لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437

نمایش محتوای شبهه

مقايسه فضايل خلفا با فضايل علي عليه السلام

شيعيان نمي‌توانند ايمان و عدالت علي[ عليه السلام ] را ثابت كنند، مگر آنكه سنّي شوند...؛ زيرا دلايل شيعه براي مؤمن بودن علي[ عليه السلام ] مؤيد ايمان داشتن ابوبكر، عمر و عثمان است! اگر شيعيان مي‌گويند اسلام، هجرت و جهاد علي[ عليه السلام ] به تواتر ثابت است، اسلام، هجرت و جهاد ابوبكر، عمر و عثمان نيز به تواتر ثابت است، بلكه مسلمان بودن معاويه و خلفاي بني‌اميه و بني‌عباس و نماز خواندن و روزه گرفتنشان به تواتر ثابت شده است.
شيعه نمي‌تواند، ايمان و عدالت علي[ عليه السلام ] را با نص قرآن ثابت كند؛ زيرا قرآن عام است و ابوبكر و عمر و... را نيز شامل مي‌شود.
اگر با نقل روايت، ايمان و عدالت علي[ عليه السلام ] ثابت مي‌شود، در مورد ابوبكر و عمر روايت‌هاي بيشتري وجود دارد.
پاسخ
1. شما اسلام آوردن، هجرت و جهاد را دليل ايمان مي‌دانيد و مي‌گوييد: كه اينها در مورد ابوبكر و عمر و عثمان هم صدق مي‌كند، حال آنكه:
الف) اسلام آوردن دليل بر ايمان نيست؛ زيرا ادعاي مسلماني مي‌تواند تظاهر باشد؛ همان‌طور كه خداوند در مورد عده‌اي فرمود:
{قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ) (حجرات: 14)
عرب‌هاي باديه‌نشين گفتند: ايمان آورده‌ايم. بگو: شما ايمان نياورده‌ايد ولي بگوييد اسلام آورده‌ايم، اما هنوز ايمان وارد قلب‌هاي شما نشده است.
ب) هجرت نيز نشانة ايمان نيست؛ زيرا افرادي از مهاجران بعدها مرتد شدند.
مانند عبدالله بن ابي‌سرح كه هم از مهاجرين بود و هم از كتّاب وحي بود در عين حال مرتد شد و به مكه برگشت و رسول خدا صلي الله عليه و آله  نيز او را مهدورالدم اعلان فرمود.[1]
ج) يك نمونه از كفار را نام ببريد كه ابوبكر يا عمر يا عثمان با او مبارزه كرده باشد؛ در هيچ يك از منابع تاريخي چنين چيزي وجود ندارد.
در جنگ «احد» وقتي علي عليه السلام  در برابر تمام مشركان ايستاده بود، ابوبكر، عمر و عثمان كجا بودند؟ در جنگ خندق وقتي عمروبن عبدود مبارز مي‌طلبيد و تنها علي‌بن ابي‌طالب عليه السلام  از ميان لشكر اسلام سه بار عرض كرد: «يا رسول الله مرا به مبارزه عمرو بفرست»، ابوبكر، عمر و عثمان كجا بودند؟
در جنگ «خيبر»، وقتي رسول خدا صلي الله عليه و آله  براي اينكه ضعف ابوبكر و عمر را بنماياند، نخست آنها را با لشكري براي فتح قلعه‌هاي خيبر فرستاد، نتيجه كارشان جز فرار چه بود؟ اما خداوند به دست علي عليه السلام  قلعه‌هاي خيبر را فتح نكرد.
در جنگ «حنين» كه در آغاز جنگ مسلمانان گريختند و علي عليه السلام  به تنهايي در ميان دشمن شمشير مي‌زد، ابوبكر، عمر و عثمان كجا بودند؟
2. فاطمه عليها السلام  كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله  رضايت و خشم ايشان را معيار رضايت و خشم خدا و رسول خدا صلي الله عليه و آله  مي‌‌داند، از علي عليه السلام  خشمگين بود يا از ابوبكر و عمر؟
وصيت فاطمه عليها السلام  براي دفن شبانه و مخفيانه، آيا براي اين بود كه ابوبكر و عمر بر جنازه او نماز نخوانند و در تشييع او حاضر نباشند، يا علي عليه السلام ؟
فاطمه عليها السلام  وصيت كرد قبرش از ابوبكر و عمر و طرفداران آنها پنهان بماند يا از علي عليه السلام ؟
 عليها السلام . در آيه «مودت» علي عليه السلام  از مصاديق «ذي‌القربي» است يا ابوبكر و عمر؟
4. علي عليه السلام  از مصاديق آيه «تطهير» است يا ابوبكر و عمر؟
5. در آيه «مباهله» علي عليه السلام  مصداق «انفسنا» است يا ابوبكر و عمر؟
6. رسول خدا صلي الله عليه و آله  در مباهله، علي عليه السلام  را با خود برد يا ابوبكر و عمر را؟
 عليه السلام . ارزش مبارزه علي عليه السلام  با عمروبن عبدود برتر از اعمال تمام مؤمنان است يا مبارزه ابوبكر و عمر؟
 عليهما السلام . رسول خدا صلي الله عليه و آله  علي عليه السلام  را برادر خود معرفي كرد يا ابوبكر و عمر را؟
 صلي الله عليه و آله . رسول خدا صلي الله عليه و آله  به علي عليه السلام  فرمود: «دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خدا است» يا به ابوبكر و عمر؟
10. رسول خدا صلي الله عليه و آله  علي عليه السلام  را همانند روح خود در بدن تعبير كرده است يا ابوبكر و عمر را؟[2]
11. اهل سنت نوشته‌اند: «پس از رسول خدا[ صلي الله عليه و آله ]، افضل مردم علي بن ابي‌طالب[ عليه السلام ] بود».[3]
ده‌ها آية قرآن به فضيلت‌هاي علي عليه السلام  نظر دارد كه مفسران اهل سنت هم نقل كرده‌اند.
شما در پرسش  عليه السلام  عليهما السلام  به برتري علي عليه السلام  بر ساير اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله  اعتراف كرده‌ايد.
اما در مورد معاويه و امثال او، در مباحث پيشين هم گفتيم كه خود اهل سنت ايمان آوردن او را نفي مي‌كنند تا چه رسد به شيعه!
 
[1]. دلائل النبوه، ج5، ص 45؛ تجارب الامم، ج1، ص274؛ البداية و النهاية، ج4، ص 297 و... .
[2]. كنزالعمال، ج1، ص628.
[3]. تاريخ طبري، ج8، ص619؛ كامل، ج6، ص408؛ المنتظم، ج10، ص248.

کلید واژگان: