دوشنبه|02 اسفند 1395|22 جمادی الاولی 1438
English |español |Indonesia |Français |Azari |Türkçe |اردو |عربي
امروزدوشنبه02 اسفند 1395 هجري شمسيبرابر با22 جمادی الاولی 1438 هجري قمريو20 February 2017 ميلادي|9:55 AM
تاریخ قمري
  • نبرد توابين در عين الورده با سپاهيان عبيدالله بن زياد در سال 65 هجري قمري
      واقعه عين الورده، نبرد خونين و بزرگي ميان شيعيان عراق و سپاهيان شام به فرماندهي عبيدالله بن زياد بود. همان طوري كه در اول ربيع الثّاني اشاره كرديم، پس از قيام مقدس اباعبدالله الحسين (ع) و شهادت جانسوز وي و يارانش به دست سپاهيان يزيد بن معاويه در سرزمين كربلا و افشاگري اسيران واقعه كربلا در ايام اسارت و روشنگري آنان بر ضد خلافت يزيد بن معاويه، يك حالت ندامت و پشيماني در شيعيان و محبان اهل بيت (ع) به ويژه اهالي عراق و شهرهاي بصره و كوفه به وجود آمد و به تدريج در طول چهار سال و اندي، به يك قيام بزرگ تبديل گرديد.
      پيشواي اين قيام را سليمان بن صرد خزاعي بر عهده داشت و در نخستين روز ربيع الثاني سال 65 قمري با حركت از كوفه، مخالفت خويش را با دستگاه جبار اموي آشكار كرد. در آن هنگام، خلافت امويان را مروان بن حكم بر عهده داشت و جنايت كار بزرگ كربلا، يعني عبيدالله بن زياد، عامل وقت يزيد در كوفه و بصره و آتش افروز اصلي واقعه كربلا، در شام به سر مي برد و حكومت مروان را تقويت و پشتيباني مي نمود.
      بدين جهت، گروه توابين پس از خروج از شهر كوفه، در آغاز وارد سرزمين كربلا شده و پس از چند روز عزاداري و توبه و استغفار، به عزم نبرد با دست اندركاران اصلي جنايت كربلا، به سوي شام رهسپار شدند. شاميان كه از خروج توابين با خبر شده بودند، سپاهي سنگين به فرماندهي عبيدالله بن زياد براي نبرد با توابين به سوي عراق اعزام كردند و دو سپاه در سرزمين عين الورده با هم رو به رو شده و در 22 جمادي الاولي، سال 65 قمري نبرد خونيني ميان آنان واقع گرديد.
      سليمان بن صرد خزاعي، پيش از آغاز نبرد، سپاهيان و ياران خود را براي جنگ آماده و آنان را به حيات طيبه اخروي و دل نسپردن به مظاهر دنيوي و گرفتن انتقام از قاتلان كربلا ترغيب و تشويق كرد و به آنان گفت: اگر براي وي اتفاقي افتاد، فرماندهي سپاه را مسيب بن نجبه فزاري، پس از او عبدالله بن سعد ازدي، پس از او عبدالله بن وال تميمي، و اگر او نيز كشته شود، رفاعة بن شداد بجلي بر عهده خواهند داشت. آن گاه دسته اي از توابين به فرماندهي مسيب بن نجبه فزاري با دسته اي از سپاهيان شامي به فرماندهي ابن ذي الكلاع درگير شده و شاميان را متحمل شكست سخت و سنگيني نمودند.
      عبيدالله بن زياد، كه فرماندهي كل شاميان را بر عهده داشت، بي درنگ حصين بن نمير را در رأس دوازده هزار مرد جنگي تازه نفس به نبرد توابين فرستاد. در اين هنگام، توابين با روحيه اي سرشار از پيروزي، از شاميان درخواست كردند كه دست از جنگ برداشته و تنها عبيدالله بن زياد و ساير جنايت كاران واقعه كربلا را به آنان تحويل دهند، تا آن ها از اين جنايت كاران انتقام گيرند. شاميان از اين أمر سرباز زده و در مقابل، از توابين درخواست نمودند كه خود را تسليم شاميان نموده و با خليفه وقت، مروان بن حكم بيعت كنند. طرفين از درخواست هاي خويش كوتاه نيامده و در نتيجه، بار ديگر نبرد خونين و بي أماني ميان آنان آغاز گرديد و از دو طرف، تعداد بي شماري كشته و زخمي گرديدند و تا شب اين درگيري ادامه يافت.
