جمعه|06 اسفند 1395|26 جمادی الاولی 1438
English |español |Indonesia |Français |Azari |Türkçe |اردو |عربي

اذان و اقامه

اذان در لغت به معناي اعلام است و در دين به معناي اعلام وقت نماز با الفاظ خاص. اذان در سال دوم هجري در مدينه تشريع شد، شيعه با اهل سنت در چند موضوع در مسأله اذان و اقامه اختلاف دارد:
1. چگونگي تشريع اذان؛
2. تعداد بخش‌هاي اذان و اقامه؛
3. جزء بودن «حي علي خير العمل» در اذان؛
4. حكم تثويب (گفتنِ الصلاة خيرٌ من النوم) در اذان؛
اينك بررسي يكايك اين موارد به صورت مختصر:
اول. چگونگي تشريع اذان
شيعه اماميه طبق روايات فراوان ائمه اهل بيت(عليهم السلام)، اتفاق‌نظر دارند كه اذان و اقامه از متن دين و شعائر آن است و خداي متعال آن را بر دل پيامبر اعظم(صلي الله عليه و آله) نازل فرموده است. در تشريع اذان هيچ انساني نه در بيداري و نه در خواب مشاركت نداشته است. در همه فصول آن از «الله اكبر» تا «لا اله الا الله»، نشانه اخلاص و والايي معني و فخامت محتوا ديده مي‌شود و انسان را به سوي مفاهيم برتر از آنچه در انديشه بشري است سوق مي‌دهد. اگر دست تشريع بشري بخواهد بخشي به آن بيفزايد يا جمله‌اي را با جمله ديگر تركيب كند، همچون ريگ در ميان درّ و گوهر شناخته مي‌شود.
بخش نخست اذان، گواهي بر بزرگ‌تر بودن خدا از هر چيز است و اين‌كه همه موجودات جز خدا هر چه هم بزرگ باشند، در برابر او كوچك و نسبت به اراده او تسليم‌اند.
بخش دوم شهادت بر اين است كه خداي سبحان تنها معبود در هستي است و جز او سراب و هيچ است. بخش سوم شهادت به رسالت محمد(صلي الله عليه و آله) است.
در نهايت اين بخش، اعلان شهادت تبديل مي‌شود به دعوت به نمازي كه خدا واجب ساخته و با نماز، انسان به جهان غيب متصل مي‌شود و خشوع او با عظمت آفريدگار درهم مي‌آميزد. سپس دعوت به فلاح و رستگاري و بهترين عمل است كه نماز بر آن صادق است. در پايان دوباره به آن حقيقت ابدي بر مي‌گردد كه در بخش‌هاي آغازين تصريح شده بود: الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله، لا اله الا الله.
حقيقت اذان در حقيقت طرح اصول اعتقادات است و بايد سرچشمه آن وحي الهي باشد. از اين رو أئمه اهل بيت(عليهم السلام) اتفاق دارند كه مشرّع اذان خداي سبحان است، جبرئيل آن را فرود آورده و به رسول خدا(صلي الله عليه و آله) آموخته، آن حضرت نيز به بلال ياد داده است و در تشريع آن كسي شركت نداشته است. برخي از روايات را در اين مورد مي‌آوريم:
1. كليني از امام باقر(عليه السلام) روايت مي‌كند كه فرمود: چون رسول خدا(صلي الله عليه و آله) را در شب معراج به آسمان بردند و به بيت المعمور رسيد و وقت نماز شد، جبرئيل اذان و اقامه گفت: پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) جلو ايستاد و فرشتگان و پيامبران پشت حضرت محمد(صلي الله عليه و آله) صف بستند.
