به وجود بيايد و نيز نامهاي كساني كه تا روز قيامت مي آيند و حكومت دارند، در آن موجود است. (35)

فضيل سكره مي گويد: به محضر امام صادق(ع) مشرف شدم كه خطاب به من فرمود: اي فضيل! آيا مي داني در چه چيزي پيش از اين نگاه مي كردم؟! عرض كردم: خير! فرمود: من در كتاب فاطمه(س) نگاه مي كردم، البته حاكمي نيست كه حكومت كند مگر آنكه نام او و نام پدرش در كتاب فاطمه نوشته شده است و براي فرزند حسن اثري در آن نديدم. (36)

عبدالملك بن اعين مي گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم كه زيديه و معتزله اطراف محمد بن عبدالله (37) را گرفته اند، آيا او حاكم خواهد شد؟ در پاسخ فرمود: به خدا قسم نزد من دو كتاب است كه در آن كتابها نام هر پيامبر و نام هر حاكمي كه در زمين حكومت كند موجود است. خير! به خدا قسم كه محمد بن عبدالله هيچ كدام از اينها نيست. (38)

معلي بن خنيس مي گويد: امام صادق(ع) فرمود: هيچ پيامبر و جانشين پيام آور و حاكمي نيست مگر آنكه در كتابي كه نزد من موجود است، اسم آنها ذكر شده است. خير! به خدا قسم كه از محمد بن عبدالله بن حسن در آن نامي نيست. (39)


نامهاي امامان معصوم(ع)


در صحيفه اي كه قسمتي از مصحف فاطمه زهرا(س) است و توسط جابربن عبدالله انصاري در اختيار همگان قرار گرفته است نامهاي مبارك ائمه معصومين(عليهم السلام) يكي پس از ديگري ذكر شده است و اين خود يكي از مطالب مصحف فاطمه(س) را تشكيل مي دهد. (40)


نزد فرزندش امام زمان(عج)

صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالي به زهراي مرضيه است از ما است. (امام خميني(ره) (41)

مصحف فاطمه(س) اين خير كثير الهام شده از سوي خداوند متعال، به عنوان ميراث بس ارزشمندي در نزد امامان معصوم(ع) دست به دست گشته است و هم اكنون در اختيار مهدي فاطمه حجت خدا بر روي زمين است.

روايات بسياري از ائمه نقل شد كه در آنها لفظ «عندنا» يا «عندي » است و اين تعبير مي فهماند كه مصحف فاطمه(س) به مثابه علامت و نشانه اي از امامت، تنها در اختيار آنان بوده است و در مواردي نيز عليه كج انديشان و منحرفان از مسير امامت بدان احتجاج مي كردند و به اين وسيله حقانيت خويش و ادعاي دروغين آنها را آشكار مي ساختند.

ابوبصير مي گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه مي فرمود: «ما مات ابوجعفر(ع) حتي قبض مصحف فاطمه(س)» (42)

ابوجعفر - امام محمد باقر(ع) - از دنيا نرفت تا آنكه مصحف فاطمه(س) را تحويل داد.

علي بن ابي حمزه مي گويد: عبد صالح - منظور امام موسي كاظم(ع) - فرمود: عندي مصحف فاطمه(س) ليس فيه شئ من القرآن. (43)

نزد من، مصحف فاطمه(س) است كه البته چيزي از قرآن در آن نيست.

ابوبصير مي گويد: به امام محمد باقر(ع) عرض كردم: جانم فدايت! پس از رحلت جانسوز فاطمه(س) آن مصحف به چه كسي انتقال گرديد؟

فرمود: فاطمه(س) شخصا آن را به اميرالمؤمنين(ع) تحويل داد و پس از شهادت علي(ع) به امام حسن(ع) منتقل گشت و پس از او به امام حسين(ع) و آنگاه در خاندان حسين(ع) دست به دست گشت تا اينكه به صاحب الامر(عج) تحويل داده شد. (44)

اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك.


