آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟ آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟ آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟ بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش بعثه مقام معظم رهبری در بله
آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟ آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟ آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟ آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟ آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟

آیا نامگذاری به عبدالعلی و عبدالحسین شرک است ؟

  پاسخ:  نامگذاری­ها نشان از گرایش ها و تمایلات افراد دارد. نامگذاری با اسامی همچون عبدالحسین و عبد العلی نوعی تعبیر استعاری و تشبیهی است که برای اظهار ارادت است. یعنی همچنان که در عبد و مولای عرفی، عبد مطیع محض مولای خود است، من

 
پاسخ:
 نامگذاري­ها نشان از گرايش ها و تمايلات افراد دارد. نامگذاري با اسامي همچون عبدالحسين و عبد العلي نوعي تعبير استعاري و تشبيهي است كه براي اظهار ارادت است. يعني همچنان كه در عبد و مولاي عرفي، عبد مطيع محض مولاي خود است، من هم مطيع اوامر تو هستم. چرا كه تو امام و هادي و خليفه و جانشين پيامبر اكرم (ص) در تبيين دين و معارف و احكام دين هستي.
اساساً ارزش و مقام امام حسين (ع) به خاطر اوج عبوديت و بندگي خالصانه او به درگاه خداوند است.
ارادت و علاقه ما به امام حسين (ع) نيز برخواسته از همين نكته است به همين جهت كسي كه از روي ارادت به امام حسين (ع) نام فرزندش را عبدالحسين مي گذارد، حسين (ع) را خدا و رب نمي داند بلكه اين نحوه نامگذاري از باب تشبيه است كه در ادبيات رايج است. تشبيه رابطه خود با امام حسين (ع) به رابطه ميان عبد و مولاي عرفي است. يعني در واقع خود را مطيع و پيرو امام و خليفه پيامبر معرفي مي كند. به كار بردن تعابير استعاري و تشبيهي در عرف اهل زبان و در ادبيات همه ملل و اقوام، امري رايج است. به عنوان مثال: وقتي دوستي كه مدتهاست دوستش را  نديده اند، ناگهان از در منزل وارد شود به او مي­گويد ماه طلوع كرد يا مي گوئيد ستاره سهيل ديده شد. يا در مورد كسي كه در رفتار و گفتار و داوري هايش حق و عدالت را كاملاً رعايت مي كند، مي گوئيد او عبدالعدل است يا مي گويند او «عدل» است گويا عدل مجسم شده در چنين فردي. همه اين تشبيهات براي رساندن معاني خاصي هستند. يا كسي كه مستدل و منطقي استدلال و عمل مي كند مي گوئيد عبدالدليل است . مقصود اين نيست كه ديگر عبد خدا نيست و دليل را خدا و رب خود قرار داده است بلكه كنايه از منطقي بودن و استدلالي بودن مواضع اوست.
عبدالحسين يعني مطيع و پيرو امام حسين (ع). همانگونه كه يك عبد و غلام از مولاي خود اطاعت و پيروي مي كند.
توضيح بيشتر:
۱. عبوديت در مقابل الوهيت؛ روشن است كه استعمال عبوديت در چنين موردى، به معناى مملوك بودن است كه شامل تمام بندگان خدا مى‏شود. منشأ مملوك بودن انسان، خالق بودن خداوند متعال و مخلوق بودن انسان است. در اين استعمال، از آنجا كه عبوديت، رمز مخلوق بودن است، فقط به اسم خداوند متعال اضافه مى‏شود و مى‏گويند: «عبداللَّه» زيرا:
إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْداً.[۱]
«هيچ موجودى در آسمان‏ها و زمين نيست جز آن‏كه خدا را بنده و فرمان بردار است.»
همچنين قرآن به نقل از حضرت مسيح مى‏فرمايد:
قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِي الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً.[۲]
«من بنده خدايم، او كتاب آسمانى به من داده و مرا پيامبر قرار داده است.»
۲. عبوديت قراردادى؛ چنين عبوديتى ناشى از غلبه و پيروزى انسانى بر انسان ديگر در ميدان جنگ است.
دين اسلام اين نوع عبوديت را تحت شرايطى خاص كه در فقه بيان شده پذيرفته است. اختيار افرادى كه در جنگ به دست مسلمانان اسير مى‏شوند با حاكم شرع است و او مى‏تواند يكى از راه‏هاى سه‏گانه را برگزيند؛ آزادسازى اسيران بدون دريافت غرامت، آزاد كردن آنان در مقابل اخذ غرامت و در اسارت نگهداشتن آن‏ها.
در صورت سوم، فرد اسير «عبد» مسلمانان محسوب مى‏شود و به همين دليل در كتب فقهى، بابى به نام «عبيد و اماء» منعقد شده است.
به عنوان مثال، قرآن مى‏فرمايد:
وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ.[۳]
«مردان و زنان بى همسرِ خود را همسر دهيد. همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقير و تنگدست باشند. خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد. خداوند گشايش دهنده و آگاه است.»
در اين آيه، خداوند اسيران جنگى را بندگان و كنيزان مسلمانان مى‏داند و مى‏فرمايد: ... عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ .... در اينجا «عبد» به نام غير خداوند اضافه شده است.
۳. عبوديت؛ در اينجا عبوديت به معناى اطاعت و فرمانبردارى است‏
و در كتاب‏هاى لغت اين معنى آمده است.[۴] بنابراين، در نام‏هايى مانند «عبد الرسول» و «عبد الحسين» معناى سوم مورد نظر است. عبدالرسول و عبدالحسين يعنى؛ مطيع پيامبر صلى الله عليه و آله و امام حسين عليه السلام. و بى شك چون اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله و اولى‏الأمر واجب است هر مسلمانى مطيع پيامبر و ائمه عليهم السلام بعد از ايشان مى‏باشد:
... أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُوْلِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ....[۵]
«اطاعت كنيد خدا را و پيامبر خدا و اولى الأمر [/ اوصياى پيامبر] را ...»
بر اساس اين آيه، قرآن كريم پيامبر را «مُطاع» و مسلمانان را «مطيع» معرفى كرده است و اگر كسى همين معنا را در نام فرزند خود بگنجاند، نه تنها قابل سرزنش نيست كه شايسته ستايش است. ما افتخار مى‏كنيم كه مطيع پيامبر و حضرت امام حسين باشيم و به فرمان آن‏ها گوش فرا دهيم.
البته واضح است كه ميان «عبدالرسول» و «عبداللَّه» بودن، منافاتى نيست و انسان در عين حال‏كه عبد خداوند است، مطيع پيامبر صلى الله عليه و آله نيز هست؛ زيرا دانستيم كه عبوديت در مورد خداوند، عبوديت تكوينى و ناشى از خالقيّت حق است، اماعبوديت در مورد پيامبر صلى الله عليه و آله ناشى از تشريع و دستور خداوند مى‏باشد كه انسان‏ها را به اطاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله مى‏خواند و پيامبر صلى الله عليه و آله را مُطاع مى‏نامد. ميان اين دو استعمال، فاصله و تفاوت بسيار است.
 
 
مراجعه شود: شكست اوهام، ص ۱۷ و محمد طبرى، پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان، ۱جلد، نشر مشعر - تهران، چاپ: ۱۳۸۶، ۲. 
 


[۱] - مريم: ۹۳
[۲] - مريم: ۳۰
[۳] - نور: ۳۲
[۴] - لسان العرب و القاموس المحيط، ماده« عبد».
[۵] - نساء: ۵۹
 


| شناسه مطلب: 83837







نظرات کاربران