جمعه|05 خرداد 1396|28 شعبان 1438|26 May 2017
زمان انتشار: 1396/02/18 - 09:43 |

الگوي ايمان، ادب و شجاعت براي جوانان

حضرت علي اكبر(ع) در خانداني نشو و نما يافت كه حافظ سرّ خداوند، جانشينان بر حقّ آخرين پيامبر (ص) و ذريه او هستند. آن حضرت يكي از بارزترين نمونه هاي كمال و اسوه هاي پاكي و مردانگي، الگوي ايمان ، ادب و شجاعت و اسوه اي شايسته براي جوانان است.
جامعه اسلامي و به خصوص نسل جوان در جستجوي قهرماني محبوب و اسوه اي شايسته است تا اخلاق و رفتار خويش را مطابق او تنظيم نمايد. بدان اميد كه پرتوي از كمالات وي در وجودش راه يابد و از امتيازات الگوي خويش بهره مند گردد. يك جامعه سالم و زنده كه مشعل اصلاح، ترقي، توسعه فكري و فرهنگي را به دوش مي كشد و در تباهي ها و مفاسد كنوني كه چون مرداب هاي متعفّن جهان را فرا گرفته، انسان هاي تشنه حق را به سرچشمه معنويت و معرفت توجّه مي دهد، در صورتي مي تواند در اين راه موفق شود كه در جهت بهبود وضع فكري و روحي جوانان اهتمام ورزد.

به طورمسلم بزرگ ترين و مؤثرترين عامل كه جوانان را به سوي معارف ديني و افتخارات معنوي سوق مي دهد و مجد و عزّت و عظمت آنان را ميسر مي سازد و روح ايمان و فداكاري را در اعماق وجودشان احيا مي كند، معرفي ابعاد زندگي اسوه هاي فضايل و جلوه هاي مكارم است. آري، بايد براي تقويت عرق ديني و ترويج سنّت هاي نيكو در ميان نسل جوان از اراده هاي نيرومند و همّت طلايه داران عظمت هاي معنوي استمداد طلبيد كه حضرت علي اكبر يكي از اين چهره هاست.

به علاوه روي آوردن به حماسه هاي راستين به اراده و انديشه ما ايمان و صلابت مي بخشد و آشنايي با چهره هاي تابناكي كه با شايستگي، اصالت، لياقت ذاتي و فضيلت آفريني به فرازين قله هاي كرامت صعود كردند، به جامعه جوانان شخصيت، هويت، خودآگاهي و قدرت معنوي مي بخشد. از اين رو نگارنده در اين نوشتار كوشيده است به معرفي شمّه اي از زندگي حضرت علي اكبر عليه السلام بپردازد:

مست صهباي علي اكبر شدم
سرخوش از اين باده تا محشر شدم
غرق گشتم اندر اين بحر بسيط
كرده ام گم دست و پا در اين محيط

بوستان معني

حضرت علي اكبر عليه السلام در خانداني نشو و نما يافت كه حافظ سرّ خداوند، جانشينان بر حقّ آخرين پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و ذريه او هستند.

پدرش سبط رسول خدا، خامس آل عبا، از مخصوصين آيه تطهير و سيد جوانان بهشت است.

مادر علي اكبر ليلي، دختر ابي مرة بن عروة بن مسعود ثقفي است. اين زن براي امام حسين عليه السلام پسري رشيد، دلير، خوش سيما به دنيا آورد. بهره اش از ايمان و پاكي موجب گرديد تا با زنان اهل بيت عصمت و طهارت همنشين باشد و بر سر سفره انسان هاي پاك و وارسته حاضر گردد. اجداد اين زن از ياران رسول خدا صلي الله عليه و آله و اهل بيت بوده اند. درباره خصوصيات وي حارث بن خالد مخزومي شعري سروده كه ترجمه اش چنين است:

«او (ليلي)، پدر و مادرش، وفادارترين قريش در حفظ پيمان هستند و عموهايش از تيره ثقيف مي باشند.»

در روز يازدهم شعبان سال سي و سوم هجرت ستاره اي پرفروغ در آسمان خاندان عصمت هويدا گرديد كه درخشش و تابش آن شيعيان و اصحاب ائمه را در موجي از شادي و شعف فرو برد. اين دُرّ درخشان كسي جز علي اكبر نيست كه در شهر مدينه و در بيت امامت ديده به جهان گشود.

شرايط خانوادگي و محيط پرورش او پاكيزه ترين و عالي ترين مكان بود، اين كودك تحت عنايت ويژه پدر و در سايه توجّهات عمويش امام حسن عليه السلام و در دامان مادرش ليلي پرورش يافت، با ولادت وي رايحه عطرآگين رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در فضاي خانه امام حسين عليه السلام بيش از پيش استشمام مي گرديد. هر كس بر او مي نگريست، انگشت حيرت به دندان مي گرفت. چرا كه گويي فروغ پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را نظاره گر است.

حضرت امام حسين عليه السلام نام وي را علي ناميد تا نام پدر را در جامعه اسلامي برخلاف تبليغات مسموم و شايعات امويان، احيا كند. از سنت هاي ائمه اين بود كه براي فرزندان خود كنيه تعيين مي كردند. چنانچه امام باقر عليه السلام فرموده اند: «ما براي فرزندانمان در دوران كودكي كُنيه مشخص مي كنيم، زيرا بيم آن داريم كه در سنين بالاتر به لقب هاي ناگوار مبتلا شوند.» حضرت امام حسين عليه السلام در جهت اجراي اين سنّت پسنديده كنيه ابوالحسن را كه كنيه پدرش مي باشد براي فرزندش، علي اكبر عليه السلام، برگزيد و اين عنوان براي آن بود كه وي از همان دوران كودكي مورد توجّه قرار گيرد و در اجتماع از اعتماد به نفس بهتري برخوردار باشد و اگر اولاد پسري آورد، نامش را حسن بگذارد.

در آداب زيارت علي اكبر كه «ابو حمزه ثمالي» از امام ششم عليه السلام روايت كرده آمده است كه «صورت را بر قبر بگذار و بگو: «صلّي اله عليك يا اباالحسن» و اين ذكر را سه مرتبه تكرار نما.»
علّامه سيد ابراهيم موسوي زنجاني عقيده دارد كه علي اكبر فرزند نداشته ولي كنيه اش ابوالحسن بوده است.امّا علامه مقرّم احتمال داده كه علي اكبر فرزندي به نام حسن داشته و شاهد بر اين ادعا را روايت احمد بن ابي نصر بزنطي مي داند.

اين سيد شهيد به لقب اكبر معروف گرديد و اين لقب به دليل فزوني سن او از امام سجّاد مي باشد.

شكوفايي شكوهمند

حضرت امام حسين عليه السلام جهت تربيت حضرت علي اكبر عليه السلام خود را با عوالم فرزندش هماهنگ ساخت و رفتاري را كه در خور درك نوباوه اش بود پيش گرفت، زيرا در روايتي از اهل بيت (آمده است: «من كان له صبي فليتصابّ»هر كس بچه دارد، بايد خود را به بچگي بزند و اين برنامه را در مكتب جدّش حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم آموخته بود.

آن امام همام عليه السلام در سايه معيارهاي تربيتي قرآن و سنت شخصيت فرزندش را به عنوان انساني شجاع، طالب فضيلت و مُصرّ در احقاق حق بارور نمود؛ او عالي ترين عواطف را نثار فرزندش كرد و با بوسيدن و نگاه هاي آميخته با محبت و لبخندهاي شادمانه اين رفتارهاي عاطفي را نسبت به علي اكبر عليه السلام بروز داد. عقاد مي گويد: «امام حسين عليه السلام از آن كساني بود كه به فرزندان خود محكم ترين علايق و محبت ها را دارند و عواطف نيرومندي دارند.»

امام به فرزند خويش كمك مي كرد تا شخصيت او رشد كند. حتّي در معاشرت ها و مجالست ها برايش حيثيت والايي قايل مي گرديد و جايي را برايش فراخ مي ساخت تا بنشيند. به هنگام نام بردن از او الفاظي توأم با احترام به كار مي برد تا از همان دوران كودكي احساس سرافرازي كند و بتواند در سايه چنين هويتي از دين خدا دفاع كند يا حقوق محرومان را باز ستاند و در برابر اجحاف و ستم بي تفاوت نماند و عصيان مطلوب در مقابل رفتارهاي زشت و نامشروع داشته باشد.

از سن هفت سالگي كودك را به تنظيم رفتارهاي پسنديده تمرين مي داد؛ با مراقبت هاي صحيح و سنجيده و اصولي تحرك هايش را سامان مي بخشيد و تحت ضوابطي معقول قرار مي داد؛ از همين دوران تمرين هاي ديني و آموزش حكمت ها را براي فرزندش به كاري بست و به وي توصيه مي كرد نماز بخواند زيرا جدّ ماجدش فرموده است:

«مروا اولادكم بالصّلوة لسبع؛ كودكان خود را از سن هفت سالگي به نماز واداريد. »

در همين دوران امام زمينه هايي را فراهم ساخت تا فرزندش قرآن را بياموزد و با اين اقيانوس بي كران الهي آشنا شود.

عبدالرحمان سلمي به حضرت علي اكبر عليه السلام سوره حمد را مي آموخت، وقتي طفل تمام سوره را آموخت و آن را در حضور پدر قرائت كرد، امام به معلمش پول و هداياي فراوان داد و دهانش را از مرواريد پر نمود. برخي از اين رفتار حضرت شگفت زده شده و چنين عطايي را براي آن تلاش معلم بزرگ دانستند. دليل آن را از امام سوم جويا شدند. حضرت فرمودند: اين هدايا كجا مي تواند با عطاي سلمي؛ يعني، تعليم قرآن (آموزش سوره حمد) برابري كند كه هرچه به ازاي آن داده شود، ناچيز است.»

آيينه پيامبر

به خاطر پيوستگي عاطفي، معنوي و روحي رسول خدا صلي الله عليه و آله با امام حسين عليه السلام خصوصيات ظاهري و برخي خصلت هاي اخلاقي وي به فرزندش علي اكبر انتقال داده شد، او به عنوان آيينه تمام نماي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مشهور گرديد. به نحوي كه حتّي دشمنان و معاندان به اين ويژگي و شباهت تام و تمام اعتراف مي كردند. علي اكبر در خَلق، خُلق، منطق و بيان در عصر خويش شبيه ترين افراد به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بود؛ زيرا پدر بزرگوارش درباره ا ش هنگامي كه عازم جنگ با اشقيا بود فرمود: «اللهمّ اشهد علي هولاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه النّاس خلقا و خلقا و منطقا برسولك محمد صلي الله عليه و آله»

اگر كسي با صوت پرجذبه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آشنا بود و علي اكبر از پشت ديواري زبان به سخن گفتن مي گشود، آن فرد تصور مي كرد رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در حال تكلم است. هنگامي كه اهل بيت (از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ياد مي نمودند. به علي اكبر نظر مي افكندند و چون دل پدر براي صوت قرآن جدش تنگ مي گرديد، به جوانش مي فرمود: «علي جان برايم قرآن بخوان تا محظوظ گردم.»

عده اي از مردم مدينه كه نسبت به پيامبرش شوق و علاقه داشتند و با ارتحال آن خورشيد پرفروغ و ابدي در اندوهي ژرف به سر مي بردند، گاهي دسته دسته به منزل علي اكبر مي رفتند و به شوق سيد پيامبران او را زيارت مي كردند. علي اكبر هم با كرامت خاصّي از آنان پذيرايي مي نمود و وسايل مهمان نوازي را به وجه احسن تدارك مي ديد.

آن حضرت به حدي در قلوب مردم جا گرفته بود كه مخالفين هم با ديده احترام و عزّت به او مي نگريستند.