پي نوشتها:

1- عوالم العلوم و المعارف والاحوال، علامه بحراني، ص 36.
2- آل عمران،3 / 42 ،43 آيات خطاب به مريم است و اذا قالت الملائكة يا مريم ... و چون فرشتگان همين آيات را خطاب به فاطمه زهرا(س) تلاوت كرده اند به جاي يا مريم يا فاطمه گفته اند.
3- عوالم العلوم و المعارف و الاحوال، ص 36.
4- مناقب ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ح 3، ص 336.
5- همان مدرك.
6- اصول كافي، ج 1، ص 241 و 458; بصائر الدرجات، ابوجعفر محمد بن حسن صفار، ص 153; مسند فاطمة الزهراء، عزيزالله عطاردي، چاپ اول، ص 281; بحارالانوار، ج 22، ص 545 و ج 43، ص 79.
7- اصول كافي، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص 157; مسند فاطمة الزهراء، ص 282; بحارالانوار، ج 43، ص 80 و ج 26، ص 44 و ج 47، ص 65.
8- بصائر الدرجات، ص 156،157، 161; بحارالانوار، ج 26، ص 40 و46 و 48; ج 47، ص 271.
9- بحارالانوار، ج 26، ص 42.
10- بحارالانوار، ج 26، ص 39.
11- جابر بن عبدالله پانزده سال پيش از هجرت در مدينه به دنيا آمد، از طايفه خزرجيان بود. او و پدرش عبدالله بن حرام از پيشتازان اسلام بودند. پدرش در جنگ احد به شهادت رسيد. جابر از مسلمانان پيش از هجرت و از اصحاب با فضيلت رسول خدا(ص) بود كه در19 غزوه، از جمله جنگ بدر در ركاب پيامبر(ص) حضور داشت و در جنگ صفين نيز در ركاب علي(ع) جنگيد. اين محدث بزرگ شيعه در اواخر عمر نابينا شد و با همان حال، همراه عطيه عوفي در اولين اربعين به زيارت كربلا آمد. وي آخرين فردي بود كه از حاضران پيمان عقبه بود. بدن او را به جرم دوستي اهل بيت، در زمان حجاج داغ نهادند و سرانجام در سال 78 هجري قمري، در سن نود و چند سالگي در حالي كه نابينا بود از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شده. (فرهنگ عاشورا، جواد محدثي، ص 127).
12- رك: اصول كافي، ج 1، ص 527; الاختصاص، شيخ مفيد، ص 210; مسند فاطمة الزهراء، ص 286.
13- بحارالانوار، ج 25، ص 117.
14- حديث با تلخيص نقل شده. اصول كافي، ج 1، ص 239; بصائر الدرجات، ص 151; بحارالانوار، ج 26، ص 38.
15- بحارالانوار، ج 26، ص 211.
16- امام حسن مجتبي(ع) پسري داشت كه نام او هم حسن بود و به همين سبب به او «حسن مثني » مي گفتند. حسن مثني در كربلا در خدمت امام حسين(ع) بود. مجروح شد و در ميان مجروحين افتاده بود. بعد كه به سراغ مجروحين آمدند، يك كسي كه با او خويشاوندي مادري داشت واسطه شد و متعرضش نشدند، خودش را معالجه كرد و خوب شد. بعدها با فاطمه دختر امام حسين(ع) ازدواج كرد و از اين ازدواج فرزنداني به وجود آمد كه يكي از آنها همين عبدالله است. عبدالله از طرف مادر نوه امام حسين(ع) از طرف پدر نوه امام حسن(ع) است. به همين جهت افتخار مي كرد و مي گفت من از دو طريق فرزند پيغمبرم و از دو راه فرزند فاطمه(س) هستم. لذا به او «عبدالله محض » مي گفتند يعني خالص از اولاد پيغمبر. عبدالله در زمان امام صادق(ع) رئيس اولاد امام حسن(ع) بود چنانكه امام صادق(ع) رئيس