رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا

رویکردی پدیدارشناسانه از واقعه عاشورا

کتاب «معجزه عاشورا» نوشته حسین غفاری با رویکرد متفاوت پدیدارشناسانه به بررسی واقعه عاشورا پرداخته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، کتاب «معجزه عاشورا» شامل درس‌گفتار‌های حسین غفاری، عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران، است که رویکردی متفاوت و نو را در بررسی نهضت عاشورا در برابر خواننده قرار می‌دهد.


عنوان کتاب از مجلس اول گرفته شده و واقعه عاشورا را معجزه نامیده است. این کتاب از دوازده فصل (مجلس) تشکیل شده که به جز مجلس نخست و پایانی آن، بقیه فصل‌ها از استقلال مباحث برخوردارند، طوری که در مجلس نخست با رویکردی پدیدارشناسانه و جدید، واقعه عاشورا معجزه‌ای انسانی در اثبات حقیقت متعالی نظام هستی قلمداد می‌شود و از این منظر، ضمن تحلیل عقلانی پدیده معجزه در تاریخ بشر، ویژگی‌های اصلی امور اعجازآور با قالب رفتاری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و اصحاب بزرگوارشان تطبیق می‌یابند و مجلس دوازدهم نیز تفسیر غزلی از حافظ است که انطباق آن با حادثه عاشورا به سبکی بدیع، شرح و ارائه شده است.


نویسنده در ۱۰ مجلس دیگر که حاوی مباحث متنوع، گسترده و تحلیلی است، تفسیر‌های متضاد صاحب‌نظران گذشته و کنونی امت اسلامی را در تفسیر علل، اهداف و ماهیت نهضت عاشورا بیان می‌کند و با نارسا دانستن تفسیر‌های یک‌جانبه (فردی و اجتماعی)، تفسیری جامع را براساس مبانی بنیادین انسان‌شناسی الهی و شیعی و مستند بر تحلیل‌های عمیق فلسفی، عرفانی و نیز اصول معارف قرآنی و وحیانی به مخاطب ارائه می‌دهد.


از جمله مباحث خواندنی کتاب، تحلیلی فلسفی بر مسئله گریه و نقش آن در سیر معنوی و تعالی روحی انسان است که در مجالس گوناگون از زوایای متفاوت به آن پرداخته شده است. همچنین بحث عمیق و گسترده‌ای درباره «علم امام» و شبهات و اشکالات ناشی از این بحث در تفسیر نهضت عاشورا ارائه می‌شود که در ضمن آن به‌طور خاص درباره نقش، معنا و کارکرد مسئله «علم حضوری» و تفاوت ماهوی و کارکردی آن با «علم حصولی» بحث شده است.


همچنین کتاب «معجزه عاشورا» در مجلسی مستقل، به بحث درباره مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) و نقش و اهمیت هر یک از عناصر تشکیل‌دهنده این مجالس می‌پردازد و آسیب‌شناسی آن‌ها و امور ناشایسته داخل در این مجالس نیز بررسی می‌شوند.


نویسنده در بخشی از این کتاب مجلسی را به مقایسه داستان ذبح حضرت اسماعیل(ع) و واقعه عاشورا اختصاص داده است و در این باره می‌گوید: داستان ذبح حضرت اسماعیل(ع) داستان بسیار بلندی است که بر تارک اعتلای روحی بشر قرار دارد. عملی که حضرت ابراهیم(ع) انجام داد یکی از بزرگ‌ترین ابتلائاتی بوده که خداوند در پایان عمر و سنین پیری برای این پیامبر موحد که پدر انبیای توحیدی است، قرار داد. گرچه این داستان حضرت ابراهیم و داستان عاشورا در این راستا هستند، اما تفاوت‌هایی وجود دارد که افق حادثه عاشورا را بسیار بالاتر می‌برد. گرچه حضرت ابراهیم(ع) پیشتاز سلسله توحیدی بود، اما حضرت رسول اکرم (ص) بود که توحید را به اوج خود رساند؛ بنابراین امامان معصوم که وارث مقام ولایت محمدی هستند در قله توحید در اوج قراردارند؛ بنابراین آنچه برای حضرت ابراهیم(ع) در بعضی از حالاتشان حاصل شد برای این بزرگواران همواره حاصل بوده است.


وی در ادامه می‌افزاید: حادثه عاشورا به این دلیل با داستان یادشده قابل مقایسه است که اولاً داستان ذبح حضرت اسماعیل(ع) واقع نشد؛ یعنی این واقعه امتحانی بود که آن حضرت تا پای آن رفتند، اما این امر واقع نشد. درهرحال، عاشورا از نظر گستردگی بسیار عظیم‌تر بود یعنی در داستان حضرت ابراهیم(ع)، حضرت اسماعیل(ع) تنها یک فرزند حضرت ابراهیم(ع) بود، اما در داستان عاشورا چندین فرزند، از طفل شیرخوار تا حضرت علی‌اکبر(ع)، برادران و خاندان و دوستان در مقابل حضرت شهید شدند و سپس خانواده‌شان نیز به اسارت رفت. هرکدام از این‌ها حادثه را بسیار شگفت‌انگیز و ابعاد آن را خیلی گسترده‌تر می‌کند؛ بنابراین این دو اتفاق هم از نظر گستردگی، وسعت و هم از نظر واقع شدن و واقع نشدن با یکدیگر متفاوت هستند.


علاوه بر این‌ها حضرت اباعبدالله(ع) تمام موازین ظاهری را در انجام تکلیف خودشان انجام می‌دادند و در عین حال تمام موازین باطنی را در خروج از هرگونه تعینی در عالم نفس متحقق می‌کردند. اگر با این دید نگاه کنیم، آن وقت اگر در «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» فدیه ذبح را گوسفند قرار دهیم، قدری کوچک کردن داستان به‌ نظر می‌رسد؛ یعنی فدیه‌ای که در مقابل حضرت اسماعیل(ع) باید داده می‌شد، نمی‌تواند قربانی کردن گوسفندی باشد که مثلاً چاق یا بزرگ بوده است. وقتی خداوند می‌فرماید: «بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» نمی‌توان آن را معادل گوسفند چاق و بزرگ دانست. تعبیر گوسفند برای ذبح عظیم تعبیری بسیار ابتدایی است. قربانی کردن انسان، برای دین توحیدی عمل قبیحی است. داستان امام حسین(ع) به‌ گونه‌ای است که عمل قربانی یعنی کشته شدن حضرت و یارانشان به ناحق توسط گروه ظالم انجام می‌گیرد. حضرت ابراهیم(ع) به تکلیف خود عمل کرد و در ماجرای عاشورا هم دشمنان حضرت و یارانشان را کشتند.


یادآور می‌شود کتاب «معجزه عاشورا» نوشته حسین غفاری به همت انتشارات حکمت روانه بازار نشر شده است.




مطالب مرتبط

نظرات کاربران