سه شنبه|04 ارديبهشت 1397|07 شعبان 1439|24 April 2018
زمان انتشار: 1397/01/26 - 16:37 |

سخنران بعثه مقام معظم رهبري در كربلا:

شخصيت شناسي حادثه عاشورا، كربلا را به يك جريان تبديل مي كند

حجت الاسلام والمسلمين اويسي با بيان اينكه شخصيت شناسي حادثه عاشورا، كربلا را از يك حادثه به يك جريان تبديل مي كند، بر انجام مطالعات وسيع در اين زمينه تأكيد كرد.
به گزارش خبرنگار اعزامي پايگاه اطلاع رساني حج از كربلاي معلا، حجت الاسلام والمسلمين اويسي در جلسه توجيهي روحانيان و مداحان كاروان هاي زيارتي عتبات عاليات، بر اهميت موضوع شخصيت شناسي حادثه عاشورا از دو بعد شخصيت هاي مثبت و منفي دخيل در اين واقعه تأكيد كرد.

وي با بيان اينكه درباره اصحاب امام حسين(ع) منابع و مطالب بسيار محدودي وجود دارد و بعضا درباره 30 تن از ياران آن امام همام هيچ اطلاعاتي در دست نداريم، گفت: درباره 40 شخصيت كليدي پژوهش هايي انجام داده ايم و مطالب ارزشمندي نيز به دست آورده ايم كه در منبعي ذكر شده است.

اين پژوهشگر حوزوي افزود: شخصيت شناسي حادثه عاشورا از اين منظر مورد اهميت است كه بررسي كنيم ياران اباعبدالله الحسين(ع) چه ويژگي هايي داشتند و چه كساني بودند كه در مقام قله انسانيت قرار گرفتند و امام حسين(ع) درباره آنها فرمود من اصحابي از اصحاب خودم بهتر و با وفاتر سراغ ندارم.

حجت الاسلام والمسلمين اويسي با بيان اينكه موضوع شخصيت شناسي حادثه عاشورا، كربلا را از يك حادثه به يك جريان تبديل مي كند، خاطرنشان كرد: درباره اصحاب و ياران امام حسين(ع) هيچ كتابي وجود ندارد، بنابراين لازم است در اين زمينه مطالعات وسيعي انجام شود.

وي در ادامه به شخصيت شناسي چهار تن از ياران امام حسين(ع) كه بعد از شهادت آن حضرت به شهادت رسيدند پرداخت و گفت: اين چهار نفر «سعد بن الحرث» و برادرش «ابو الحتوف»، «سويد بن ابى مطاع» (كه مجروح بود) و «محمد بن ابى سعيد بن عقيل» بودند.

سخنران بعثه مقام معظم رهبري در كربلا ادامه داد: ا بوالحتوف و سعد بن الحارث (حرث) بن سلمة انصاري عجلاني، اهل كوفه و از تيره بني عجلان و از خوارج كوفه و از قبيله خزرج انصار مدينه بودند. اين دو برادر هر چند سابقه خوبي نداشتند ولي عاقبت به خير شدند.

وي افزود: سعد و ابوالحتوف كه تا قبل از شهادت از خوارج و از لشكر عمر بن سعد بودند، وقتي در روز عاشورا اصحاب امام حسين(ع) به شهادت رسيدند و به نقل تاريخ، به جز 2 نفر باقي نمانده بود و امام(ع) نداي هل من ناصر سرداده و اهل حرم گريه مي كردند، به سعادت روي آوردند.

ابوالحتوف، با شنيدن هل من ناصر، وجدانش بيدار شد و عميقاً متحول گشت و به برادر خود گفت مگر نه اين كه ما مي گوييم: لاحكم الا لله ولا طاعة لمن عصي الله (اين شعار خوارج بود) اين حسين مگر فرزند پيامبر ما نيست و مگر ما روز قيامت اميد شفاعت جد او را نداريم؟ چگونه ما وارد جنگ با او شده و او در ميان دشمن بي يار و ياور مانده است.

پس به همراه برادرش (سعد) به ياري حسين(ع) آمد و به طرفداري از او، شمشير از غلاف بيرون كشيد و در نقطه اي كه به آن حضرت نزديك بود مركب خودش را به طرف دشمنان امام كرد و با شمشير به آنها حمله نمود. پس از جنگ سختي با لشگر عمر سعد، اين دو برادر عده اي را كشته و عده اي را زخمي كردند و هر دو در يك مكان به شهادت رسيدند و عاقبت به خير شدند.

حجت الاسلام اويسي گفت: سويد بن ابي مطاع آخرين كشته ميدان كربلاست. او مجروحى افتاده در ميدان، ميان زخميان بود و رمقى در بدن داشت و در آن حال، چون شنيد كه كوفيان شادى‌كنان مى گويند «حسين كشته شد»، به هوش آمد و با چاقو و شمشيرى كه داشت، با همان حالت به جنگ پرداخت و شهيد شد.

وي درباره محمد بن ابى سعيد بن عقيل نيز اظهار داشت: محمد بن ابي سعيد بن عقيل هفت سال داشت. وقتي امام(ع) به زمين افتاد و دشمن به خيمه ها حمله ور شد، محمد بن ابي سعيد وحشت زده از خيمه بيرون آمده بود كه بدست لقيظ بن اياس جهني به شهادت رسيد.

برچسب ها:حادثه عاشورا - كربلا - امام حسين


نظرات
    فــــرم ورود اطلاعات:
    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    پست الکترونيک:
    با استفاده از آدرس پست الکترونيک با ما در ارتباط باشيد
    نظرات:

    کد:

    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    نام گیرنده:
    پست الکترونيک گیرنده:

    موضوع: