طرح های رژیم صهیونیستی برای تصاحب آبراه های منطقه خاورمیانه

براساس این دکترین، رژیم اسرائیل باید روابط خود را با کشورهای پیرامونی دولت های عرب خط مقدم جبهه اعراب و اسراییل گسترش دهد تا امکان محاصره کشورهای عربی مخالف خود فراهم شود.

از شاكر انصاري : رژيم صهيونيستي از بدو اعلام وجود نامشروع خود در خاورميانه به اهميت آبراه هاي منطقه پي برده و از همان زمان براي تصاحب و يا بسط قدرت خود بر آنها برنامه ريزي کرده بود.   

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

** اهميت راهبردي درياي سرخ براي رژيم صهيونيستي

رژيم غاصب اسرائيل درياي سرخ را نه تنها از نظر حمل و نقل کالا براي خود مهم تلقي مي کند بلکه از نظر امنيتي نيز آن را سپر دفاعي دانسته و نوار محاصره کشورهاي عربي مخالف خود مي داند، زيرا اين رژيم همواره خود را در محاصره اعراب ديده است و بنابراين راهبرد سنتي خود را در حوزه درياي سرخ بر ديدگاه هاي "دکترين بن گوريون" از بنيانگذاران ونظريه پردازان صهيونيسم بنا نهاده است.

براساس اين دکترين، رژيم اسرائيل بايد روابط خود را با کشورهاي پيراموني دولت هاي عرب خط مقدم جبهه اعراب و اسراييل گسترش دهد تا امکان محاصره کشورهاي عربي مخالف خود فراهم شود.

يکي از نظريه پردازان اسراييلي در 1945 در اين مورد نوشت: «ما ناوگان دريايي بزرگي داريم که به همه بندرهاي جهان رفت و آمد دارد، لذا بايد براي آينده و در زمان مناسب به نحوي آماده شويم که ناوگان هاي دريايي و جنگي ما بتواند محاصره تحميلي اعراب را در هم شکنند و از طريق تبديل تدريجي درياي سرخ به درياچه يهودي، ما هم به نوبه خود برخي کشورهاي عربي را محاصره کنيم.

پس از جنگ اکتبر1973 ميان کشورهاي عربي واسراييل، اين رژيم نيروي دريايي خود را در درياي سرخ تقويت کرد و در آوريل 1974 دو ناوچه موشک انداز از نوع "ويشف" به نيروي دريايي خود در درياي سرخ افزود.

به دنبال اين اقدام، "شلومورابيل" فرمانده نيروي دريايي وقت اين کشور طي مقاله اي در روزنامه اسرائيلي معاريو نوشت: اين دريا که در گذشته نقطه ضعف اسرائيل بود، مي تواند به صحنه ابتکار عمل اسراييل به هنگام جنگ تبديل شود و پشت جبهه مصر و راه هاي دريايي آن را تهديد کند.

به نظر وي تسلط مصر بر کانال سوئز تنها يک کليد در اين گذرگاه آبي را به نفع مصر رقم مي زند و کليد دوم و مهمتر مي تواند در دست اسرائيل باشد، مشروط بر اينکه بداند چگونه برتري دريايي در منطقه درياي سرخ را حفظ کند و آن را متحول سازد.

رژيم اسرائيل امروزه به اين نتيجه رسيده است که بايد سياست توسعه طلبي ارضي يا دکترين از "نيل تا فرات" را رها کند. از سوي ديگر در دنياي امروز مفهوم سنتي قدرت که بر پايه قابليت هاي نظامي استوار بوده، تحت تأثير مفهوم جديد قدرت يعني براساس توانايي هاي اقتصادي و فناوري قرارگرفته است.

در حال حاضر قدرت اقتصادي وعقيدتي تعيين کننده جايگاه و نقش کشورها در نظام بين المللي است. بر همين اساس استراتژي جديد اسرائيل بر مبناي همکاري هاي اقتصادي قرار گرفته است و به اين نتيجه رسيده است که جنگ با کشورهاي عربي ديگر کارساز نخواهد بود.

در يکي از دست نوشته هاي شيمون پرز رييس رژيم اسراييل آمده است: با بررسي جوانب مختلف امور در مي يابيم که درگيري و نبرد با عرب ها نه تنها هيچ ضرورتي ندارد، بلکه خسارت هاي سنگين جاني و مالي براي ما نيز دارد.

در مقابل، آنچه امروز رژيم اسرائيل را تهديد مي کند، فعاليت هاي انتفاضه در اراضي اشغالي، حزب الله در لبنان و فعاليت هاي اسلامي در مصر است.

شيمون پرز در کتاب خود به نام "خاورميانه جديد" راه هاي مقابله با بنيادگرايي اسلامي را توسعه همکاري هاي اقتصادي بين اسرائيل و کشورهاي منطقه در چارچوب ايجاد يک سازمان همکاري اقتصادي مي داند.

وي اعتقاد دارد که تنها راه حل در ايجاد يک ساختار منظم منطقه اي براي توسعه اقتصادي و اجتماعي خلاصه مي شود و نقطه حرکت استراتژي جديد اسراييل را «درياي سرخ» مي داند.

