چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت  می دهند؟ چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت  می دهند؟ چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت  می دهند؟ بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت  می دهند؟ چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت  می دهند؟ چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت  می دهند؟ چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت  می دهند؟ چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت  می دهند؟

چرا شیعیان در اذان و اقامه به ولایت امیرالمومنین شهادت می دهند؟

  یکی از اشکالات وهابیان این است که چرا در اذان خود " اشهد ان علیا ولی الله " می گویید و در اذان بدعت می گذارید از جانب دیگر می گویند مگر خدا ولی دارد؟   پاسخ:  در اینکه حضرت امیر المو منین علیه السلام ولی

 
يكي از اشكالات وهابيان اين است كه چرا در اذان خود " اشهد ان عليا ولي الله " مي گوييد و در اذان بدعت مي گذاريد از جانب ديگر مي گويند مگر خدا ولي دارد؟
 
پاسخ:
 در اينكه حضرت امير المو منين عليه السلام ولي الله است هيچ شك و شبهه ي نيست و آيه و روايات بر آن دلالت دارد وعده اي از عالمان اهل سنت نيز گفته اند كه اين آيه در باره علي (ع) نازل شده است: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ * وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ * مائدة  آيه55، 56.
«همانا سرپرست شما [بعد از] خداوند، پيامبر و مؤمنانند. مؤمنان [يعنى‏] همان كسانى كه نماز بر پا مى‏دارند و حتّى در حال ركوع زكات مى‏دهند* و هر كس خداوند را سرپرست و حامى خود بشناسد و نيز پيامبر و [اينگونه‏] مؤمنان را از اعضاى حزب خداوند است و حزب خداوند بواقع پيروز است*
آنان گفته اند اين آيه به هنگامي نازل شد كه نيازمندي وارد مسجد شد واز مردم كمك خواست ولي كسي به او كمك ننمود جز علي (ع) كه در حال ركوع بود به نيازمند اشاره نمود وانگشتر خودرا به او بخشيد در اين هنگام اين آيه نازل شد[1].
واحدي نيز ازمحمّد بن السّائب از ابو صالح  و او از ابن عبّاس نقل مي  نمايد كه عبد اللّه بن سلام با عدّه‏اى از يهوديان كه اسلام اختيار كرده بودند نزد رسول خدا (ص) آمدند و گفتند يا رسول اللّه خانه‏هاى ما دور است و كسى نيست از براى ما حديثى و خبرى از شما بياورد و قوم ما هم وقتى كه مسلمان شديم ما را ترك گفتند و با ما نشست و برخاست نمى‏كنند و ازدواج و نكاح را از ما بريده‏اند و با ما تكلّم هم نمى‏نمايند و اين امر از براى ما مشكلاتى بوجود آورده است سپس پيامبر آيه (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ‏) را تلاوت فرمود و از منزل بيرون آمد و بطرف مسجد رفت در حالتى كه مردم در مسجد مشغول نماز بودند در اين ميان سائلى را مشاهده فرمود كه از مسجد بيرون مى‏آمد باو فرمود آيا كسى بتو چيزى بخشيده است؟ گفت بلى يا رسول اللّه. انگشترى بمن بخشيده شده است پيامبر (ص) فرمود چه كسى آنرا به تو بخشيده است؟ گفت اين مرد كه در حال نماز ايستاده و اشاره به على نمود پيامبر (ص) فرمود در چه حالتى بتو بخشيد گفت در حالتى كه در ركوع بوده سپس پيامبر (ص) تكبير گفت و اين آية را قرائت فرمود،[2]
از اين رو با نزول اين آيه علي (ع) از طرف خدا ولي و سر پرست مسلمانان پس از رسول خدا (ص) معرفي گرديد و مراد ما از شهادت به ولي بودن آن حضرت همين معناست يعني كسي كه از جانب خدا ولي بر مردم است همچنانكه مراد ما از رسول الله نيز كسي است كه از جانب خدا رسول بر مردم است . از اين رو گفتن اين جمله در اذان فقط به معناي اعلام پيروي از اهل بيت پيامبر (ص) است و  شهادت ثالثه جز و اذان و اقامه نيست و تنها آن را به صرف تبرك و تيمن مي آورند كه اگر جز اين باشد، شكي در بطلان و بدعت آن نيست.
استاد عبدالمحسن عبدالله سراوي مستبصر سوري در كتاب القطوف الدانيه در اين باره مي گويد: شيعه در اذان شهادت به ولايت را به قصد جزئيت نمي گويد بلكه از زماني كه معاويه لعن بر علي بن ابي طالب (ع) را بر بالاي منبرها و ماذنه ها شعار خود نمود  شيعه نيز  به اين فكر افتاد كه براي جلوگيري از اين بدعت و مكتوم نشدن ولايت اميرالمومنين (ع) براي هماهنگي با دستور خداوند كه در باره ولايت علي (ع)  فرمود: إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (55)
« همانا سرپرست شما [بعد از] خداوند پيامبر و مؤمنانند مؤمنان [يعنى‏] همان كسانى كه نماز بر پا مى‏دارند و حتّى در حال ركوع زكات مى‏دهند »
 شهادت به ولايت آن حضرت را را به قصد تبرك در اذان ها اعلام دارد[3].
همه فقيهان اماميه نيز به اين نكته التفات كرده اند كه نبايد اين شهادت را در اذان به قصد جزئيت ذكر كرد و گرنه بدعت است.
مجلسي اول مي گويد: « ظاهر آن است كه اگر كسي شهادت به ولايت را در اذان بگويد، اشكالي ندارد مگر آن كه با جزم به شرعيت آن باشد كه خطاست و اولي آن است كه به نيت اين كه جز و ايمان است، آن را بگويد نه اين نيت كه جز و اذان است.[4]
البته علامه مجلسي مي فرمايد: بعيد نيست كه شهادت به ولايت از اجزاي مستحب اذان قرار گيرد؛ زيرا شيخ و علامه و شهيد و ديگران شهادت داده اند كه اخباري در اين مورد وارد شده است.[5]
ناگفته نماند هيچ يك از فقهاي اماميه به منع شهادت ثالثه در اذان فتوا نداده اند در صورتي كه به قصد جزئيت نباشد.
 
 
مراجعه شود: پاسخ به شبهات وهابيت، ص 171
 
 

[1]-جامع البيان في تفسير القرآن، ج‏6، ص:186 .الجامع لأحكام القرآن، ج‏6، ص: 221. الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏2، ص: 293 فتح القدير، ج‏2، ص: 60.                       
[2]- أسباب نزول القرآن (الواحدي)، ص: 202
[3] -القطوف الدانيه ،ج1ص55.دارالموده،سوم ،1997.
3- محمد تقى روضه المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه ، ج 2، ص 246. ‏ ؛قم ؛مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور ‏دوم 1406 ه ق
1- . بحار الانوار ، ج 81 ، ص 112 ـ 111.
 




نظرات کاربران