لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437
امروزسه شنبه26 دي 1396 هجري شمسيبرابر با28 ربیع الثانی 1439 هجري قمريو16 January 2018 ميلادي|1:16 PM

تاریخ قمري

  • درگذشت موسى مبرقع، در شهر مقدس قم در سال 296 هجرى قمرى
      موسى بن محمد معروف به مبرقع، فرزند "امام محمد تقى (ع)" در مدينه منوره از بانوى بزرگوار و پاك سرشتى به نام "سمانه مغربيه" ديده به جهان گشود. ابواحمد موسى مبرقع، برادر امام هادى (ع) و مادر هر دويشان سمانه مغربيه بود. وى، پس از شهادت برادرش امام هادى (ع) در سال 254 قمرى در سامرا، مدتى در مدينه اقامت نمود و در سال 256 قمرى و به هنگام خلافت "مهتدى عباسى"، به "قم" هجرت كرد. او نخستين سيد رضوى بود كه وارد قم شد و چون پيوسته بر روى خود بُرقع (روبند) مى‏گذاشت، به "مبرقع" شهرت يافت.
      موسى مبرقع چون به قم وارد شد، مورد استقبال عرب‏هاى ساكن قم نگرديد و آنان وى را از اين شهر بيرون نمودند. بدين جهت، وى به سوى كاشان رفت و در آن جا، "احمد بن عبدالعزيز بن دُلَف عجلى" (حاكم وقت) از وى استقبال و پذيرايى نمود و به وى جوايز و مركب هايى بخشيد. هم چنين مقرر كرد كه در هر سال، مبلغ يك هزار مثقال طلا و يك اسب زين و ركاب شده به وى بدهند. عرب‏هاى قم، كه به موقعيت نَسَبى و اجتماعى وى آگاه شدند، از سوء كردار خويش پشيمان شده و به خدمت وى در كاشان رفته و عذرخواهى نمودند و او را به قم دعوت كرده و با استقبال شايانى وى را وارد اين شهر نمودند.
      موسى مبرقع، كه به مجاور شدن تربت عمّه پدرش "حضرت معصومه (س)" خرسند بود، ماندن در قم را پذيرفت و در اين شهر ماندنى شد. وى در قم، داراى موقعيت اجتماعى و دارايى‏هاى فراوان شد و مورد توجه همگان گرديد. از آن پس، سه تن از خواهرانش و "بريهه" دخترش وارد قم شدند و در اين شهر اقامت گزيده و در همين جا وفات يافتند و در جوار حضرت معصومه (س) مدفون شدند.
      موسى مبرقع، پس از چهل سال زندگى در شهر مقدس قم، سرانجام در شب چهارشنبه، آخرين روز ماه ارديبهشت و دو روز مانده به آخر ربيع‏الثّانى، سال 296 قمرى، وفات يافت و دوستداران اهل بيت(ع) را به سوگ و عزا نشانيد.
      پس از تشييع با شكوه جنازه وى، "عباس بن عمرو غنوى"، حاكم وقت قم بر وى نماز گزارد و در محله "موسويان" وى را به خاك سپردند. مدفن وى، كه در محله موسويان و در جنب "چهل اختران" (واقع در خيابان آذر) قرار دارد، مزار شيعيان و محبان اهل بيت (ع) مى‏باشد.
      موسى مبرقع داراى پنج فرزند پسر بود كه نام هايشان عبارت است از: حسين، على، احمد، محمد و جعفر.
      موسى مبرقع، جدّ سادات رضوى است.
     
  • تولد «ميرزا شرف جهان قزويني» فرزند «قاضي جهان» در سال 912 هجري قمري
      «ميرزا شرف جهان قزويني» فرزند «قاضي جهان» شاعر خوش قريحه ايراني در سال 912 هجري قمري در قزوين متولد شد. او مقدمات دانش و ادب را در جواني در زادگاهش آموخت. ادامه تحصيلش در شيراز نزد امير غياث الدين دانشمند نام آور، و خواجه جلال الدين محمود شيرازي سپري شد. ميرزا شرف جهان علاوه بر علوم عقلي و نقلي در ادب، شعر، انشاء، موسيقي و آواز استاد بود. بطوريكه جميع بزرگان عصرش از اينكه از همراهان و ملازمين او بودند، مباهات مي‎كردند.
      ميرزا شرف جهان علاوه بر فضائل اخلاقي و مرتبه والاي علمي، شاعري توانا به شمار مي رفت و جمله نويسندگان به مقام بلند او در شاعري معترفند. غزلهاي او كوتاه و روان است و بنا به گفته تقي الدين اوحدي، ميرزا شرف جهان مبتكر روش جديدي بنام طرز وقوع است. از وي ديوان شعري نيز بر جاي مانده كه به صورت نسخه خطي موجود مي باشد.
     