پرز افزود: ما مي توانيم از درياي سرخ شروع کنيم که مصر و سودان و اريتره در يک سو و اسرائيل و اردن و عربستان در سوي ديگر واقع شده اند. مي توان گفت که ديگر انگيزه اي براي درگيري وجود ندارد.

وي در کتاب خود مدعي شد که اتيوپي و اريتره خواهان ايجاد روابط با همسايگان خود و از جمله اسرائيل هستند و مصر نيز قبلاً با اسرائيل پيمان صلح "کمپ ديويد" را امضا کرد.

اردن نيز پيمان صلح "وادي عربه" با اسرائيل دارد و عربستان نيز خواهان آزادي دريانوردي و صيد و پرواز هستند و مي توان به عنوان اولين گام، مسائلي چون اقدامات نجات دريايي و هوايي و شبکه هاي ارتباطي و تجهيزات هشدار دهنده و مانورهاي دريايي و زميني و نيز صنايعي مانند گردشگري و غذا را مورد بحث قرارداد و در مراحل بعدي به ايجاد يک پيمان استراتژيک پرداخت که در نهايت به سود اسراييل تمام خواهد شد.

پرز در جاي ديگري از کتاب خود نوشته است: من اطمينان دارم که درياي سرخ نقطه شروع براي حرکت روند صلح و حفظ آن خواهد بود. ما مي توانيم راه هاي طويل در طول سواحل آن ايجاد کنيم و لوله هاي نفت و گاز و شبکه هاي برق و ارتباطات را در آن احيا کنيم و اين منطقه را به يک منطقه تجاري و شکوفا تبديل کنيم.

به اعتقاد وي درياي سرخ عبارت است از يک خليج طولاني اما باريک که با توجه به اين خصوصيت مي توان پل تسلط بر عرب ها را بر آن ساخت.

***خطرات اسراييل بر رودخانه نيل

کارشناسان وتحليلگران منطقه همواره از گسترش انديشه نژادپرستي اسراييل بر منطقه مشرف بر رودخانه نيل هشدار داده اند.

رودخانه نيل با 6671 کيلومتر طول، طولاني‌ترين رود جهان است که از رشته کوه هايي در مرکز قاره آفريقا سرچشمه مي‌گيرد و راه طولاني خود را به سمت شمال آغاز ‌کرده و در طي مسير، رودهاي زيادي که از کوه هاي غرب اين قاره سرچشمه گرفته‌اند، به آن مي‌پيوندند.

اين رود از کشورهاي اوگاندا، سودان و مصر و از شهرهاي مهمي چون خارطوم و قاهره مي گذرد و سرانجام به درياي مديترانه مي‌ريزد.

نيل شاهراه حياتي اين کشورهاي خشک و بياباني و سبب برتري موقعيت آنها بر ديگر کشورهاي آفريقايي است.

کارشناسان مي گويند: رژيم صهيونيستي مي خواهد با محاصره و فشار بر مصر و ايجاد ناامني دررودخانه نيل، علاوه بر تسلط نامشروع بر آن به مقاديري از آب اين رودخانه دست يابد.

کارشناسان مصري با اشاره به اينکه در طول تاريخ معاهده هاي زيادي درباره آب نيل امضا شده، خاطرنشان کردند: دولت مصر بايد از امضاي هر توافقنامه اي پيرامون اين رود با اسراييل خودداري کند وموضع خود را براي حفظ آب هاي آن استوار نگاه دارد، چرا که اين کشور در حال حاضر به دليل افزايش جمعيت نياز بيشتري به آب دارد.

"هاني رسلان" رييس اتحاديه پژوهش هاي نيل در مرکز پژوهش هاي سياسي "الاهرام" تاکيد دارد که تجاوز به سهم تاريخي مصر در آب رودخانه نيل، خط قرمزي است که هيچ مسوول مصري نمي تواند از آن عبور کند، به ويژه پس از آنکه اين کشور دچار کم آبي شده است.

وي افزود: هر فرد مصري مي تواند سالانه از 800 متر مکعب آب استفاده کند که اين مقدار کمتر از معيار جهاني 1000 متر مکعب براي هر نفر در سال است.

رسلان در ادامه خاطر نشان کرد: مصر در 20 سال آينده دچار بحران کم آبي خواهد شد

"احمد يوسف القرعي" کارشناس مسايل آفريقا نيز گفت: رژيم صهيونيستي مي خواهد با ايجاد نا امني در حوزه رود نيل به آبهاي آن دست يابد، لذا دولت مصر بايد با آگاهي به اين اهداف اسراييلي از امضاي هرگونه معاهده با اين رژيم در مورد آب نيل خودداري کند.

وي تاکيد کرد: اسراييل مي خواهد خود را به عنوان 11 کشور حوزه رود نيل معرفي کند تا در آينده نزديک بتواند در تقسيم آب آن شريک شود وخود را از صاحبان ومدعيان آن قلمداد کند.

