نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات» نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات» نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات» بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات» نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات» نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات» نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات» نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات»

نگارش تمام جزئیات یک سفر مذهبی در «خسی در میقات»

جلال آل‌احمد یکی از تأثیرگذارترین نویسنده‌های معاصر است که سفرنامه حج او با عنوان «خسی در میقات» هنوز توسط مردم خوانده می‌شود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج، بدون شک مطالعه‎ کتاب‎های مفید و امیدبخش می‎تواند در این شرایط راهکار خوبی برای دورشدن افراد از وسواس‎های فکری و افکار منفی ناشی از شیوع کرونا باشد. مطالعه کتاب هر چند اندک هم باشد، می‎تواند تاثیر مثبتی در نگرش و باور افراد ایجاد کند و با ترویج مثبت‎اندیشی، آرامش روانی را در جامعه تقویت کند.


در این مطلب شما را با سفرنامه «خسی در میقات» اثر جلال آل احمد آشنا می‌کنیم.


 


آل احمد از داستان تا سفرنامه


«جلال آل احمد» یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان سده اخیر ایران است که در سال ۱۳۰۲ در گیلان به دنیا آمد. او در نوجوانی به دارالفنون و پس از آن برای تحصیل علوم دینی به نجف رفت. پس از بازگشت به ایران دچار تحول و تغییرات اساسی فکری شد و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی آن زمان ایران را دنبال کرد؛ و برخلاف عقاید خانواده‌اش که از روحانیون آن دوره بودند به حزب توده پیوست. با نویسنده رمان «سووشون» یعنی «سیمین دانشور» ازدواج کرد.


این نویسنده برجسته تحصیلاتش را در دانشسرای عالی تهران در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی تا مقطع دکترا ادامه داد و زندگی‌اش را وقف نوشتن، ترجمه و مطبوعات کرد. از دهه‌ی بیست مجموعه داستان‌هایش را که غالباً طنز و روایت اوضاع اجتماعی بودند را منتشر کرد و به‌عنوان نویسنده‌ای توانا شناخته شد. آثار این نویسنده که تنوع زیادی هم دارد و شامل داستان‌ها، مقالات و سفرنامه‌ها است؛ از ارزش ادبی بالایی برخوردار هستند. این آثار بازتابی از فضای اجتماعی و سیاسی دهه بیست و سی جامعه ایران هستند. آل احمد عمر کوتاهی داشت و در چهل‌وپنج‌ سالگی در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۴۸ در گیلان درگذشت.


خسی در میقات سفرنامه‌ جلال آل‌احمد به مکه و مدینه است. سفرنامه‌ای متفاوت که آل احمد آن را در سال ۱۳۴۳ و در حالی که ۴۱ ساله بود، نوشت. این سفرنامه فقط مربوط به تجربه خاص نویسنده از مناسک مذهبی نمی‌شود. جلال با دقت و ریزبینی تمام آنچه را که در سفرش دیده، نوشته است. از آداب و پوشش، از تمام آداب و رسوم گرفته تا مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاحتی. خسی در میقات به دلیل جملات کوتاهی که دارد، توجه زیاد نویسنده به جزئیات و متن روان و دلنشین آن است که بسیار شناخته شده است.


آل احمد در کتاب خسی در میقات گاهی هم زبان به گله و شکایت گشوده است. گویی که تازه در درددلش باز شده است. از عقب‌ماندگی، تحقیر و از معماری اماکن زیارتی و امکانات نامناسبی که حکومت نالایق سعودی در اختیار زائران قرار داده‌اند گله می‌کند. گاهی هم از دست افرادی که کورکورانه عبادت می‌کنند و حتی عبادتشان هم رنگ تشریفات دارد، ناراضی است. آل احمد درباره این سفر گفته است: «من فهمیدم که خسی هستم که به میقات آمده، نه کسی که به میعاد».


نویسنده در حین نوشتن این سفرنامه گاهی نیز به ناهنجاری‌های مدرنیسم که حتی دامن معنویات را آلوده کرده، اعتراض می‌کند و نیز از سایه‌های تاریک و دراز استعمار و بهره‌کشی کشورهای قدرتمند صنعتی از جهانی که در تحجّر و عقب ماندگی خود دست و پا می‌زند و باوجود ثروت سرشاری که برخی از این کشورها از منابع طبیعی خود، به ویژه نفت دارند، به صورت ملتی مصرفی درآمده و همه چیزشان وابسته به قدرت‌هایی شده است که قدرتشان را در سایه همین وابستگی آنها کسب کرده و هرچه می‌گذرد بر قدرتشان افزوده می‌شود.


یکی از نکاتی که سبب شهرت و ماندگاری جلال آل احمد در ادبیات ایران شده، صداقت و شجاع اوست. خسی در میقات نمونه ای بارز و نمایان از این دو صفت آل احمد است. جلال صادقانه در ابتدای سفرنامه خود می‌نویسد که بعد از سال‌ها قرار است نماز بخواند و به کفر خود در سال‌های پیشین اشاره می‌کند ولی باز به توفیق الهی یا هر دلیل دیگری به اصل خود باز می‌گردد و قدم در مسیری می‌گذارد که سرشار از روحانیت است و حضور در این مسیر باعث می‌شود که مورد سرزنش دوستان و اطرافیان قرار گیرد تا آنجا که دوستانش به یکدیگر می‌گویند این چه کلکی است در صورتی که هیچ دروغ و ریایی در کار نیست و جلال برای بازگشت به فرصت‌هایی که از دست داده و به لطف خداوند سفر خود را از خویش به خدا آغاز می‌کند و در این سفر و در جای جای سفرنامه‌اش می‌توان دگرگونی در احوال و افعالش را دید. انگار که کفر به دین مبدل شده است.




مطالب مرتبط

نظرات کاربران