  • درگذشت اديب الممالك فراهاني متخلص به اميري در سال 1336هجري قمري
      اديب الممالك فراهاني متخلص به اميري نويسنده و شاعر معروف ايراني بدرود حيات گفت. وي آموختن ادبيات عربي و زبانهاي خارجي را از سنين كودكي آغاز كرد و با استعداد سرشارش بسرعت مدارج تحصيلي را طي نمود. در سال 1316 هجري نويسندگي را بطور جدي شروع كرد و در همين ايام، اداره روزنامه هاي ادب، مجلس، عراق عجم، و آفتاب را به عهده گرفت. او ضمن اينگونه فعاليت ها در اداره هاي فرهنگ و عدليه مشغول به كار شد. در جريان انقلاب مشروطه به خيل مجاهدان پيوست و به ياري آنان شتافت.
      اديب الممالك در سرودن انواع قالبهاي شعري توانايي ويژه اي داشت و سبك اساتيد قديم را به خوبي رعايت مي كرد. وي از جمله شاعراني بود كه براي نخستين بار مضامين و مفاهيم ميهن دوستي، اجتماعي و سياسي را در اشعارش بيان نمود.
      گفتني است اهل فن عقيده دارند كه اغلب اشعار اديب الممالك بيانگر زندگي اجتماعي و مبارزات سياسي خود اوست.
     
  • درگذشت علامه اميني صاحب الغدير در سال 1390 هجري قمري
    خلاصه اي از زندگي اين بزرگ مرد عرصه دين و دانش:
      ولادت :
      شيخ عبـد الحسيـن امينى معروف به علامه امينـى صاحب الغديـر در سـال 1320 هجري قمري مطـابق بـا 1281 هـجري شمسي در روستاى (سردها) از تـوابع شهرستان سـراب به دنيا آمـد و در آغوش پدرى پرهيزگار كه از عالمان آن سامان بود پرورش يافت.
      خاندان :
      خاندان امينى، خاندانى اهل علـم و فضل و تقوا، بينـش و داراى سابقه در خدمات دينى بود. پدر علامه امينى حجت الاسلام حاج ميرزا احمد امينـى (متـوفـى 1370 هجري قمري) خـود از افـاضل و عالمـان نامـى و معروف منطقه بـود. نياى علامه، (مولى نجف على) مشهور به (اميـن الشرع) (متوفى 1340 هجري قمري) نيز از فاضلان و متقيان بـوده و علاقه شـديـدى به گردآورى كلمات ائمه اطهار (عليهم السلام) داشت كه در ايـن مقوله مجموعه هايى گرد آورده بود وى به فارسـى و تركـى شعر مـى سرود نسبت اين خاندان به امينى از هميـن لقب (امين الشرع) نياى آنان بوده است.
      تحصيلات :
      وى با استعداد و نبـوغ عجيبى كه داشت از همان اوان كودكى مقـدمـات علـوم را در مـدارس تبـريز بيامـوخت اما چون نفـس استعـلا طلب وى در آموختـن علـم در محدوده آذربايجان قانع نشد عاقبت از تبريز رخت بـر بست و راهـى نجف اشـرف گرديـد و در آنجا از محضر اساتيد بزرگ آن ديار كسب علم نمود تا به درجه اجتهاد رسيد.
      اساتيد :
      علامه از محضـر عالـمانى چـون : 1ـ سيد محمد موسوي مشهور به مولانا 2ـ سيد مرتضى خسرو شاهى 3ـ شيخ حسين توتنچي 4ـ سيـد محمـد باقر حسيني فيـروز آبادى 5ـ سيـد ابـوتـراب خوانسارى و ديگران استفاده برده است، همچنين ايشان از مراجع بزرگى چـون : 1ـ سيد ابـوالحسـن اصفهانى 2ـ ميرزا حسين نائينى 3ـ شيخ عبد الكريم حائرى 4ـ شيـخ محمـد حسين كمپانـى اصفهاني و به خطـوط خود آن بزرگان اجازه اجتهاد دريافت داشته است.
      تأليفات :
      علامه‌ى اميـنى را غير از الغديـر تأليفات ارزشمنـد ديگـرى است، هـم چـون: كامل الزيارات، سيرتنا و سنتنا، سيـره نبينا، اعلام الانام فـى معرفة الملك، شهداى راه فضيلت، تفسيـر سـوره حمـد، ثمرات الاسفار، رساله در علـم درايه، رساله در نيت، رياض الانـس، راه و روش ما راه و روش پيامبر ماست. اما گل سر سبـد تأليفات علامه حاصل زحمات 40 ساله و مـوجب شهرت ايشان در اقطار ممالك اسلامـى، كتاب بـى ماننـد الغدير است كه بالغ بر بيست جلد مى باشد.
      كتاب الغدير در حسـن تنظيم و انشاء بسيار ممتاز و كثرت منابع و نقل مدارك كه به فرموده خـود علامه بيـش از ده هزار جلد مى باشد، و استنتـاج به تجزيه و تحليل و كشف اغراض سـوء مخـالفان در كتب خـودشان و پرده بـرداشتـن از چهره شخصيت هاى مغرض و خيانتكار از نـاقليـن اخبـار و روايات مجهول از راويان مجهول الهويه و غيـر اينها از امور بسيار استثنايى و بى مانند محسـوب مى شـود، بخصـوص در فصاحت بيان و تنظيـم جملات و انسجام و شيـوايـى عبـارات فـوق ممتاز است.
      خصوصيات اخلاقى :
      علامه امينـى روحـانـى كامل عيارى بـود كه در او نـور عقل شـرعى به وجه احسـن تجلى كرد ايـن مرد بزرگ از جهات عديده مانند علـو طبع، استغناى روح، بـى اعتنايى به رياست، صراحت لهجه، زبان صدق گـويا، قلـم و بيان شيوا و رسا، قيافه جذاب و سيماى دل نشيـن و آراستگـى به صفات كـريمه ديگـر از قبيل تـوكل، ادب، شجـاعت، ابـراز شخصيت در بـرابـر مخالف و در مقام دفاع از حقيقت و امثـال اينها در ميـان اقـران كـم نظيـر بود. عالى تريـن صفات ممتاز وى محبت و ولاى كامل نسبت به خاندان رسالت بود كه سرآمد تمام مزاياى وجودى او به شمار مى رفت به هميـن جهت است كه علامه را بايـد در ايـن عصـر، يگانه غواص درياى بـى كـران ولايت دانست.
      مقام علمى :
      علامه امينى در علـوم اسلامى مانند تفسير، حديث، درايه و علـم رجال استاد و متبحرى بى مانند و به خصـوص در علم فقه و تاريخ گوي سبقت را از همه محققان در ربود، هنگامى كه نخستيـن تأليف وى تحت عنوان شهداى راه فضيلت در سى و پنجميـن سال زندگى پر بركتش منتشر شد مراجع و علماى بزرگ زمان هـم چـون سيد ابـوالحسـن اصفهانى، حاج آقا حسيـن طباطبايى قمـى، شيخ آقا بزرگ تهرانـى، شيخ محمد حسين كمپانـى و شيخ محمد خليل عاملـى زبان به تحسين گذاردند و ايـن زمانى است كه هنوز سخنى از الغدير در ميان نبـود و پـس از ايـن مراحل است كه ايـن بزرگوار 40 سال ديگر از عمر پر بركت خويش را بـا تلاشـى بى مـاننـد و پشت كـارى كـم نشـان در راه تحقيق و تتبع گذارنـده و كتاب عظيـم و شاهكار خـويـش (الغديـر) را به جهان اسلام تقـديـم داشت.