***حفر کانال درسرزمين هاي اشغالي فلسطين

در ادامه سياست هاي توسعه طلبانه رژيم صهيونيستي اين رژيم در برنامه درازمدت خود قصد دارد يک کانال جديد در صحراي نقب و بين درياي مديترانه و درياي سرخ حفر کند که ادعا مي کند مي‌تواند جايگزين کانال سوئز شود و با حفر آن کشتي‌هاي غول‌پيکر و ناوهاي بزرگ جنگي با بيش از 50 متر عرض مي‌توانند به ‌راحتي بين آسيا و اروپا تردد کنند.

طراحان اقتصادي رژيم صهيونيستي گفته‌اند: حفر اين کانال اقتصاد راکد اسرائيل را از مشکلات بسياري رهايي مي بخشد و سرمايه‌هاي يهوديان جهان را به سمت خود جلب مي کند.

براساس گزارش هاي منتشرشده کانال جديد مورد نظر رژيم صهيونيستي حداقل 120 متر عرض و 300 کيلومتر طول خواهد داشت وبراساس محاسبات و در صورت ساخت آن مي‌توان سالانه مبلغي معادل 5/1 ميليارد دلار را نصيب اسرائيل کند.

ايده اين طراحان اقتصادي که تصميم دارند با پياده کردن طرح خود کانال سوئز را از رونق بيندازند با استقبال شديد "بنيامين نتانياهو" نخست وزير اسراييل مواجه شده است.

***طرح ها وشگردهاي شوم اسراييل براي تصاحب بحر الميت اردن

رژيم صهيونيستي که عطش تسلط همه جانبه بر منابع آبي وزميني کشورهاي عربي منطقه را دارد علاوه بر سياست توسعه طلبانه، اهداف دراز مدت نامشروعي نيز در سر مي پروراند.

اين رژيم به منظور تصاحب موقعيت راهبردي آبي "بحر الميت" راه هاي فريبکارانه اي در پيش گرفته است.

ابتدا با امضاي قرارداد صلح ميان خود ودولت وقت اردن که به قرارداد "وادي عربه" معروف شد دولت اردن را ناگزير ساخت تا امنيت منطقه کرانه باختري را که قبلا در اختيار اين کشور بود و با شيوه مزورانه آن را اشغال کرد، تامين کند.

سرانجام اسراييل با پيشنهاد ايجاد يک کانال ارتباطي که درياي سرخ را به بحر الميت مرتبط مي کند از اردن وتشکيلات خود گردان خواست که اين طرح را بپذيرند تا خشکسالي آنن را تهديد نکند.

اردن وتشکيلات خود گردان فلسطين که با کمبود آب روبه رو هستند، از هراس اينکه مبادا در آينده در اين مناطق جيره بندي آب رخ دهد بي درنگ و بدون در نظر گرفتن عواقب ناخوشايند اين طرح به خواسته اسراييل پاسخ مثبت دادند.

مقامات اردن ادعا مي کنند که اين طرح آبرساني در منطق? خاورميانه بي مانند است واز آن با عنوان طرح (نجات بحرالميت) نام مي برند که براي مقابله با خطر خشکسالي اجرا مي شود.

آنها مدعي هستند که با اجراي اين طرح ميليون ها تن از مردم و به ويژه ساکنان اردن که يکي از ده کشور کم آب جهان است، از تشنگي نجات خواهند يافت.

هزين? اين طرح در مرحله اول حدود دو ميليارد دلار برآورد شده و شامل طرحي با عنوان "کانال بحرين" است که به منظور تغذي? آب بحر الميت، آب درياي سرخ را به اين دريا منتقل خواهد کرد.

موضوع قابل تامل در اين طرح جايگاه آمريکا وکشورهاي غربي در حمايت از رژيم صهيونيستي است که همواره در هر طرح و سياستي از اشغالگران حمايت مي کنند.

طبق گزارش هاي منتشرشده بودج? مورد نياز اين طرح توسط کشورهاي فرانسه، ژاپن، ايالات متحده و هلند تأمين شده و با نظارت بانک جهاني انجام خواهد گرفت.

در نهايت پس از اتمام کار احداث اين کانال قرار است کشورهاي اردن وتشکيلات خودگردان موافقت کنند که حجم بيشتر آب در اختيار اسراييل قرار گيرد تا استفاده هاي کشاورزي و آب شهرک نشينان را تامين کند.

احزاب وسياستمدارن اردن همواره اين طرح را اقدامي يکطرفه به سود اسراييل دانسته واعتقاد دارند که در آينده براي دريافت يک قطره آب بطور عاجزانه به سوي رژيم صهيونيستي دست دراز کنند.

به نظر مي رسد يکي از اهداف برجسته رژيم اسراييل در توجه خاص به بحر الميت تسلط کامل بر ان در آينده باشد، چون فاصله آن با شهر ديمونا مرکز هسته اي اين رژيم 35 کيلومتر است وتسلط بر آن جزو ضروريات رژيم اسرائيل است.

از سوي ديگر اين رژيم چون تا حدودي فناوري هسته اي در زمينه آب وآبياري دراختيار دارد و اين امر باعث مي شود تا اسرائيل حجم بيشتري از آب شيرين به دست آمده از طرح ارتباطي درياي سرخ وبحر الميت را تصاحب کند.




نظرات کاربران