      در اين نبرد، ميدان داري و غلبه نسبي با عراقيان مجاهد و توابين مبارز بود ولي تاريكي شب، دو طرف را به استراحت و تجديد قوا وادار نمود و در بامداد روز بعد، بار ديگر سپاهيان شام به فرماندهي ابن ذي الكلاع با هيجده هزار مرد جنگي در برابر توابين قرار گرفتند.
      شايان ذكر است كه تعداد كل توابين، چهار هزار رزمنده و تعداد جنگ جويان شامي، بيش از سي هزار تن بود. در اين روز نيز پيكار دو طرف، وصف ناپذير بود و بنا به گفته ابن كثير: "لم ير الشيب و المرد مثله قط"؛ هيچ پير و جواني چنين نبردي را در زندگي خود نديد. با فرا رسيدن تاريكي شب، مجددا دو طرف از جنگ دست كشيده و به مداواي زخميان و استراحت رزمندگان پرداختند. در اين زمان، نيروهاي توابين به خاطر كشته و زخمي گرديدن تعداد زيادي از آنان، به شدت كاهش يافته و رفته رفته، سپاهيان شامي بر آنان تفوق مي يافتند.
      در بامداد روز بعد، ادهم بن محرز باهلي با ده هزار نيروي شامي به سوي توابين هجوم آورد و آنان را از هر سو مورد تاخت و تاز خويش قرار داد. اما توابين كه به عشق شهادت و لقاء الله مي جنگيدند، در عين كمي تعدادشان، مردانه مقاومت كرده و با دلاوري هاي خويش، جلوي تركتازي هاي شاميان را مي گرفتند. ولي در ميان روز، سليمان بن صرد خزاعي مورد اصابت تير يزيد بن حصين بن نمير قرار گرفت و در حالي كه به مانند مولايش اميرمؤمنان (ع) در آخرين ساعات عمرش مي گفت: "فزت و رب الكعبه"؛ در ميدان نبرد به شهادت رسيد. پس از او، مسيب بن نجبه فزاري پرچم خونين توابين را به دست گرفت و سپاهيان عراقي را فرماندهي كرد، ولي ساعاتي بعد، او نيز شهيد شد و پس از شهادت وي، عبدالله بن سعد فرماندهي توابين را بر عهده گرفت. او نيز پس از مبارزاتي شديد، به شهادت رسيد و عبدالله بن وال تميمي پرچم توابين را برگرفت و به نبرد ادامه داد. او كه از فقها و مفتيان ديني بود و در واقع، فقه را در عمل به كار بسته بود، پس از ساعاتي مبارزه، به دست ادهم بن محرز باهلي به شهادت رسيد و فرماندهي توابين به رفاعة بن شداد بجلي رسيد و او نيز مبارزه را ادامه داد، تا تاريكي شب فرا رسيد.
      تعداد اندكي از توابين، باقي مانده و اكثر قريب به اتفاق آنان كشته و يا زخمي و از كار افتاده شده بودند. رفاعة بن شداد، آنان را در تاريكي شب گرد آورد و درباره ادامه مبارزه به مشورت و گفت و گو پرداخت و پس از شنيدن ديدگاه هاي گوناگون، به اين نتيجه رسيد كه مبارزه و ادامه نبرد را در اين جا متوقف كرده و به شهرهاي خويش بازگردند، تا با تجديد قوا و تجهيز نيروي بيشتر، بار ديگر به سوي شام هجوم آورند. بدين جهت از تاريكي شب استفاده كرده و به سوي كوفه برگشتند. هنگامي كه به شهر "هيت" رسيدند با سعد بن حذيفة بن يمان روبرو شدند كه با سپاهي از اهالي مدائن به ياري توابين حركت كرده بود. سعد بن حذيفه، آنان را تسليت و تعزيت گفت و با آنان هم دردي نمود و به مداواي زخميانشان همت گماشت و آنان را كمك و ياري نمود، تا به شهرهاي خود برگردند.
      بدين سان، سعد بن حذيفه و لشكريان او به مدائن و رفاعة بن شداد و بازماندگان توابين به سوي كوفه برگشتند و منتظر قيام ديگري ماندند، تا بار ديگر بر خلافت سراسر جور و ستم امويان بتازند و در ياري اهل بيت (ع) جهاد و از جان گذشتگي كنند. اين فرصت براي آنان در قيام مختار بن ابي عبيده ثقفي فراهم گرديد و با پيوستن به او، عاقبت الأمر انتقام شهداي كربلا را گرفته و جنايت كاران واقعه كربلا را به سزاي اعمالشان رسانيدند.
     
