چهارشنبه|06 ارديبهشت 1396|28 رجب 1438
English |español |Indonesia |Français |Azari |Türkçe |اردو |عربي

آيا تفاوتى بين امامان شيعه و ائمه بقيه مذاهب اسلامى وجود دارد؟

 
پاسخ:
امام در لغت به معناى پيشواى مردم «الامام هو المتقدم بالناس‏» مى‏باشد. به همين دليل، امام جماعت يا امام جمعه به كسى اطلاق مى‏شود كه پيشواى مردم در نماز باشد. بقيه مذاهب چهارگانه اهل سنت نيز پيشوايان چهارگانه خود (امام ابوحنيفه، امام مالك، امام شافعى و امام احمد حنبل) را از آن جهت امام مى‏نامند كه آن‏ها با اجتهاد و ابتكار خود، حلال و حرام را معين مى‏كرده‏اند.
در مذهب شيعه هم علما و فقهايى وجود دارند كه در دوران غيبت امام دوازدهم، حضرت‏وليعصر- عجل‏اللَّه تعالى فرج الشريف- بر اساس موازين چهارگانه «كتاب، سنت، عقل و اجماع» فتوا مى‏دهند و حلال و حرام را بر مردم معلوم مى‏كنند. ولى شيعيان بدان جهت آن‏ها را امام نمى‏دانند، زيرا امامت به معناى خلافت و ولايت و بصورت مطلق براى هر زمان و هر مكان توسط پيامبر و به امر الهى مختص به اوصياى دوازده گانه عترت طاهره مى‏باشد.[۱]بعد از قرن پنجم و به دستور پادشاه وقت، علماى اهل سنت، باب اجتهاد را مسدود نمودند. آن‏ها آراى علما و فقها را جمع و منحصر به همان چهار فقيه فوق الذكر بنام امام كردند؛ يعنى فقط آن چهار نفر را به رسميت شمردند. از آن زمان تاكنون مذاهب چهارگانه رايج شده است و مردم نيز مجبور به تبعيت يكى از آن‏ها شده‏اند.
آيا اين چهار نفر داراى ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فردى هستند؟ برترى‏هاى هر كدام بر ديگرى چيست كه امت اسلام بايد بعد از قرن‏ها به اين چهار نفر رجوع كند؟ آيا اين احتمال وجود ندارد كه در آينده مجتهدى تربيت شود و ظهور كند كه از نظر علم و تقوا، به مراتب بالاتر از آن چهار نفر باشد؟ در اين صورت آيا هنوز مردم بايد پيرو همان چهار نفر باشند؟ چهار نفرى كه نه خود از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله بوده‏اند، نه او را ملاقات كرده‏اند و بعد ازمدتى مذهبى را ارائه كرده‏اند.
به همين دليل است كه ما معتقد به جمود فكرى در بين جامعه مسلمين (اهل سنت) هستيم، زيرا راه تعالى و ترقى و بحث مسائل روز و جديد بسته شده است. در صورتى كه يكى از ويژگى‏هاى دين اسلام، حفظ اصول و ارزش‏هاى مذهبى و همراهى با قافله تمدن، در طول پيشرفت زمان است. اين يكى از دلايلى است كه از نظر شيعه، تقليد ابتدايي بر ميت جايز نيست و همواره بايد از يك مجتهد زنده تقليد نمود. لذا در فقه شيعه باب اجتهاد باز است و علماى شيعه بر اساس روايات پيامبر و اهل‏بيت پيامبر با در نظر گرفتن كليه مقتضيات زمان و مكان اجتهاد مى‏كنند و فتواى مناسب با آن مى‏دهند.
جالب‏تر اين‏كه، بسيارى از مذهب ديگر اسلامى كه خود همچنان پيرو شخص مُرده اي در ده قرن پيش مى‏باشند و پيروى مسلمانان را منحصر به يكى از مذاهب اربعه مى‏دانند، شيعيان را مرده پرست، رافضى و مشرك مى‏خوانند. در صورتى‏كه هيچ نص صريحى در باره اين چهار نفر وجود ندارد، ولى امام و امامت شيعه، نص صريح پيغمبر  (ص) بوده كه از بيان مجدد آن خوددارى مى‏شود.
از طرف ديگر لفظ امام را بارها پيامبر براى اميرالمؤمنين بكار بردند:
انس بن مالك مى‏گويد پيامبر فرمود: اولين كسى كه از اين در وارد مى‏شود او امام متقين است و سيد و سرور مسلمانان و خاتم اوصياء يعسوب مؤمنان و كشاننده روسفيدان به بهشت است.[۲]
حاكم و بخارى و مسلم در صحيح روايت مى‏كنند پيامبر(ص) فرمود: سه چيز درباره على به من وحى شد، سرور سيد مسلمانان و امام متقين و رهبر روسفيدان بسوى بهشت.
 
 
 
مراجعه شود: پاسخ به شبهات در شبهاى پيشاور، ص: ۷۲
 


[۱]. اما در محدوده زمان، مكان و شرايط خاصى امام بصورت اصطلاحى و به صورت مقيد داريم. مانند امام جماعت، امام جمعه يا امام در محدوده زمانى خاص مانند امام خمينى- كه رهبرى سياسى و مذهبى دارند كه اين‏ها همه از علما هستند و هرگز جزو ائمه اصطلاحى بشمار نمى‏روند. ضمناً بايد دانست كه ائمه شيعه را خداوند معين فرموده و از طريق پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به مردم معرفى كرده و آن‏ها بر طبق ادله‏اى كه در جاى خود آمده معصوم از خطا و گناه هستند و علم آن‏ها علم افاضى و اشراقى و لدنى است. ولى ائمه ساير مذاهب بين علماى زيادى كه با نام امام خوانده مى‏شوند، انتخاب شده‏اند كه اولًا ربطى به عالم غيب ندارند، ثانياً علم آن‏ها نيز بر اساس اجتهاد و تأويل خود آن‏هاست، ثالثاً نه خود آن‏ها بلكه ديگران آن‏ها را معصوم از خطا و گناه نمى‏دانند.
[۲]. حلية الأولياء- كفاية الطالب ...
 

کلید واژگان: امامان - شيعه - ائمه - مذاهب - اهل سنت - ائمه اربعه