لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

آيا صرف نظر از مقام امامت و مقام علمي، امام علي بن ابيطالب(ع) در ساير فضايل نيز برترين خلق پس از پيامبر بوده است؟

مسلم در صحيح خود – باب فضايل علي (ع) از سعد بن ابي و قاص روايت كند كه معاويه بن ابي سفيان به سعد اعتراض نمود، چه چيز تو را مانع شد از آنكه ابوتراب را دشنام گويي ، وي پاسخ داد: سه چيز را از پيامبر در حق علي شنيدم كه تا ابد او را دشنام نخواهد داد و اگر يكي از آن سه از آن من بود بهتر از شتران سرخ موي بود. شنيدم از رسول خدا كه در يكي از جنگها او را جانشين خود در مدينه كرده بود، علي به او گفت : آيا مرا در بين زنان و كودكان مي گذاري پيامبر فرمود: آيا نمي‌پسندي كه براي من به منزله هارون نسبت به موسي باشي جز اينكه پس از من پيامبري نيست . و شنيدم كه در روز خيبر مي‌گفت، بيرق را به مردي دهم كه خدا و رسولش را دوست داشته و آنان نيز او را دوست مي‌دارند. سپس فرمود: علي را نزد من فرا خوانيد. او را نزدش آوردند در حالي كه مبتلا به درد چشم بود پس آب دهان بر ديده‌اش ماليده و بيرق را به وي عطا كرد و خداوند او را گشايش بخشيد و چون اين آيه نازل شد: قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم … پيامبر خدا علي و فاطمه و حسن و حسين را فرا خوانده ، سپس فرمود: « خداوندا اينان خويشان من هستند»[1].
در اوصاف كريمه علي (ع) تعابيري را از پيامبر (ص) مي‌‌يابيم كه درباره احدي صادر نشده است. به نظر پيامبر (ص) علي (ع) محور واستوانه حقيقت و درستي است و پيوند علي (ع) با حقيقت و قرآن تا ابد باقي است .
ام المومنين ام سلمه مي‌گويد: شنيدم رسول خدا را كه مي‌گفت:
«علي مع الحق و الحق مع علي و لن يفترقا حتي يردا علي الحوض»[2]
و باز خود او از پيامبر (ص) روايت كرده است كه « علي مع القرآن و القرآن مع علي و لايفترقان حتي يردا علي الحوض»[3]
و ترمذي روايت كرده است كه پيامبر فرمود: رحم الله علياً، اللهم ادر الحق مع حيث دار.[4]
 
پينوشت:
[1]عن سعد بن ابي وقاص :« امر معاويه بن ابي سفيان سعد افقال : ما منعك ان تسب ابالتراب فقال : اما ما ذكرت ثلاثاً، قالهن له رسول الله (ص) فلن اسبه لان تكون لي واحده منهن احب الي من حمر النعم سمعت رسول الله (ص) يقول له و قد خلفه في بعض مغازيه فقال له علي: يا رسول الله خلفتني مع النساء و الصبيان فقال له رسول الله (ص) اما ترضي ان تكون مني بمنزله هارون من موسي الا انه لا نبوه بعدي و سمعته يقول يوم خبير لا عطين الرايه رجلا يحب الله و رسوله قال: فتطاولنالها فقال : ادعوالي علياً فاتي به ارمد فبصق في عينيه و دفع الرايه اليه ففتح الله عليه ولما نزلت هذه الايه : قل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم دعا رسول الله (ص) عالياً و فاطمه و حسناً و حسيناً فقال اللهم هؤلاء اهلي». ( مسلم – باب فضائل علي – ترمذي 2/3000 خصائص 4/ و مسند احمد 1/185)
[2]تاريخ بغداد 14/321
[3]صحيح ترمذي 5/297 و مستدرك حاكم 3/124
[4]مجمع الزوائد 9/134 و الصواعق /174

کلید واژگان: امام علي