2. امام صادق(عليه السلام) فرمود: چون جبرئيل، اذان را بر رسول خدا(صلي الله عليه و آله) فرود آورد، سر آن حضرت در دامان علي(عليه السلام) بود. جبرئيل اذان و اقامه گفت، چون پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) بيدار شد، علي(عليه السلام) گفت: آيا شنيدي؟ حضرت فرمود: آري. گفت: حفظ كردي؟ فرمود: آري و فرمود كه بلال را صدا كنيد، علي(عليه السلام) بلال را خواست و پيامبر(صلي الله عليه و آله) به او آموخت.
3. شهيد در ذكري از فقيه شيعه در اوايل قرن چهارم يعني ابن ابي عقيل نقل كرده كه او از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده كه آن حضرت لعنت كرد كساني را كه مي‌پنداشتند پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) اذان را از عبدالله بن زيد گرفته است و فرمود: بر پيامبر شما(صلي الله عليه و آله) وحي نازل مي‌شود، آن‌گاه مي‌پنداريد كه او اذان را از عبدالله بن زيد فرا گرفته است؟[1]
در نقل اين نكته از ائمه اهل بيت(عليهم السلام)، شيعه تنها نيست. حاكم و ديگران هم همان نقل را از ايشان دارند. اينك چند نمونه هم از طريق اهل سنت:
4. حاكم از سفيان الليل نقل كرده است كه چون قضاياي حسن بن علي(عليهما السلام) پيش آمد، در مدينه خدمت او رسيديم. سخن از اذان به ميان آمد. بعضي از ما گفتند: آغاز اذان در پي خوابي بود كه عبدالله بن زيد ديد. حسن بن علي(عليهما السلام) فرمود: جايگاه اذان والاتر از اين است. جبرئيل در آسمان جملات اذان را دوبار دوبار گفت و آن را به پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) ياد داد و اقامه را يك بار يك بار گفت و آن را به پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) آموخت.[2]
5. هارون بن سعيد از شهيد زيد بن علي بن حسين(عليهم السلام) از پدرانش از علي(عليه السلام) روايت كرده كه به رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در شب معراج اذان آموخته شد و نماز بر او واجب گشت.[3]
6. ابي العلاء نقل كرده كه به محمد حنفيه گفتم: ما چنين حديث مي‌كنيم كه آغاز اذان از خوابي بود كه يكي از انصار ديد. محمد حنفيه به شدت ناراحت شد و گفت: درباره چيزي كه اصل در شرايع اسلام و نشانه‌هاي دينتان است چنين مي‌پنداريد؟ خوابي كه احتمال صدق و كذب دارد و چه بسا از خواب‌هاي آشفته باشد. گويد: گفتم: اين سخن ميان مردم مشهور است. گفت: به خدا كه اين باطل است.[4]
7. حلبي گويد: احاديثي وارد شده كه اذان در مكه و پيش از هجرت تشريع شد. از جمله حديثي است كه طبراني از ابن عمر نقل كرده... و حديث 8 را نقل كرده است.[5]
اين تاريخ و تشريع اذان است كه شيعه آن را از سرچشمه‌اي زلال، از مردمي گرفته است كه محرم سنت نبوي‌اند و هر كدام، صادقي از صادق ديگر نقل كرده‌اند تا به پيامبر(صلي الله عليه و آله) برسد. اين اعتقاد شيعه است. اما ديگران مي‌پندارند كه عبدالله بن زيد در خواب ديده كه كسي به او اذان آموخت و خوابش را بر پيامبر(صلي الله عليه و آله) عرضه كرد، رسول خدا(صلي الله عليه و آله) هم پذيرفت.
دوم: بخش‌هاي اذان و اقامه
بخش‌هاي اذان طبق پنج مذهب از اين قرار است:
«اَللّهُ اَكْبَر» چهار مرتبه، نزد شيعه و ساير مذاهب.
«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّه» دو مرتبه، نزد شيعه و مذاهب ديگر.
«اَشْهَدُ اَنَّ مُحمَّداً رَسوُلُ اللّه» دو مرتبه، نزد شيعه و مذاهب ديگر.
«حَي عَلي الصَّلاةِ» دو مرتبه، نزد شيعه و مذاهب ديگر.
«حَي عَلي الفَلاحِ» دو مرتبه، نزد شيعه و مذاهب ديگر.
«حَي عَلي خَيْرِالْعَمَلِ» دو مرتبه، فقط نزد شيعه.
«اَللّهُ اَكْبَر» دو مرتبه، نزد شيعه و مذاهب ديگر.
«لا اِلهَ اِلاّ اللّه» دو مرتبه، نزد شيعه و يك مرتبه نزد مذاهب چهارگانه.
بخش‌هاي اقامه
«اَللّهُ اَكْبَر» دو مرتبه نزد شيعه اماميه و حنفيه و چهار مرتبه نزد ساير مذاهب.
«اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّه» دو مرتبه نزد شيعه و حنفيه، يك بار نزد شافعيه و مالكيه و حنبليه.
«اَشْهَدُ اَنَّ مُحمَّداً رَسوُلُ اللّه» دو مرتبه نزد شيعه و حنفيه، يك بار نزد شافعيه و مالكيه و حنبليه.
«حَي عَلي الصَّلاةِ» دو مرتبه نزد شيعه و حنفيه، يك بار نزد شافعيه و مالكيه و حنبليه.
«حَي عَلي الفَلاحِ» دو مرتبه نزد شيعه و حنفيه، يك بار نزد شافعيه و مالكيه و حنبليه.
«حَي عَلي خَيْرِالْعَمَلِ» دو مرتبه فقط نزد شيعه.
«قَد قامَتِ الصَّلاةِ» دو مرتبه نزد شيعه و مذاهب ديگر مگر مالكيه كه به يك بار معقتدند.
«اَللّهُ اَكْبَر» دو مرتبه نزد شيعه و مذاهب ديگر.
«لا اِلهَ اِلاّ اللّه» يك مرتبه نزد شيعه و مذاهب ديگر.
بررسي دلايل هر مذهب در جاي خود است، هدف توجه دادن خواننده به آراي مذاهب در تعداد جملات بود.
سوم: جزء بودنِ «حَي عَلي خَيْرِالْعَمَلِ» در اذان
اتفاق شيعه به پيروي از روايات ائمه خود، اين است كه «حَي عَلي خَيْرِالْعَمَلِ» جزء اذان است و بلال هم در اذان صبح آن را مي‌گفت، گروه زيادي از صحابه هم در اذان آن را مي‌گفتند.
سيد مرتضي گويد: اهل سنت روايت كرده‌اند كه «حي علي خيرالعمل» در برخي از ايام دوران پيامبر(صلي الله عليه و آله) گفته مي‌شد و ادعا شده كه اين، نسخ شده است. كسي كه ادعاي نسخ دارد بايد دليل بياورد و دليلي ندارد.[6]
چون خلافت به عمر بن خطاب رسيد دستور داد اين جمله را از اذان حذف كنند، محققان اهل سنت هم اين را قبول دارند، سعدالدين تفتازاني در حاشيه بر شرح عضدي گفته است: عمر بن خطاب خطبه خواند و گفت: اي مردم! سه چيز در روزگار پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) بود كه من از آن‌ها نهي مي‌كنم و بر آن‌ها كيفر مي‌دهم: يكي متعه زنان، ديگري متعه حج و سومي «حي علي خير العمل».[7]
اما اين‌كه چرا آن را از اذان حذف كرد؟ حضرت باقر(عليه السلام) فرمود:
اذان با «حي علي خير العمل» در زمان پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) بود و در زمان ابوبكر و اوائل خلافت عمر هم به آن فرمان داده مي‌شد، سپس عمر دستور داد آن را از اذان و اقامه حذف كنند. علت را پرسيدند، گفت: وقتي مردم بشنوند كه نماز بهترين كار است، از رفتن به جهاد سستي مي‌كنند.[8]
اين تصوّر كه اين جمله موجب سستي از رفتن به جهاد مي‌شود نادرست است، چون پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) در بيست و هفت غزوه شركت كرد و نزديك به 55 سريّه و گروه رزمي اعزام كرد در حالي كه اذان گفتن با اين جمله در عصر او سبب سستي در جهاد و تخلف از جنگ نشد.