علامه فقيد آيه الله حاج شيخ محمد حسين غروي معروف به كمپاني در شعري علي اكبر را چنين معرفي مي كند:

روح روان عالمي جان نبي خاتمي
طاووس آل هاشمي ناموس حق عزّوجلّ

فضايل علي اكبر عليه السلام

حضرت علي اكبر عليه السلام به عبادت و راز و نياز با خداوند عشق مي ورزيد؛ در راه فراهم آوردن نيازهاي بندگان خدا كوشا بود؛ ايمان راسخ، شجاعت و شهامت به او بخشيده بود و در طريق دانش و معرفت به كمالاتي نايل و چشمه هاي حكمت در روح و روانش جاري گشته بود؛ محدثي بنام بود و از جدّش روايت نقل مي كرد.

دلايلي كه از مقام والاي اين جوان هاشمي حكايت دارند، بدين صورت مي توان برشمرد:

1- جامع ترين و بهترين سخن در خصوص فضايل او همان بيانات حضرت امام حسين عليه السلام است كه وقتي جوانش عازم ميدان رزم با اشقيا بود، بر زبان آورد.

2- ارزش معنوي علي اكبر عليه السلام تا به آن اندازه است كه پدر بزرگوارش كه داراي مقام عصمت و امامت مي باشد، زندگي پس از او را فنا و مرگ مي داند.

3- حضرت امام حسين عليه السلام به هنگام بدرقه جوانش به سوي ميدان اين آيه را تلاوت فرمود:

«انّ الله اصطفي آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران علي العالمين ذرّيه بعضها من بعض. . .»

كه درجاتي از پاكي و طهارت روح را براي علي اكبر عليه السلام به اثبات مي رساند.

4- هنگامي كه بدن علي اكبر زخم هاي فراوان خورده بود، خطاب به پدر گفت: «از شربتي كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به دستم داد، سيراب شدم كه در آن تشنگي نمي باشد و امام را براي نوشيدن اين شربت فرا خواند و اين حقيقت شأن و منزلت علي اكبر را تأييد مي كند.»

5- امام سجاد عليه السلام بدن مطهر او را در مقبره اي مستقل در مجاورت مرقد مطهر پدرش به گونه اي دفن نمود كه از ديگر قبور شهدا مشخص باشد.[

6- ائمه معصومان در روايات و زيارات مستقل، مقام او را به پاكي و طهارت نفس ستوده اند.

7- در موقفي به نام «بني مقاتل» امام حسين عليه السلام را خواب سبكي فرا گرفت كه پس از آن آيه استرجاع بر زبان جاري نمود، در گفت و گويي كه بين پدر و پسر رخ داد، علي اكبر عرض كرد: اي پدر وقتي بر حق بودن ما قطعي است، ديگر از مرگ در راه آن باكي نداريم. امام وقتي چنين معرفتي را از پسر ديد فرمود:

«خدايت پاداشي نيكو عطا كند. نيكوترين پاداش كه بايد فرزندي از پدر دريافت كند.»

8- وقتي علي اكبر عليه السلام به شهادت رسيد، امام قاتلان او را به عنوان افرادي معرفي كرد كه بر خداوند رحمان جسارت كرده و حرمت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم را هتك نموده اند.

9- حضرت مهدي (عج) در زيارت ناحيه مقدسه او را از نسل پاك و تبار ابراهيم عليه السلام دانسته، بر او و پدرش درود فرستاده است.

10- عظمت مقام و خصال حميده اين جوان در حدي است كه در ميان اقوام عرب به بزرگ منشي و عزت نفس معرفت بوده و دشمنان، صفات خوب او را مورد تحسين قرار داده اند.

11- علي اكبر از دو وجه حيات معنوي و طيبه دارد: يكي آن كه اهل معرفت، خرد و حكمت است. ديگر اين كه در راه احياي دين، حمايت از حريم ولايت و ستيز با شقاوت به شهادت رسيده، از اين جهت تا ابد زنده است.


برچسب ها:علي اكبر - جوانان -الگو


نظرات
    فــــرم ورود اطلاعات:
    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    پست الکترونيک:
    با استفاده از آدرس پست الکترونيک با ما در ارتباط باشيد
    نظرات:

    کد:

    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    نام گیرنده:
    پست الکترونيک گیرنده:

    موضوع: