اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید

اماکن زیارتی کاظمین را بشناسید

25 رجب سالروز شهادت امام موسی کاظم(ع) است. مجاوران و زایران آن امام از شهرهای مختلف عراق همچون سال های گذشته خود را برای عزاداری میلیونی در کاظمین آماده می کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، 25 رجب سالروز شهادت امام موسی بن جعفر (ع) مصادف با سه شنبه هفته آینده در عراق است. میلیون ها زائر در این ایام خود را به کاظمین می رسانند و در شهادت امام هفتم شیعیان جهان عزاداری و سوگواری می کنند. به همین مناسبت مطلبی تهیه شده که برای اطلاع خوانندگان منتشر می شود.

در زمان حمله مغول و براندازی سلسله بنی عباس تنها بارگاهی که از معصومین مورد تخریب توسط مغولان و آتش سوزی واقع شد حرم کاظمین بود و در این قضیه، تهمتی که به شیعه زده می شود که جنگ ضد سنی انجام داده اند (چون خواجه نصیرالدین طوسی همراه مغولان بوده و براندازی بنی عباس هم با طراحی ایشان بوده) و سنی کشی کرده اند را از دامان شیعه پاک می کند؛ چون مغولان به حرف خواجه بنا بر عدم تخریب بارگاه توجه ننمودند. حمله و غارتگری وهابیان هم باعث تخریب و دزدی از گنجینه حرم شد که شیخ کاشف الغطاء با مردم به مقابله آنان رفتند و رهبرشان سعود (جد همین آل سعود عربستان) مجبور به فرار شد.

ولی همواره در زمان های مختلف چه آل بویه، چه فاطمیان مصر (مصریانی در آن برهه از تاریخ همگی شیعه بودند) که یکسال در کاظمین حکومت کردند و طی تاریخ همیشه بازسازی ها انجام شده و در صفویه پس از فتح بغداد توسط شاه اسماعیل توسعه و ساخت و ساز فراوان شد. مسجد صفوی در کنار حرم که کاملاً سالم و مورد استفاده است از آن دوره می باشد. قاجار هم توسعه و ساخت و سازهایی نمود و کف صحن را سنگ کرد.

گفتنی است قبل از آنکه نجف مرکز علمی شیعه شود کاظمین مرکز بوده چون نواب اربعه امام زمان در بغداد بودند (آرامگاه هایشان هم هنوز در بغداد است). و با رفتن شیخ طوسی به نجف مرکز علمی هم تغییر کرد. علت رفتن شیخ هم درگیری های دائمی بین شیعه و سنی در این شهر است. در زمان جنگ جهانی اول هم مرکز مبارزاتی علیه انگلیس و حمله های مستمرشان به عراق، کاظمین بوده و در آن تاریخ وحدت بسیار خوبی بین شیعه و سنی برقرار شده بود.

 حضرت امام موسی کاظم(ع): هفتم صفر 128 هـ ق در ابواء بین مکه و مدینه متولد شدند. در عراق به باب الحوائج معروفند. هر کس به ایشان توسل نموده حاجت خود را گرفته. از سال 148هـ ق امامتشان شروع شد. بنی عباس همان شیوه بنی امیه را در پیش گرفته بودند و شورش های پی در پی شیعیان شروع شده بود. برای همین به امام خیلی سخت گرفتند و سال ها حضرت در زندان بودند. و گاهی حتی حضرت از دست مأموران هارون متواری بودند و ایشان را پیدا نمی کردند و این موضوع در زندگی هیچ یک از اهل بیت دیده نمی شود. نفاق خلفای بنی عباسی هم شدید بود به طوری که همین هارون اول که به خلافت رسید به مدینه آمد و موسی بن جعفر را مورد تکریم قرار داد ولی چون می خواست برای بعد از خودش مقدمات خلافت پسرش را آماده کند و مهمترین سد مقابل خویش را امام کاظم می دید، امام را بسیار در زندان های تاریک و سخت نگه داشت ولی در هر زندانی که امام می ماند به مرور مورد توجه و محبت زندانبانان که گاهی از نزدیکان هارون نیز بودند واقع می شدند. زندانبانان تحت تأثیر اخلاق و ایمان و عبادت ایشان قرار می گرفتند و دستور شهید کردن حضرت را به هر زندانبانی که می دادند از انجام آن سر باز می زدند و قبول نمی کردند. تا بالاخره یکی از آنان به امام سم خوراند و سعی نمودند اینطور وانمود کنند که حضرت مریض شده اند ولی خود حضرت در بازدید عده ای از بزرگان به صراحت گفتند که به من سم خورانده اند و تا سه روز دیگر شهید می شوم.

