عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر

عالمی که برای تحصیل، سفر حج را ناتمام گذاشت +تصویر

ملا هادى که هنوز تا موسم حج فرصت داشت لحظاتش را مغتنم شمرده، در درس بزرگان شرکت جست و سپس تصمیم گرفت سفر حج خود را به سفر در سلوک دانش ‍ و معارف تبدیل کند و در اصفهان ماندگار شود.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج به نقل از فارس، حاج ملا هادي سبزواري، معروف به «حكيم سبزواري» و «حاجي سبزواري»، حكيم و عارف بزرگ شيعه و اسلام در برهه‌اي از زندگي در سفر حج از راه اصفهان گذر مى‌كرد و چون هنوز موسم حج نبود مدتى در اين شهر اقامت گزيد. در حوزه پر رونق اصفهان، استادانى چون حاج شيخ محمد تقى مولف كتاب «هداية المسترشدين» و حاج محمد ابراهيم كلباسى نگارنده كتاب «اشارات الاصول» و آيه الله ملا اسماعيل كوشكى محفل درس و بحث علمى داشتند. ملا هادى كه هنوز تا موسم حج فرصت داشت لحظاتش را مغتنم شمرده، در درس بزرگان شركت جست. او چند وقتى به درس آيه الله كوشكى رفت و احساس كرد اين درس برايش چون گمشده گرانقيمتى بوده كه اكنون بدان دست يافته است. بيان شيوا و عمق معلومات استاد وى را هر روز شيفته تر مى‌نمود. از همين رو تصميم گرفت سفر حج خود را به سفر در سلوك دانش ‍ و معارف تبديل كند و در اصفهان ماندگار شود. سفر ملا هادى به هشت سال اقامت در اصفهان انجاميد و در اين مدت خود را به زيور دانش و معارف آراست و به بركت بزرگان آن سامان در علم حكمت، ورزيده شد. ملا هادى سبزواري در سال 1242 ق به مشهد بازگشت و پنج سال در مدرسه حاج حسن مشغول تدريس شد. همچنين، در يكى از سالها كه ملا هادى به زيارت خانه خدا رفته بود پس از آنكه سفر حج خود را به پايان برد عزم بازگشت به ايران نمود و از راه دريا وارد بندرعباس شد. چون راهها ناامن بود از رفتن به سبزوار منصرف شد و چندى در شهر كرمان اقامت گزيد. در آنجا مدتها در مدرسه معصوميه كرمان با خادم مدرسه همكارى مى‌كرد و خود را به هيچ كس معرفى نكرده بود، طلاب گمان مى‌كردند او از خدمتگزاران مدرسه است. از همين رو روز و شب در كنار او به سر مى‌بردند بدون اينكه بدانند وى چه انسان بزرگ و دانشمند گرانقدرى است! مدت مديدي اينچنين زندگي كرد و به طلبه‌ها خدمت مي‌كرد بدون اينكه كسي بداند او همان حكيم سبزواري معروف است. شهيد مطهري مي‌نويسد: «در مدت اقامت كرمان براى اين كه نفس خود را تربيت كند و رياضت دهد، سعى كرد ناشناخته بماند و در همه مدت به كمك خادم مدرسه به خدمت طلاب قيام مى‏كرد. بعد دختر همان خادم را به زنى گرفت»
رفته رفته درخشش آن گوهر گران سنگ محصلان تيز بين را متوجه خود ساخت و ديرى نپاييد كه استاد شناخته شد و طلاب كه تا چندى او را خادم مى‌پنداشتند وى را استاد بلند مرتبه و متبحر در علوم مختلف يافتند. پس از آن اطراف حكيم فرزانه را مشتاقان دانش و حكمت فرا گرفتند و حكيم سبزوارى در مدرسه دينى كرمان جلسات درس و بحث علمى تشكيل داد و مدتى در آنجا ماندگار شد.




مطالب مرتبط

نظرات کاربران