چهارم: تثويب (الصّلاةخيرٌ من النّوم) در اذان صبح
تثويب (از ريشه ثابَ يثوبُ) به معناي رجوع به امر براي شتاب به نماز است. مؤذن وقتي مي‌گويد: «حي علي الصّلاة»، مردم را به نماز فرا مي‌خواند. وقتي مي‌گويد: «الصّلاة خيرٌ من النوم»؛ (نماز بهتر از خواب است) دوباره سخني گفته كه معنايش شتاب به سوي نماز است.
مقصود در اين‌جا آن است كه روشن شود گفتن «الصلاة خير من النوم» در اثناي اذان صبح از سوي مؤذّن آيا مشروع است، يا بدعتي است كه پس از پيامبر(صلي الله عليه و آله) به وجود آمده، چون بعضي از مردم آن را در اذان پسنديده‌اند، چه تثويب همين باشد، يا مطلق دعوت به نماز، هرچند پس از اتمام اذان، با اين لفظ يا لفظ ديگر. روايات اين بحث متعارض است و نمي‌توان همه را به يك معني برگرداند. اينك انواع اين روايات:
1. آنچه دلالت مي‌كند كه عبدالله بن زيد آن را در خواب ديد و از آغاز، بخشي از اذان بوده است. گفتيم كه تشريع الهي والاتر از آن است كه از خواب يك صحابي ريشه بگيرد.
2. آنچه دلالت مي‌كند بلال آن را افزوده و پيامبر(صلي الله عليه و آله) هم پذيرفته كه بلال آن را جزء اذان قرار دهد.[9]
3. آنچه دلالت مي‌كند عمر بن خطاب به مؤذن دستور داد آن را در نداي صبح قرار دهد، امام مالك روايت كرده كه مؤذن نزد عمر بن خطاب رفت تا او را براي نماز صبح خبر كند، ديد خوابيده است. گفت: «الصلاة خيرٌ من النوم»؛ (نماز بهتر از خواب است) عمر هم دستور داد آن را در نداي صبح براي نماز قرار دهد.[10]
4. آنچه دلالت مي‌كند پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) آن را به ابومحذوره آموخت.[11]
5. آنچه بيان مي‌كند كه بلال در اذان صبح مي‌گفت: «حي علي خير العمل». پيامبرخدا(صلي الله عليه و آله) دستور داد به جاي آن بگويد: «الصلاة خيرٌ من النوم».[12]
با اين تعارض آشكار نمي‌توان به اين روايات تكيه كرد و چون امر آن داير است بين سنت و بدعت، بايد ترك كرد، چون بر ترك آن عقاب نيست، ولي اگر بدعت باشد عقاب دارد.
سخن بزرگان درباره «الصلاةخير من النوم»
بعضي از صحابه و تابعين آن را بدعت مي‌دانند و معتقدند پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) به آن دستور نداده بلكه پس از آن حضرت پديد آمده است. برخي از سخنانشان چنين است:
1. عمرو بن حفص گويد: سعدِ مؤذن اولين كسي بود كه در زمان عمر گفت: «الصلاة خيرٌ من النوم.» عمر گفت: بدعت است، سپس آن را ترك كرد، بلال هم براي عمر اذان نگفته است.