بنی عباس هنگامی که بغداد را ساختند در کنار آن قبرستانی به نام قبرستان قریش نیز ساختند که محل دفن بزرگان بود. حضرت را در آنجا دفن نمودند.

 امام جواد علیه السلام: در دهم رجب 195هـ ق در مدینه متولد شدند و در عراق به باب المراد معروفند. ایشان در 9 سالگی به امامت رسیدند. علم ایشان باعث تعجب همگان بود در بسیاری از موارد سعی می شد ایشان را از نظر علمی توسط دانشمندان زمان شکست دهند که هر بار بر عکس می شد و باعث عزت ایشان می شد. مأمون کوشید امام را به دارالخلافه خود نزدیک کند که بین او و دوستدارانشان فاصله بیندازد و حتی دختر خود ام فضل را نیز به همسری ایشان درآورد. هنگامی که مأمون خواست دختر خود را به همسری امام جواد بدهد عده ای اعتراض کردند که ایشان کودک است، مأمون گفت شما نمی دانید، کوچک آنان مثل بزرگشان دانشمند است و اگر نمی پذیرید آزمایش کنید. یحی بن اکثم را آوردند تا با امام مناظره کند او از امام پرسید درباره مُحرمی که شکاری را بکشد چه می گوئید؟ امام فرمودند: آیا در محدوه حرم کشته یا خارج آن– عالم بوده یا جاهل– عمدی بوده یا سهوی– آزاد بوده یا برده– صغیر بوده یا کبیر– اولین بار بوده یا چندمین بار– شب بوده یا روز– احرام عمره بوده یا حج– حیوان کوچک بوده یا بزرگ و… و مسئله را به 2048 حالت تقسیم می کنند. او می فهمد که علم امام چقدر است و سئوالش چقدر ناقص و ضعیف بوده است. مأمون گفت دیدید به شما گفتم و بعد امام جواب ها را می گوید و امام سئوالی می کند راجع به آن مردی که اول روز به زنی نگاه می کند و آن نگاه حرام است. وقتی آفتاب قدری بالا بیاید نگاه به آن زن حلال می شود، وقت ظهر دوباره حرام و عصر حلال، غروب دوباره نگاه به آن زن حرام می شود و عشا حلال. نیمه شب حرام و وقت سپیده حلال. یحیی درمانده می شود و امام خود جواب را می گوید (منتهی الامال)

 

 علمای آرمیده در کاظمین

خواجه نصیرالدین طوسی: در حرم کاظمین دفن است و می گوید من از مولایم موسی بن جعفر شرم دارم که این همه از عنایات ایشان بهره برده ام و وصیت کنم مرا در نجف دفن کنند. هنگامی که خواستند زمین را بکنند برای دفن خواجه ناگهان سردابی دیده می شود که از بهترین کاشی ها پوشانده شده و قبر آماده است. تحقیق می کنند می بینند که آنجا را خلیفه ناصر برای خودش ساخته بوده است. در آن سردابه قطعه سنگی بود که بر روی آن تاریخ احداث بنا نوشته شده بود و تاریخ احداث بنا مطابق سال تولد خواجه بود (11 جمادی الاولی 597 هـ ق)

وی در علوم گوناگون مثل نجوم، ریاضیات، فقه استاد بود. رصدخانه مراغه از ایشان است.