      فعاليت :
      علامه بـراى گردآورى مطالب الغدير سفـرهاى پژوهشـى بسياري در سرزمينهـا و شهرهاي مختلف كرد، كعبه آمالـش كتابخانه هاى عمومى و شخصى بـود، ايـن سفـرهاي پـر بـار عمـوما به مطالعه و استنتاج و تهيه مأخذ و ملاقات با استادان مى گذشت. از جمله شهرهايـى كه وى به ايـن هدف به آنها سفر كرد، مـى تـوان : حيـدرآبـاد، دكـن، عليگـره، لكنهو، كـانپـور، جلالـى (در هنـد )، رامپـور، فـوعه، معره، قـاهـره (در مصـر )، حلب، نبل و دمشق (در سوريه) را بر شمرد، عشق به خـانـدان عتـرت چنـان سـراسـر وجـودش را فـرا گرفته بـود كه ساعتها مطالعه در مخزن كتـابهاى خطـى و دست يافتن به گوهرهاى گرانبهاى نبـوى را بر خويشتـن خويـش هموار ساخته هرگز احساس خستگى نمى نمود.
      گـوينـد در كتابخانه‌ يكـى از شهرهاى عراق به مطالعه مـى پرداخت، چـون ايـن كتابخانه در هر شبانه روز تنها چهار ساعت بيشتـر باز نبـود علامه امينـى هـم نمـى تـوانست بيـش از چهار روز در آن شهر بماند، با توافقى كه ميان وى و رئيـس كتابخانه برقرار شده بود، علامه امينـى هـر روز به هنگام ظهر يعنـى ساعت تعطيل كتـابخـانه وارد آنجا مى شـد، كتابـدار در را به روى او مـى بست تا روز بعد سـاعت 8 صبح كه در را به رويـش مـىگشـود. در نتيجه او روزى 20 ساعت در ايـن كتابخانه كار مى كـرد و بـا لقمه نـانـى كه همـراه داشت و جـرعه آبـى كه كتـابـدار در اختيارش مـى گذاشت، تـوانست از ميـان چهار هزار نسخه‌ى خطـى مـوجـود در آن كتابخانه، مأخذ دلخـواه خـود را بيابـد. آرى اين همه تـوانايى و پشت كار و دل بستگـى به كار، فقط و فقط در پرتو ايمان و عشق ميسر است.
      خدمات :
      علامه غير از تأليف كتب، به خدمات ديگرى نيز مـى پـرداخت از جمله كتابخانه (مكتبه الامام امـير المومنيـن العامه) در نجف از بـاقيـات صـالحـات آن بزرگـوار بـوده و از نظر كيفيت در شمار با ارزش تريـن كتابخانه هاى علمى دنياى اسلام است.
      دوران :
      علامـه امينـى در زمـانى به نگارش اثـر جاودانه خـويـش «الغدير» همت گمارد كه مردم را از آب به سراب هـدايت مـى كـردنـد و هزار گل داودى را در پـاى مناره‌ها به دار كشيـده، نخل هـا سـوخته، و سـروهـا از سـرمـا يخ زده بود. اما علامه با قامتى بلند و استـوار چـون تناور درختـى از بيشه شيران پا به ميـدان نبرد نهاد با پيراهنـى از استقامت، قرآن به دست كوچه هاى تنگ و باريك تاريخ عبور كرد و در بلنداى كـوهستان جاى گرفت و با كلام آكنده از ايمان خويـش مرزهاى سرخ و خـونيـن غدير را ترسيـم كرد، او قاصد سپيده دمان و مرغ يا حق گوى شيفتگان بود، ذوالفقار علـى ( عليه السلام) را بر كمر و خطبه نهج البلاغه را بر لب داشت، رمز و راز عشق بر زبان او جارى بـود، او مى خواست نهال ولايت را در هر ولايتـى بارور سازد، او سفيـر سـرزميـن آزادى انسان از اسارتها و پيام آور صلح و دوستى بود.
      آن علامه مجاهـد و مصلح نستوه و احياگر ولايت در مكتـوب پـر عظمت و جاودانى خويش خاطره پاينده واقعه شكوهمند سال دهـم هجرت را در اذهان زنده كرد، او حـديث مكرر تاريخ صـدر اسلام را بازگـو نمود كه در بازگشت از حجه الـوداع پيامبـر اسلام (صل الله عليه وآله) خطبه اى ايراد فرمود كه در آن ولايت و رهبرى اسلام بعد از خويش را معيـن و مشخص ساخت.
      وفات :
      تلاش بـى وقفه، معمار مـدينه غدير را، دچار فتـور جسمانـى كـرد و بيمارش نمـود، بيمارى اندك اندك رو به فزونـى گرفت تا اينكه آن پير فرزانه و فقيه پر مايه در روز جمعه 12 تيـر مـاه 1349 هـجري شمسي برابر با 28 ربيع الثـانـى 1390 هجري قمري نزديك اذان ظهر در آستان 70 سالگى به ملكـوت اعلى پيـوست، روز بعد پيكر پاك وى در تهران تشييع و پـس از چنـد روز به نجف اشـرف حمل و در آنجا بعد از تشييع و طـواف بـر گرد مزار دوست در كتـابخـانه عمـومـى كه خـود تأسيـس كـرده بـود به خاك سپرده شد، او رفت ولى الغدير وى چراغ خانه دلهاى با صفا و مشعل هدايت امت تا طلـوع خـورشيد ولايت شد.
     

تاریخ شمسی

  • سالروز فرار شاه معدوم
    محمد رضا پهلوي در 26 ديماه 1357 به بهانه معالجه از ايران خارج شد. فرار شاه نخستين قدم در راه پيروزي انقلاب بود. مردم توانسته بودند طاغوت پرنخوت زمانه را كه سي و هفت سال غاصبانه و به زور بر جان و مال آنان حكومت كرده بود، مجبور به ترك ايران كنند. شادي و شعف مردم پس از شنيدن خبر فرار شاه ديدني بود،‌ و خاطره آن روز هرگز از ذهن ملت فراموش نخواهد شد.
    پيام حضرت امام خميني (ره) به ملت شريف ايران پس از فرار شاه:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    خدمت عموم ملت شريف و شجاع ايران اعلي الله كلمتهم و فقهم الله تعالي: فرار محمد رضا پهلوي را كه طليعه پيروزي ملت و سرلوحه سعادت و دست يافتن به آزادي و استقلال است به شما ملت فداكار تبريك عرض مي كنم. شما ملت شجاع و ثابت قدم به ملتهاي جهان ثابت كرديد كه با فداكاري و استقامت، مي توان بر مشكلات هرچه باشد غلبه كرد و به مقصد هرچه دشوار باشد رسيد. گرچه اين ستمگر با دست آغشته به خون جوانان ما و جيب انباشته از ذخاير ملت، از دست ما گريخت ولي به خواست خداوند متعال بزودي به محاكمه كشيده خواهد شد و انتقام مستضعفين از او گرفته خواهد شد و لكن قطع دست ستمكار از ادامه ظلم به دست ستمديدگان فوري است. او رفت و به هم پيمان خود اسرائيل دشمن سرسخت اسلام و مسلمين پيوست و جرايم و آشفتگيهايي را برجا گذاشت كه ترميم آن جز به تائيد خداوند متعال و همت همه طبقات ملت و فداكاري اقشار كاردان و روشنفكر ميسر نخواهد شد. اكنون در اين طلوع فجر سعادت و پيروزي توجه عموم  را به مطالبي جلب مي كنم:
    1- بر جوانان غيور در سراسر كشور لازم است براي حفظ نظم با آن دسته از قواي انتظامي كه اكنون به آغوش ملت باز گشته اند، با تمام نيرو همكاري كنند و با كمال قدرت و جديت نگذارند كه بدخواهان و منحرفين آشوب و ناامني ايجاد نمايند.
     
    2- به تظاهرات و شعارهاي پرشور عليه رژيم سلطنتي و دولت غاصب ادامه دهند و اگر منحرفين و مخالفين اسلام بخواهند اخلالي به وجود آورند و نظم را به هم زنند از آنان جدا جلوگيري كنند. بايد ملت بداند كه هر انحرافي و هر شعاري كه مخالف مسير ملت است به دست عمال شاه منفور و عمال اجانب تحقق مي يابد. من از جميع اشخاص كه انحراف داشته اند و يا گرايش به بعضي مكتبهاي انحرافي داشته اند، تقاضا دارم كه به آغوش اسلام كه ضامن سعادت آنان است برگردند، كه ما آنان را برادرانه مي پذيريم. در اين موقع حساس كه كشور جنگ زده ما بيش از هر زماني به اتحاد و اتفاق احتياج دارد، بايد سعي شود كه از هر اختلالي احتراز شود.
     
    3- دولت موقت براي تهيه مقدمات انتخابات مجلس موسسان بزودي معرفي مي شود و به كار مشغول خواهد شد. وزارتخانه ها موظفند كه آنان را پذيرفته و با آنان صميمانه همكاري كنند. اينجانب به صلاح وزراي غيرقانوني مي دانم كه بر كناري خود را اعلام كنند و خود را در مسير ملت قرار دهند.
     
    4- به جميع نيروهاي انتظامي و زميني و هوايي و دريايي و صاحب منصبان و افسران و درجه داران ارتش و ژاندارمري و غيرآنان توصيه مي كنم كه دست از حمايت محمدرضا پهلوي كه مخلوع است و به كشور برنمي گردد و در خارج نيز با نفرت مردم مواجه است برادرند و به ملت بپيوندند، كه صلاح دنيا و دين آنان در آن است. اينجانب از همه طبقات، ‌خصوصاً حضرات علماي اعلام، در اين موقع حساس تشكر مي كنم و سلامت و سعادت همگان را از خداوند متعال خواستارم و وحدت كلمه را هميشه خصوصا تا برانداختن رژيم شاهنشاهي و استقرار حكومت جمهوري اسلامي اميدوارم.
    والسلام عليكم و رحمت الله و بركاته
    روح الله الموسوي الخميني
     
  • درگذشت مرتضي عبدالرسولي ازاستادان دانشكده ادبيات در سال 1373هجري شمسي
    مرتضي عبدالرسولي ازاستادان دانشكده ادبيات دانشگاه تهران و هنرمند خوشنويس كشورمان  در سال 1373هجري شمسي بدرود حيات گفت. استاد عبدالرسولي عارفي وارسته بود و با وجود فعاليتهاي فراوان دردانشگاه خطاطي و خوشنويسي را نزد استادان هنرمند آموخت و سرانجام پس ازسالها تمرين درزمينه استادي ممتازشد. ازآثارخوشنويسي استاد عبدالرسولي كتيبه مزارحكيم عمرخيّام نيشابوري، كتابت گلستان سعدي و كتابت ديوان حافظ را مي‎توان نام برد.

تاریخ ميلادی

  • _
    تولد دكترطه حسين ازبرجسته ترين علما و اديبان كشورمصر در سال1889ميلادي دكتر طه حسين از برجسته ترين علما و اديبان كشور مصر در سال1889ميلادي متولد شد. او درسه سالگي بينايي خود را ازدست داد اما با هوش سرشارخويش به تحصيل پرداخت و تا سال 1918ميلادي از دانشگاههاي مصرو سوربن پاريس درجه دكتري دريافت كرد. دكترطه حسين بعد از اتمام تحصيل به فعاليتهاي فرهنگي پرداخت و دانشگاه اسكندريه را بنا نهاد. وي كتابهاي فراوان نوشته است كه از آن ميان« تاريخ ادبيات عرب و كتابُ الاَيام» را مي‎توان نام برد. دكترطه حسين مدتها وزير فرهنگ كشور مصربود.   حمله اِمريكا و نيروهاي چندمليّتي به پايتخت عراق در سال1991ميلادي اِمريكا و نيروهاي چندمليّتي در سال1991ميلادي از نخستين ساعات بامداد به پايتخت عراق به شدت حمله كردند. دراين حملات هوايي ضمن بمباران فرودگاهها، پالايشگاه و مراكزصنعتي عراق به مناطق مسكوني بغداد خسارات مالي بسياروارد شد و شماري ازمردم بي‎دفاع كشته و زخمي شدند. گفتني است كه اِمريكا اين عمليات را كه به عمليات طوفان صحرا معروف شد درمقابل حملات رژيم بعثي عراق به كويت كرد.  
  • تولد دكترطه حسين ازبرجسته ترين علما و اديبان كشورمصر در سال1889ميلادي
    دكتر طه حسين از برجسته ترين علما و اديبان كشور مصر در سال1889ميلادي متولد شد. او درسه سالگي بينايي خود را ازدست داد اما با هوش سرشارخويش به تحصيل پرداخت و تا سال 1918ميلادي از دانشگاههاي مصرو سوربن پاريس درجه دكتري دريافت كرد. دكترطه حسين بعد از اتمام تحصيل به فعاليتهاي فرهنگي پرداخت و دانشگاه اسكندريه را بنا نهاد. وي كتابهاي فراوان نوشته است كه از آن ميان« تاريخ ادبيات عرب و كتابُ الاَيام» را مي‎توان نام برد. دكترطه حسين مدتها وزير فرهنگ كشور مصربود.
  • حمله اِمريكا و نيروهاي چندمليّتي به پايتخت عراق در سال1991ميلادي
    اِمريكا و نيروهاي چندمليّتي در سال1991ميلادي از نخستين ساعات بامداد به پايتخت عراق به شدت حمله كردند. دراين حملات هوايي ضمن بمباران فرودگاهها، پالايشگاه و مراكزصنعتي عراق به مناطق مسكوني بغداد خسارات مالي بسياروارد شد و شماري ازمردم بي‎دفاع كشته و زخمي شدند. گفتني است كه اِمريكا اين عمليات را كه به عمليات طوفان صحرا معروف شد درمقابل حملات رژيم بعثي عراق به كويت كرد.