اين روزها بازارهاى مدينه با خيل زائران ايرانى روبه روست كه از اين سو به آن سو در پى خريد سوغات مى روند و با خريدهاى خود رونق چشمگيرى به كسب و كار كاسبان و دستفروشان اين شهر داده اند.
حضور زياد ايرانيان در بازار و حجم بسيار خريد آنان موجب شده است بيشتر فروشندگان به آن ميزان زبان فارسى را كه براى دعوت به خريد و دادن تخفيف(!) و تبليغ كالاهاى خود نياز دارند، آموخته و در مكالمه با ايرانيان به كار برند.
حتى اگر زائرى به عربى از آنان سؤال كند، به فارسى پاسخ مى دهند.
برخى مغازه ها تابلوهاى فارسى نصب كرده و يا علاوه بر عربى، به فارسى نيز نوشته اند.
مثلاً تابلوى يك مغازه چنين است: «خوش آمديد به طبقه بالا ـ كاپشن ها، پتوها، لباس هاى پسرانه و دخترانه با قيمت مناسب و تخفيف عالى» و...
بر اساس گزارشى كه شب گذشته شبكه خبر ايران پخش كرد و در مدينه دريافت شد، هر ساله ايرانيان زائر در موسم حج و عمره حداقل 200 ميليون دلار از بازارهاى مكه و مدينه خريد مى كنند كه عموماً اين كالاها ساخت كشورهاى غيرمسلمان و بعضاً نامرغوب هستند.
با خريدهاى ايرانيان از عربستان، هر ساله هزاران شغل در كشورهاى غيرمسلمان ايجاد مى شود.
گزارشى را در اين باره از مشاهدات خبرنگار پايگاه اطلاع رساني نقل مى شود:
از قيمت كالاها مطمئن نيست.
هنوز هم نمى داند كالايى كه خريدارى مى كند مرغوب است و از استانداردهاى لازم برخوردار است، داراى نشانه هاى
كالاى واقعى است يا نه؟ امّا مى گويد: بالاخره بايد سوغاتى بخرم... هرچند خريد با شك و ترديد صورت مى گيرد ولى تنوع كالاها، زرق و برق اجناس، اصرار برخى فروشندگان و خريد بعضى زائران، او را هم وسوسه مى كند.
براى افراد خاصى خريد مى كنم.
مى پرسم چقدر خريد مى كنى؟ او هم مى گويد: مشخص نيست ولى خريد را از امروز شروع كردم.
او در پاسخ به سؤال ديگرى اظهار مى دارد: قيمت ها با ايران فرق نمى كند ولى به نظر من اجناس اينجا شيك تر است! يك زائر ديگر ايرانى كه مرد چهل ساله اى به نظر مى رسد، در پاسخ به اين سؤال كه چى شد سر از بازار مدينه درآوردى؟ مى گويد: واقعيت اش خودم راغب به خريد نيستم ولى همسرم مرا به خريد واداشته است.
چاره اى هم نيست بايد براى بستگان و آشنايان سوغاتى خريد.
در يكى از مراكز تجارى نگاهم به چند خانم آذرى زبان مى افتد، بر چادرهايى كه بر سر دارند، نشانه هايى با كاروان آذربايجان شرقى به چشم مى خورد، خريدهايشان را كرده اند، ولى هنوز هم در صدد خريد هستند، كنار كيسه هاى بزرگ پلاستيكى كه اجناس خريدارى شده در آن ها جاى گرفته، نشسته اند.
پيرمرد قدخميده اى كه در مركز تجارى الجزيزه در مقابلم قرار مى گيرد، انگيزه خريدهايش را سوغات براى فرزندان و نوه هايش عنوان مى كند.
او اهل مشهد مقدس است و مى گويد: باور كنيد كه بهتر از اين اجناس در مشهد ما وجود دارد ولى چه كنم كه بايد براى بچه ها سوغاتى تهيه كنم.
او مى گويد: انتخاب سوغات براى من سخت و وقت گير است، با قيمت ها آشنا نيستم ولى نگاه مى كنم و مى بينم ديگران چى خريد كرده اند من هم همان اجناس را خريدارى مى كنم.
وارد مغازه پارچه فروشى در مركز تجارى الجزيره مى شوم.
مرد ميانسال
ايرانى به صاحب مغازه اى كه يك پيرمرد افغانى با محاسن بلند است، معترض مى شود كه اين پارچه هايى را كه به من فروختى، گران است; جاى ديگر قواره اى 2500 تومان ارزان تر است و جنس اش هم يكى است و به من چند قواره گران فروختى... و بعد هم قسم ياد كردن و ادامه ماجرا.
اين روزها، بازارهاى مدينه پذيراى خيل مشتريان است، بد نيست نظر برخى از زائران ايرانى را هم در انتخاب كالاى مورد نظر جويا شويم.
زائر تهرانى مى گويد: من كلى خريد كردم، از پوشاك و دمپايى گرفته تا اسباب بازى و كالاهاى ديگر.
مى پرسم از قيمت ها مطمئن هستى؟ مى گويد: نه زياد.
از استاندارد كالاها مى پرسم.
مى گويد: نوشته اند براى فلان جا ولى نه، مطمئن نيستم.
سؤال مى كنم پس چرا خريد كردى؟ مى خندد و مى گويد چون قشنگ است و مرغوب.
باز سماجت مى كنم و مى پرسم اجناس ايرانى مرغوب نيست؟ مى گويد: خريدهايى كه كردم به نظرم مى رسد كيفيت آن بد نيست، سفر اول آمده ام، چاره اى ندارم بايد سوغات ببرم.
خانم ديگرى كه خود را اهل تهران معرفى مى كند در پاسخ به سؤالم مى گويد: از اين فروشگاه خريد نمى كنم، چون قيمت هايش بالاست.
ولى از جاى ديگر حتماً خريد خواهم كرد.
مى پرسم براى افراد خاصى كه مد نظر شما هستند سوغاتى مى بريد يا فعلاً هر چه كه مورد پسند شما بود خريدارى مى كنيد و بعد هم در تقسيم تصميم مى گيريد؟ او مى گويد: نه براى افراد مشخصى خريد مى كنم.
حالا هنگام نماز فرا مى رسد، صداى اذان از مسجدالنبى در همه جا طنين انداز مى شود و برخى از حاجيان ايرانى هنوز هم مشغول خريدند!
از بازار بيرون مى آيم، تازه نگاهم مى افتد به بعضى از زائران كه جهت خلاف مسير سيل جمعيت كه براى اقامه نماز سوى مسجدالنبى در حركت هستند، گام بر مى دارند; با ساك هايى از كالاهاى خريدارى شده! و اين صحنه مرا آزرده خاطر مى كند.
چرا در انجام يك عمل پسنديده به گونه اى رفتار مى كنيم كه باعث مشقّت و پيامدهاى منفى ديگرى باشد.
بايد فكرى كرد و چاره اى انديشيد با حفظ اصل مسأله، از برخى اسراف و زياده روى ها پيشگيرى كرد و نيز بايد پرسيد ميزان خريد ايرانيان چه مبلغى است و در مجموع اين خيل صدهزار نفرى از زائران ايرانى چند صد ميليارد تومان را هزينه خواهد كرد و آيا هر چه را كه مى خرند از نيازهاى اساسى آنان است؟