یکی از علمای اهل سنت که با شیخ بسیار دشمنی داشت به هلاکوخان گفت: چون شب اول قبل نکیر و منکر از مرده سئوال می کنند در مورد اعتقاداتش و چون مادر شما فوت کرده اند خواجه نصیرالدین طوسی را همراه مادرتان دفن کنید که در جواب ها کمک مادرتان کنند. هلاکوخان این موضوع را با شیخ در میان گذاشت. ایشان گفتند سئوال نکیر و منکر که حق است و من حرفی ندارم ولی چون شما هم خواهی مرد من را برای خودت نگه دار و آن عالم سنی (که موضوع را طرح کرده بود) را با مادرتان در قبر بگذارید. هلاکوخان قبول کرد و همین کار را انجام داد.

ایشان رصدخانه مراغه را ساخت و زیج (کتاب علم هیئت ها یا همان کتاب علم ستاره شناسی) ایشان دقیق ترین زیج هاست و مطالب آن درباره خسوف و کسوف مورد اعتماد همه منجمین است و علامه حلی به ایشان لقب استاد البشر داده است و سرآمد و بالاتر از همه بودند در علوم عصر خودشان و شدت ارادتشان به اهل بیت به گونه ای بود که وصیت کردند درکنار قبر امامان کاظمین دفن شوند و روی سنگ قبرشان نوشته شود «و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید»

 ابن قولویه: استاد شیخ مفید بوده است. وی صاحب کتاب کامل الزیارات است.

شیخ مفید: فردی است که سه توقیع (نامه با امضاء) در یکسال از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان برایش آمد. در عنوان آن حضرت نوشته بودند: «للاخ سدید والولی الرشید الشیخ مفید» وقتی از وطن خود به بغداد که مرکز علمی آن روزگار بوده آمد به مجلس درس قاضی عبدالجبار معتزلی وارد شد و گفت ای قاضی اگر اجازه بدهی سوالی کنم، ایشان اجازه داد. شیخ پرسید حدیث غدیر آیا صحیح است یا نه. قاضی گفت بله. شیخ پرسید منظور از مولی چیست؟ گفت: اولی. پرسید: پس چرا اختلاف بین شیعه و سنی وجود دارد؟ جواب داد: حدیث غدیر روایت است و خلافت ابوبکر درایت (قطعی) و هیچ عاقلی درایت را به خاطر روایت ترک نمی کند. شیخ پرسید نظرتان درباره حدیث «یا علی حربُک حربی و سلمُک سِلمی» چیست؟ قاضی جواب داد صحیح است. شیخ گفت: درباره اصحاب جمل (عایشه و طلحه و زبیر) چه می گوئید؟ گفت: آنها توبه کردند. شیخ گفت: جنگ درایت (حتمی) است و توبه روایت و هیچ عاقلی درایت را به خاطر روایت ترک نمی کند. قاضی ساکت شد و اسم شیخ را پرسید. سپس بلند شد و شیخ را جای خود نشاند و گفت: «انت المفید حقاً» رنگ چهره های همه حضار تغییر کرد و قاضی گفت من جوابی ندارم هر کسی جواب دارد بگوید تا شیخ به جای خودش برگردد.

و توقیع در زمان غیبت کبری برای هیچ کس نیامده به جز شیخ مفید و شیخ اسداله کاظمینی. خلفای شیعه آل بویه طرفدار او بودند.

شبی شیخ در خواب دیدند که حضرت صدیقه کبری دست امام حسن و حسین را گرفته اند و به نزد شیخ آمده و می گویند «یا شیخ علمهما الفقه» فردای آن روز مادر سید مرتضی و سید رضی دست ایشان را گرفته و آمدند نزد شیخ و همان جمله را گفتند که نشان عظمت شیخ و سید مرتضی و رضی است.

 مسجد صفوی: یکی از مساجد قدیمی کاظمین که در کنار حرم و به حرم وصل است و شاه اسماعیل صفوی آن را در 926 قمری بنیاد نهاد. این مسجد پس از چهارصد سال همچنان زیبا و استوار است و نشانه استحکام و زیبایی معماری عصر صفوی است. منبری هم داخل آن است که خودش از شاهکارهای هنری عصر صفوی است.




مطالب مرتبط

نظرات کاربران