و بزرگتر بني الحسين بود. در جريانات سياسي كه در عصر امام صادق(ع) پيش آمد و عباسيان روي كار آمدند. در آغاز عبدالله بن حسن راه ديگري رفت و گوش به سخن امام صادق(ع) نداد و پندها و سخنان امام را به حسادت حمل مي كرد! تا آنكه از بني عباس و ديگران براي فرزندش بيعت گرفت و بني عباس هم چون در ابتدا زمينه را براي خودشان فراهم نمي ديدند از وجاهت و موقعيت آل علي استفاده كردند و با محمد پسر عبدالله به عنوان مهدي امت بيعت كردند. خواستند از امام صادق(ع) بيعت بگيرند ولي امام(ع) مخالفت كرد كه مساله مهدي فعلا وقتش نيست، دروغ است. مهدي امت اين نيست ولي تحت عنوان امر به معروف و نهي از منكر و مبارزه با ظلم حاضرم همكاري و بيعت كنم. (براي آگاهي بيشتر مراجعه كنيد به سيري در سيره ائمه اطهار، شهيد مطهري، از ص 124 به بعد).
17- بصائر الدرجات، ص 153; بحارالانوار، ج 26، ص 40.
18- رك، لسان العرب، ج 10، كلمه صحف و مفردات راغب.
19- حديث قسمتي از حديثي است كه در پاورقي 14 منابع آن ذكر گرديده است.
20- بحارالانوار، ج 26، ص 40.
21- بصائر الدرجات، ص 156.
22- اصول كافي، ج 1، ص 240; بصائر الدرجات، ص 150 و 154; بحارالانوار، ج 26، ص 37.
23- بصائر الدرجات، ص 159; مسند فاطمة الزهراء(س)، ص 292; بحار، ج 26، ص 47.
24- بصائر الدرجات، ص 154 و 160; بحار، ج 26، ص 46.
25- بقره، 2،269.
26- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 290 و 291. البته با كمي تلخيص نقل شده است.
× امكان ذخيره سازي و بازيابي حجم بالاي اطلاعات در ديسك هاي CD ليزري با سرعت مافوق تصور، شاهد خوبي بر اين است كه مي توان در جايگاه محدودي اين حجم بالاي اطلاعات را ذخيره نمود.
27- قسمتي از حديثي است كه منابع آن در پاراگراف 6 نقل شده است.
28- قسمتي از حديثي است كه منابع آن در پاورقي 7 ذكر شده است.
29- بصائر الدرجات، ص 150; اصول كافي، ج 1، ص 240، بحار، ج 26، ص 37.
30- بصائر الدرجات، ص 157 و 161، بحار، ج 26، ص 46.
31- اصول كافي، ج 1، ص 241; بصائر الدرجات، ص 157 و158.
32- زنادقه جمع زنديق است و زنديق در اصطلاح به مسلمان ملحدي گويند كه تفسيرهاي او از نصوص شرعيه قرآن و سنت، موجب گمراهي مسلمانان گردد. كلمه زنديق، از ريشه پهلوي زنديك مي آيد كه به معني مفسر «اوستا» كتاب زرتشت است و چون مانويان و مزدكيان جرات اظهار عقايد ديني خود را نداشتند به تفسير اوستا پرداخته و مي گفتند: منظور ما از اين سخنان شرح و تفسير اوستا مي باشد، از آن جهت ايشان را زنديك ناميدند. زنادقه غالبا قائل به اباحه و شك در دين و نوعي آزادانديشي و اغلب «ثنوي » بودند مانند صالح بن عبدالقدوس كه قائل به دو اصل قديم «نور» و «ظلمت » بود. زنادقه از اساس منكر خدا و اديان بودند و طبقه اي بودند كه تعهدي نداشتند و حتي در حرمين مكه و مدينه و در مسجد الحرام و مسجد النبي مي نشستند و حرفهايشان را مي زدند. البته به عنوان اينكه بالاخره فكري است، شبهه اي است كه براي ما پيدا شده و بايد بگوييم