چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟ چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟ چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟ بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟ چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟ چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟ چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟ چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟

چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد، آلِ آن حضرت را نیز بر او عطف می کنید؟

  از جمله پرسش هایی  که گاه مطرح می شود فرستادن صلوات بر رسول گرامی با الحاق کلمه ی “آل” به اوست. می پرسند چرا می گویید: اللهم صل علی محمّدٍ و آل محمّدٍ؟ پاسخ: یکی از دستوراتی که خداوند برای حفظ احترام رسول گرامی اس

 
از جمله پرسش هايي  كه گاه مطرح مي شود فرستادن صلوات بر رسول گرامي با الحاق كلمه ي آل به اوست. مي پرسند چرا مي گوييد: اللهم صل علي محمّدٍ و آل محمّدٍ؟
پاسخ:
يكي از دستوراتي كه خداوند براي حفظ احترام رسول گرامي اسلام و ايجاد ارتباط مستمر با آن حضرت به مسلمانان داده است فرستادن صلوات برآن حضرت است آنجاكه مي فرمايد: «إن الله و ملائكته يصلّونَ عَلَي النَّبي يا اَيُّها الّذين آمنوا صَلّوا عَلَيه وَ سَلِّموا تَسليماً» (احزاب: 56 ) خداوند و فرشتگانش بر پيامبر (ص) درود مي­فرستند. اي كساني كه ايمان آورده­ايد بر او درود فرستيد و سلام گوييد و تسليم فرمانش باشيد.
در اين آيه خداوند شرافت خاصي به پيامبرش بخشيده واو را از ميان همه ي انبياء به كرامتي خاص زينت بخشيده است همچنانكه قرطبي يكي از مفسرا ن اهل سنت مي گويد: در اين آيه خداوند شرافت خاصي به رسولش در زمان حيات و پس از مرگش داده و مقام او را در نزدش بيان نموده و بندگانش را امر نمود به خاطر چنين شرافتي فقط به او صلوات بفرستند نه ساير انبياء.[1]
اما آنچه كه در اينجا خيلي مهم به نظر مي رسد آن است كه آل پيامبر در اين شرافت با او شريك هستند زيرا آنچه  در منابع معتبر حديثي اهل سنت به صورت متواتر از بيش از هفتاد تن از صحابه درباره چگونگي صلوات فرستادن از رسول خدا (ص) نقل شده الحاق آل محمد در صلوات به اوست .
*-در روايت ابو مسعود انصاري چنين آمده: ما در نزد رسول خدا (ص) بوديم كه مردي وارد شد و گفت: اي رسول خدا ما سلام گفتن را شناخته­ايم اما چگونه بايد به هنگام نماز بر تو صلوات بفرستيم؟ ابو مسعود مي­گويد: همه ما سكوت نموديم و دوست داشتيم كه اي كاش او چنين پرسشي نمي­نمود اما رسول خدا (ص) (پس از لحظاتي) فرمود:
اذا انتم صليتم عليّ فقولوا: اللهم صلّ علي محمد النبي الامي و علي آل محمد كما صلّيت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم و بارك علي محمد النبي الامي و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد.[2]
اين روايت را حاكم در مستدرك خود ذكر نموده و مي­گويد:
اين روايت با شرط مسلم صحيح است هر چند در كتاب خود نياورده است.[3]
*ـ در روايت ديگر از ابن مسعود از رسول خدا (ص) نقل مي­كند كه:
اذا تشهد احدكم في الصلاة فليقل: اللهم صلّ علي محمد و علي آل محمد و بارك علي محمد و علي آل محمد و ارحم محمداً و آل محمد كما صليت و باركت و ترحمت علي ابراهيم انك حميد مجيد.[4]
* در روايتي ديگر كه از رسول خدا (ص) نقل شده ايشان از صلوات دم بريده نهي نموده­اند: لا تصلّوا عليّ الصلاة البتراء فقالوا و ما الصلاة البتراء، قال تقولون: اللهم صل علي محمد و تمسكون بل قولوا: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد.[5]
«بر من صلوات دم بريده نفرستيد. پرسيدند: صلوات دم بريده چيست؟ فرمود: اينكه بگوييد اللهم صل علي محمد و ادامه ندهيد بلكه مي­بايد بگوييد: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد».
اين روايت صراحت دارد كه گفتن صلوات مي­بايست به همراه ذكر و يادكرد اهل بيت (ع) باشد همچنانكه در روايتي ديگر به صراحت آمده:
*-من صلي صلاة و لم يصلّ فيما عليّ و علي اهل بيتي لم تقبل منه.[6]
«كسي كه نماز بجاي آورد و در آن بر من و اهل بيتم صلوات نفر ستد (نمازش) از او قبول نمي شود».
به همين جهت اصحابي همچون جابر بن عبدالله انصاري مي­گفت:
لو صليت صلاة لم اصلّ فيها علي محمد و علي آل محمد ما رايت انها تقبل[7]  
«اگر نمازي بجاي آورم ودر آن بر محمد و آل محمد صلوات نفرستم گمان ندارم (در نزد خدا) قبول شود» .                                 
*و ابو مسعود انصاري نيز مي­گفت:
لو صليت صلاة لا اصلي فيما علي آل محمد ما رايت ان صلاتي تتم[8]
«اگر نمازي بجا آورم كه درآن برمحمد وآل او صلوات نفرستم گمان ندارم كه نمازم كامل باشد».
ابن حجر هيتمي مي­گويد: پرسش آنان (يعني صحابه) از رسول خدا (ص) بعد از نزول آيه درباره چگونگي صلوات و پاسخ به آنان به اينكه بگويند: اللهم صل علي محمد و علي آل محمد دليل روشني بر اين است كه مراد آيه امر به صلوات بر اهل بيت و بقيه آل اوست.[9]
قنوجي و شوكاني نيز در تفاسير خود گفته­اند:
«همه تعليماتي كه از جانب پيامبر(ص) در اين باره در زمينه صلوات انجام پذيرفته به همراه صلوات بر آل اوست مگر چند روايت نادر. از اين رو بر صلوات فرستنده لازم است كه به هنگام صلوات فرستادن بر آن حضرت آل او را نيز ياد كند همچنانكه عده­اي همچون امام الحرمين و غزالي از شافعي نقل نموده­اند و ابن كثير در تفسيرش از آن دو اين گفته را آورده است و با وجود احاديث صحيح ديگر نيازي به گفته گويندگان نيست بلكه روايات خود كفايت مي­كند».[10]
 فخر رازي شافعي نيزمي­گويد: همانا دعاي براي آل منصب بزرگي است به همين جهت در خاتمه تشهد در نماز قرار گرفته است و اين همان جمله اللهم صل علي محمد و علي آل محمد و ارحم محمد و آل محمد است كه اين تعظيم در حق غير آنان ديده نشده است.[11]
محمد بن ادريس شافعي پيشواي مذهب شافعي نيز مي گويد:
يا اهل بيت رسول الله حبّكم                         فرض من الله في القرآن أنزله
كفاكم من عظيم القدر انّكم                           من لم يصل عليكم لا صلوة له[12]
"اي خاندان پيامبر خدا محبت به شما فريضه اي است كه خداوند آن را در قرآن فرو فرستاده است در بزرگي و رفعت مقام شما  همين بس كه هر كس بر شما درود نفرستد براي او نمازي نخواهد بود (نماز او باطل است)"
چرا صلوات ابتر ؟
بنابر اعتراف عالمان و صاحب نظران اهل سنت رسول خدا (ص) در تبيين آيه صلوات اهل بيت خود را شريك صلوات و ملحق به خود دانسته است و از صلوات دم بريده نهي نموده است. ولي با اين حال در گفتار و نوشتار آنان همواره بر خلاف سنت پيامبر (ص) بر صلوات ابتر و دم بريده تاكيد ورزيده هر جا نامي از رسول خدا (ص) ­آورده مي شود به جاي عمل به گفتار پيامبر(ص) كه فرمود: قولوا اللهم صل علي محمد و علي آل محمد مي­گويند: صلي الله عليه و سلم و در مقابل نص رسول الله (ص) اجتهاد غير مجاز مي­كنند.
بنابر اين آنچه شيعه انجام مي دهد عمل به فرموده ي رسو ل خداست.
 
