حقیقت بداء در قرآن و حدیث حقیقت بداء در قرآن و حدیث حقیقت بداء در قرآن و حدیث بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
حقیقت بداء در قرآن و حدیث حقیقت بداء در قرآن و حدیث حقیقت بداء در قرآن و حدیث حقیقت بداء در قرآن و حدیث حقیقت بداء در قرآن و حدیث

حقیقت بداء در قرآن و حدیث

مسأله بداء به همان میزان که در عقاید امامیه مورد اهتمام واقع شده است ، از طرف علمای سنی مورد نقد واقع گردیده و نزاع لفظی است. بداء در لغت به معنای ظهور بعد از خفاست. بداء به این معنی اصلاً بر خداوند سبحان اطلاق نمی شود و حقیقت بداء نزد امامیه جز تغییر

مسأله بداء به همان ميزان كه در عقايد اماميه مورد اهتمام واقع شده است ، از طرف علماي سني مورد نقد واقع گرديده و نزاع لفظي است.

بداء در لغت به معناي ظهور بعد از خفاست. بداء به اين معني اصلاً بر خداوند سبحان اطلاق نمي شود و حقيقت بداء نزد اماميه جز تغيير امر مقدور به واسطه اعمال صالحه و غير صالحه نيست. چراكه خداوند ‹كل يوم هو في شأن› و خواست او بر تقدير حكومت دارد و بندگان او داراي اختيارند و او مي تواند سرنوشت و تقدير آنان را به واسطه اعمال نيك يا بد ايشان تغيير دهد.

اكنون به بعضي از آيات و احاديثي كه دلالت دارند انسان قادر است سرنوشت خود را تغيير دهد اشاره مي كنيم :

آيات

- ‹ ان الله لايغير . . . › خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد تا زماني كه نفوس خود را تغيير دهند. (1)

- ‹ و لو ان اهل اقري آمنوا . . . › اگر مردم شهرها ايمان مي آوردند و تقوي پيشه مي كردند ، بركت هايي از آسمان و زمين برايشان نازل مي كرديم . . . ولي تكذيب كردند و ايشان را به آنچه كسب نمودند عذاب كرديم. (2) آيات ديگري نيز بر اين امر دلالت دارند. (3)

روايت

- سيوطي از علي (ع) روايت كرده كه از پيامبر (ص) معناي آيه شريفه ‹ يمحوالله و ما يشاء › سئوال نمود ، حضرت فرمود : چشم تو و امت پس از خودم را با تفسير آن روشن مي كنم : صدقه آنگونه كه شايسته است و نيكي به والدين و عمل صالح ، شقاوت را به سعادت تبديل مي كند و بر عمر مي افزايد و از پيشامدهاي سوء محافظت مي كند. (4)

از مهمترين آثار تربيتي بداء اين است كه اميد را در قلب مومنين زنده مي كند ، چنانكه انكار آن نيز موجب يأس و نااميدي مي شود و اعتقاد به بداء شبيه اعتقاد به قبول توبه و شفاعت است.

 


 

1- رعد : 11

2- اعراف : 96

3- نخل : 112 ؛ طلاق : 2 و 3

4- الدرالمنثور ، سيوطي ، 4 : 66 .

 

 


| شناسه مطلب: 85285







نظرات کاربران