  • تولد ميرزا حسين دوست محمد اصفهاني منجم و رياضيدان در سال 1211 هجري قمري
      ميرزا حسين دوست محمد اصفهاني از منجمان و رياضيدان قرن 13 هجري در سال 1211 هجري قمري متولد شد. او در علم نجوم و استخراج تقويم، تخصصي در خور تحسين داشت بطوريكه تقويم 87 ساله را تهيه و تنظيم نمود.
      دوست محمد اصفهاني سرانجام به سال 1292 هجري در 81 سالگي بدرود حيات گفت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد .
     
  • قتل «عبدالله بن علي آندلسي» مورخ و محدث در سال 542 هجري قمري
      «عبدالله بن علي آندلسي» از جمله مورخان و محدثان مشهور در سال 542 هجري قمري در 70 سالگي بدست عده اي از دشمنان خود به قتل رسيد. كنيه او ابومحمد و شهرتش رُشاطي بود. آندلسي از رجال شناسان مشهور عصر خود بشمار مي رفت و در علوم حديث و تاريخ نيز دانشي درخور توجه كسب كرده بود.
      از رشاطي آثار متعددي در مباحث مختلف بجاي مانده است كه از آن ميان «اقتباسُ الاَنوار و رُواةُ الآثار» را مي توان نام برد.
     
  • تولد آيت الله ميرزا ابوالقاسم مجتهد اُردوبادي، عالم و اديب در سال 1274 هجري قمري
      آيت الله ميرزا ابوالقاسم مجتهد اُردوبادي، عالم و اديب تبريزي در سال 1274 هجري قمري در اين شهر به دنيا آمد. اُردوبادي در جواني به نجف رفت و تا سطوح عالي در حوزه نجف تحصيل كرد. اين عالم فرزانه از محضر علماي سامرا و كاظمين نيز كسب دانش كرد. آيت الله اردوبادي «مَنهَجُ الشَّداد و الشَّهابُ المُبين في اِعجاز القُرآن» را مي توان نام برد.
     

تاریخ شمسی

    تاریخ ميلادی
    • _
      تولد ديده رو فيلسوف، زيست شناس و لغت شناس فرانسوي در سال1713ميلادي ديده رو فيلسوف، زيست شناس و لغت شناس فرانسوي در سال1713ميلادي بدنيا آمد. ديده رو اززمان تحصيل درانديشه تدوين مجموعه‎اي ازلغات بود تا نويسندگان و محققان ديگربه سهولت به لغات مورد نيازشان دسترسي داشته باشند. نتيجه تلاش ديده رو و تدوين نخستين دايرة المعارف جهان بود كه درسال1772ميلادي منتشرشد.   پذيرفتن استقلال هند توسط دولت بريتانيا در سال1946ميلادي درپي سالها مبارزه ملت هندوستان دولت بريتانيا ناچار استقلال هند را در سال1946ميلادي پذيرفت. بدين ترتيب مهمترين گام درراه ايجاد دوكشور امروزي آسيايي يعني هندوستان و پاكستان برداشته شد. مبارزان هندي و مسلمانان پاكستاني ازديربازبه رهبري بزرگاني چون گاندي، نِهرو و محمدعلي جناج با انگليسيها مبارزه مي‎كردند و سرانجام دراوت1947ميلادي استقلال كامل خود را بدست آورد.