مراجعه شود: پاسخ به شبهات وهابيت، ص 237
 

[1] . الجامع الاحكام القرآن، ج 14، ص 232.
[2] . المستدرك حاكم نيشابوري، ج 1، ص268 مسند احمد، ج 4، ص 119. 712؛ ؛ سنن دار قطني، ج 1، ص 347؛
[3]. المستدرك حاكم نيشابوري، ج 1،ص268
[4] . ، همان ص269.سنن بيهقي ج2ص379.
[5] .  خرگوشي نيشابوري،ابو سعيد، شرف المصطفى ،ج‏5،ص:107 ،مكه، دارالبشائر الاسلاميه ،اول ،1424صواعق المحرقة، ج 2، ص 430؛سخاوي، القول البديع، ص 45.بيروت ،دارالكتاب  العربي ،مسند زيد بن علي،ص33،بيروت دار الحياه. احمد مرتضي ،شرح الاذهار ،ج1ص383،صنعاءغمضان ،1400.
[6] .دار قطني ،علي بن عمر، علل دار قطني، ج 6ص197..رياض ،دار الطيبه اول1409.
[7] . ذخائر العقبي، ص 52.
[8] . سنن دار قطني، ج 1، ص 348، ش 1329.
[9] . صواعق المحرقه، ج 2، ص 430.
[10] . فتح البيان، ج 11، ص 141؛ فتح القدير، ج 4، ص 249
[11] . تفسير مفاتيح الغيب، ج 27، ص 168.
3- الصواعق المحرقه، باب 11.ج2ص435.
 




نظرات کاربران