2. مردي از طاووس پرسيد: از كي گفته شد «الصلاة خير من النوم»؟ گفت: در زمان پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) گفته نشده بود، ولي بلال پس از وفات پيامبر و در زمان ابوبكر شنيد كه مردي غيرمؤذن آن را مي‌گويد از او فرا گرفت و با آن اذان مي‌گفت، پس از مدتي ابوبكر درگذشت و عمر گفت: كاش بلال را از آنچه پديد آورده نهي مي‌كرديم و گويا فراموش كرد و مردم با آن اذان گفتند تا به امروز.[13]
3. مجاهد نقل مي‌كند: با پسر عمر بودم كه شنيد مردي در مسجد مي‌گويد: «الصلاة خير من النوم.» گفت: ما را از پيش اين بدعتگزار بيرون ببر.[14]
4. از ابوحنيفه روايت شده، از حماد، از ابراهيم، گويد از او درباره الصلاة خير من النوم پرسيدم، گفت: از چيزهايي است كه پديد آورده‌اند و خوب است و گفته كه وقتي مؤذن از اذان فارغ مي‌شود آن را دو بار بگويد. امام شيباني هم آن را از ابوحنيفه روايت كرده و گفته كه اين نظر ابوحنيفه است و به آن عمل مي‌كنيم.[15]
5. شوكاني به نقل از «البحر الزخّار» گويد: عمر آن را پديد آورد و پسرش گفت: اين بدعت است. علي(عليه السلام) هم وقتي آن را شنيد، فرمود: چيزي را كه از اذان نيست به آن نيفزاييد. سپس گفته است: اگر بود، علي و پسر عمر و طاووس آن را نفي نمي‌كردند، پذيرفتيم و به آن مأمور شديم و در حالي به آن عمل مي‌كرديم نه هميشه، اين راه جمع بين روايات است.[16]
6. از ائمه اهل بيت(عليهم السلام) فراوان نقل شده كه آن را بدعت دانسته‌اند. شيخ طوسي نقل مي‌كند: از امام صادق(عليه السلام) درباره گفتن «الصلاة خير من النوم» بين اذان و اقامه پرسيدم، فرمود: ما آن را نمي‌شناسيم![17]
آنچه از بررسي روايات در مورد اذان روشن مي‌شود اين است كه دو خانواده آنچه را از جدّشان عبدالله بن زيد و ابومحذوره روايت شده، مورد بهره‌برداري قرار داده و آنچه را به جدّشان نسبت داده شده، پخش كرده‌اند، چون فضيلتي براي خاندان بود و اگر اين نكته نبود، اين دو مسأله (تشريع اذان با خواب و گفتن «الصلاة خير من النوم» در اذان صبح) به اين گستردگي پخش نمي‌شد.
 
[1]. وسائل الشيعه، ج4، ص612، باب اول از ابواب اذان و اقامه، حديث 3.
[2]. مستدرك حاكم، ج3، ص171 كتاب معرفة الصحابه.
[3]. كنز العمال، ج6، ص277، شماره 398.
[4]. سيره حلبي، ج2، ص297.
[5]. همان، ص296، باب آغاز اذان.
[6]. الانتصار، ص137، باب وجوب قول:«حي علي خير العمل»در نماز.
[7]. شرح تجريد قوشجي، ص484؛ كنز العرفان، ج2، ص158؛ الصراط المستقيم، ج3، ص271؛ المسترشد، محب طبري، ص516.
[8]. دعائم الاسلام، ج1، ص142؛ بحارالانوار، ج81، ص156.
[9]. سنن دارمي، ج1، ص270.
[10]. الموطّأ، ص78، شماره 8.
[11]. سنن بيهقي، ج1، ص421 ـ 422.
[12]. كنز العمال، ج8، ص345، شماره 23188.
[13]. كنز العمال، ج8، ص375، شماره 23251 و 23252؛ نيز مصنف عبدالرزاق، ج1، ص474، شماره 1827، 1828، 1829.
[14]. المصنف، ج1، ص475، شماره 1832؛ كنز العمال، ج8، ص375، شماره 23250.
[15]. جامع المسانيد، ج1، ص296.
[16]. نيل الأوطار، ج2، ص38.
[17]. وسائل الشيعه، ج4، ص650، باب 22 از ابواب اذان و اقامه، حديث 1 و احاديث ديگر.

کلید واژگان: اذان و اقامه