زنادقه طبقه متجدد و تحصيل كرده آن عصر بودند كه با زبانهاي زنده آن روز دنيا آشنا بودند، زبان سرياني را كه در آن زمان بيشتر زبان علمي بود مي دانستند، بسياري از آنها زبان يوناني و بسياري ايراني بودند و زبان فارسي مي دانستند و بعضي هم زبان هندي. بيشتر معتقدند كه ريشه زندقه از مانويها است. (رك، فرهنگ فرق اسلامي، محمد جواد مشكور، ص 210; سيري در سيره ائمه اطهار، شهيد مطهري، ص 146).
33- آغاز حديثي است كه منابع آن در پاورقي 7 ذكر شده است.
34- بصائر الدرجات، ص 161; مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292; بحار، ج 26، ص 48 و156.
35- بحارالانوار، ج 26، ص 18.
36- اصول كافي، ج 1، ص 242، بحار، ج 26، ص 155.
37- محمد بن عبدالله بن حسن معروف به «نفس زكيه » كه به عنوان مهدي است با او بيعت شد و خودش هم باورش شده بود كه مهدي است. ولي امام صادق(ع) مخالفت كرد كه دروغ است، مهدي امت ايشان نيست و امام(ع) پيش بيني كرد كه فرزندان عبدالله بن حسن به دست منصور دوانقي كشته مي شوند و آنهايي كه حكومت مي كنند نه عبدالله و فرزندان او. طولي نكشيد كه پيش بيني امام محقق شد و حكومت به دست ابوالعباس سفاح و برادرانش افتاد و محمد بن عبدالله (نفس زكيه) توسط منصور كشته شد. (براي توضيح بيشتر از جريانات سياسي اين عصر رجوع كنيد به سيري در سيره ائمه اطهار، شهيد مطهري، ص 133 به بعد).
38- اصول كافي، ج 1، ص 242.
39- بحارالانوار، ج 26، ص 156 و ج 47، ص 32.
40- اصول كافي، ج 1، ص 527; الاختصاص، شيخ مفيد، ص 210. اين صحيفه به نقل هاي ديگري نيز رسيده است كه در يكي از نقل ها علاوه بر اسامي ائمه معصومين(ع) نام مادر هر يك از امامان نيز ذكر شده است. (مسند فاطمة الزهراء، ص 248)
41- وصيت نامه سياسي الهي امام خميني(ره)، ص 3. منظور حضرت امام از كلمه صحيفه همان مصحف فاطمه است كه به معناي كتاب است. گرچه صحيفه چيزي است كه در آن مي نويسند و از مجموعه صحيفه نوشته شده، كتاب حاصل مي شود ولي خود صحيفه نيز به معناي كتاب آمده است (ر.ك، لسان العرب، ج 7، ص 291) چنانچه به مجموعه دعاهاي امام سجاد(ع)، صحيفه سجاديه، و به مجموعه سخنرانيها، بيانيه ها و اعلاميه هاي حضرت امام راحل(ره)، صحيفه نور، گفته مي شود.
42- بصائر الدرجات، ص 158; بحار، ج 26، ص 47.
43- همان، ص 154; بحار، ج 26، ص 45.
44- مسند فاطمة الزهرا(س)، ص 292.
علامه آقابزرگ تهراني در الذريعه، ج 21، رقم 4248 از مصحف فاطمه(س) نام برده و مي نويسد: مصحف فاطمه از امانات امامت است كه در نزد امام و مولايمان صاحب الزمان(عج) موجود است.

برچسب ها:حضرت زهرا - قرآن - اهل بيت - پاسخ شبهات


نظرات
    فــــرم ورود اطلاعات:
    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    پست الکترونيک:
    با استفاده از آدرس پست الکترونيک با ما در ارتباط باشيد
    نظرات:

    کد:

    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    نام گیرنده:
    پست الکترونيک گیرنده:

    موضوع: