گزارشی از اعزام اساتید دانشگاه ها به عمره

گزارشی از اعزام اساتید دانشگاه ها به حج عمره ؛ چو دریای رحمت تلاطم کند کریم باباخانیان .

همه چيز از يك تلفن آغاز شد، آن طرف خط آقاي رحيمي از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري بود كه گفت: جهت اعزام به عمره مدارك خود را هرچه زودتر به آژانس سيار و توريستي تحويل دهيد زيرا تاريخ اعزام شما بيست وهفتم خرداد ماه است.

چهارشنبه ساعت 35/2 دقيقه بامداد از فرودگاه مهرآباد تهران با هواپيماي بوئينگ 747 هواپيمايي ايران اير به مقصد مدينه منوره پرواز كرديم. چشمانم تازه با خواب آشنا شده بود كه كمك خلبان ضمن اعلام درجه حرارت شهر مدينه گفت: تا لحظاتي ديگر در فرودگاه مدينه به زمين خواهيم نشست، لحظاتي بعد در اثر تماس چرخ هاي هواپيما با باند فرودگاه، عده اي از مسافران كه خواب بودند بيدار شدند.

با باز شدن درب هواپيما صورت ها با هواي گرم شهر مدينه آشنا شد، در كمترين زمان ممكن به هتل روضه الفاخر رسيديم و داخل اتاق هاي از قبل مشخص شده، مستقر شديم. ساعت به وقت مدينه يك ساعت و نيم با ايران اختلاف دارد. يك ساعت به دليل تغيير ساعت شش ماهه اول سال و نيم ساعت نيز به علت اختلاف افق كشور عربستان از همان ابتدا ساعت خود را به وقت شهر مدينه تنظيم كرديم. هم اتاقي من دكتر شهرام پازوكي، استاد دانشگاه و عضوموسسه پژوهشي حكمت و فلسفه ايران كه انسان بسيار شريفي است طبق گفته اش به بسياري از كشورهاي اروپايي و آمريكايي سفر كرده و در اجلاس ها و كنفرانس ها و سمينارهاي علمي و فرهنگي بسياري حضور پيدا كرده و مقاله ارائه نموده و سخنراني كرده است، اما تاكنون سفري به عربستان نداشته و اين سفر نيز اتفاقي بوده و خيلي براي سفر آمادگي نداشته اما از آنجا كه خداوند روزي وي كرده بود راهي شده و اكنون من و ايشان در اتاق 523 هتل روضه الفاخر شهر مدينه كه كمتر از 500 متر با حرم شريف حضرت رسول (ص) فاصله دارد ساكن شده ايم.

از آنجا كه عادت به مطالعه دارم در فرصت هايي كه پيش مي آيد چند صفحه كتاب مي خوانم لذا كتاب "خسي در ميقات" جلال آل احمد را كه سفرنامه حج وي است و از نمايشگاه كتاب بين المللي امسال خريداري كرده بودم، به همراه آورده ام چون مدت ها بود تمايل داشتم اين كتاب را بخوانم. از طرفي حج عمره فرصتي مناسب براي مطالعه اين گونه كتاب هاست. كتاب را از داخل ساك دستي بيرون آورده و روي ميز كنار تختخواب گذاشتم. چشم دكتر كه به كتاب افتاد گفت: اهل مطالعه هم هستي؟ گفتم از فرصت هايي كه فراهم مي شود استفاده مي كنم و كتاب مي خوانم. گفت: باعث خوشحالي است. من هم چند جلد كتاب آورده ام و در اين فكر بودم كه اگر هم اتاقي من اهل كتاب و كتابخواني نباشد شرايط براي من سخت مي شود. جواب دادم از اينكه هم اتاقي من انسان فرهنگ دوست و علاقه مند به مطالعه است خوشحال هستم و حتما در مواردي كه سئوال داشتم از شما كمك مي گيرم. دكتر سئوال كرد شما بار اول است كه به حج عمره مشرف شده ايد؟ پاسخ دادم خير، دومين بار است كه آمده ام. دكتر گفت: بسيار خوب پس شما هم راهنماي من خواهيد بود. گرم صحبت بوديم كه موذن بانگ الله اكبر سر داد. هنگام ظهر شده بود و وقت فضيلت نماز اول وقت. از پنجره طبقه هشتم هتل به بيرون نگاه كردم. مردان و زنان، گروه گروه در حال حركت به سمت حرم پيامبر(ص) بودند. به دكتر گفتم آيا تمايل داريد نماز را اول وقت و به جماعت در حرم پيامبر(ص) بخوانيم؟

با خوشحالي گفت: البته.

وضو گرفتيم و به وسيله آسانسور به طبقه همكف آمديم. از درب هتل كه خارج شديم گرماي شديدي به صورتمان خورد و خيلي زود خنكي داخل اتاق را از ياد برديم. داخل حرم شديم، مجددا باد خنك را احساس كرديم.

مدينه در غرب كشور عربستان و شمال مكه در دشت وسيعي قرار گرفته است. اين شهر بيش از نيم ميليون نفر جمعيت دارد كه حدود 50 هزار نفر آنان شيعه هستند و بيشتر در اطراف خيابان علي ابن ابيطالب زندگي مي كنند. جاي جاي مدينه نشان از آثار پيامبر(ص) دارد. يكي از شريف ترين اماكن مقدس شهر مدينه كه هر مسلماني مشتاق ديدار و زيارت آن است مسجد و حرم شريف نبوي است كه در قلب اين شهر قرار دارد و همه جاي اين مسجد و آثار بر جاي مانده آن نشان از آن حضرت دارد. حضرت رسول (ص) در همين محل نخستين حكومت اسلامي را پايه گذاري نمود و بسياري از آيات قرآن در همين مسجد بر قلب مبارك آن حضرت نازل شد.

حرم شريف پيامبر و گنبد سبز، روضه شريف، محراب و منبر، محل اذان بلال حبشي، مقام جبرئيل، سكوي اصحاب صفه، محراب تهجد، ستون هاي فود، حرس، سرير، توبه و مهاجران، خانه حضرت علي و حضرت زهرا (س)، همه و همه يادگارهاي برجاي مانده از دوران زندگي آن حضرت در اين مكان شريف هستند.

درب هاي مسجدالنبي به صورت شبانه روزي براي مراجعه زائران باز است، اگرچه ورود خواهران در تمامي شبانه روز به مسجد آزاد است اما حضور آنان در قسمت قديمي وداخل مسجد و نزديك مزار شريف پيامبر (ص) به دو ساعت پس از نماز صبح، دو ساعت بعدازظهر و دو ساعت پس از نماز عشاء محدود مي شود.

نماز ظهر را با صلوات و دعا به پايان رسانديم و بسياري از نمازگزاران به سمت درب هاي خروجي حرم حركت كردند. ماه رجب كه يكي از پرفضيلت ترين ماه هاي قمري است از ائمه معصومين (ع)  و بزرگان دين آداب و دعاهاي زيادي براي اين ماه وارد شده ولي متاسفانه از ذكر صلواتي بر پيامبر (ص) و آل او نيز خبري نيست. چند دقيقه اي داخل حرم پيامبر(ص) كه از بوي مشك وعنبر آكنده بود نشستيم و به ستون ها و سبك معماري حرم نگاه كرديم. دكتر گفت: نوع معماري مسجد برگرفته از معماري دوران عثماني در تركيه است. من در آمدم كه بيش از دو هزار ستون، مسجد را روي پا نگه داشته و درقسمت هايي كه سقف ندارد از چترهاي برقي استفاده مي شود كه در نوع خود بي نظير است. ساعت نزديك دو بود كه مسير هتل را در پيش گرفتيم. آفتاب عمود بر زمين مي تابيد و گرما از شش جهت افراد را محاصره كرده بود.

طبق اظهارات يكي از مديران ثابت هتل از سال 1381 و پس از ممنوعيت پخت غذا در هتل ها، زائران، غذاهايي را كه توسط آشپزهاي ايراني در آشپزخانه هاي مركزي و با رعايت بهداشت و كنترل و نظارت لازم پخت مي شود دريافت مي كنند. به اتفاق دكتر به رستوران رفتيم و با استقبال گرم و چهره گشاده مهمان دار روبرو شديم و اولين ناهار را در شهر مدينه صرف كرديم. نماز مغرب و عشاء را نيز به جماعت و پشت سر امام جماعت اهل سنت اقامه كرديم. با فرو نشستن خورشيد در پس كوه هاي مدينه از گرماي هوا كمي كاسته شده بود، هنگام صرف شام آقاي باقري مدير كاروان اعلام كرد فردا صبح پس از اقامه نماز قرار ما كنار درب ورودي قبرستان بقيع است، همه دوستان حضور پيدا كنند زيرا حاج آقا نكونام در خصوص قبرستان بقيع توضيحاتي را ارائه خواهند داد.

پشت ديوار قبرستان بقيع محل قرار زائران ايراني و شيعه است. كاروان ها پس از اقامه نماز صبح راهي قبرستان بقيع مي شوند. خانم ها نيز در پله هاي پايين مشغول زيارت نامه خواني و مناجات مي شوند. پليس و مامورين امنيتي شهر نيز فعاليت خود را در ساعاتي كه درب قبرستان بقيع باز است چند برابر مي كنند. فعاليت دست فروش ها نيز افزايش مي يابد و اجناس خود را جهت فروش به ايرانيان عرضه مي كنند و با اداي چند كليد واژه فارسي، مقصود خود را به خريداران مي رسانند.

بار ديگر پا به درون قبرستان بقيع گذاشتم و زير لب گفتم:

   يا علي رفتم بقيع اما چه سود
     هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود
    يا علي قبر پرستويت كجاست
     آن گل صدبرگ خوشبويت كجاست؟
    هرچه باشد من نمك پرورده ام
     دل به عشق فاطمه خوش كرده ام

 اشك تمام صورتم را فرا گرفت و از فاصله نه چندان دور نسبت به چهار امام معصوم (ع) اداي احترام كردم و سلام عرض نمودم، جمعيت زيادي وارد قبرستان شده بودند. روحانيون كاروان ها توضيحاتي را در خصوص قبرها مي دادند. قبر حضرت ام البنين (س) مادر حضرت عباس (ع)، قبر حضرت فاطمه بنت  اسد (س) مادر حضرت علي (ع)، قبر دختران و پسران پيامبر (ص)، قبر تعدادي از شهداي جنگ احد و...

گل سرسبد اين قبرها، قبر امام حسن مجتبي (ع)، قبر امام سجاد (ع)، قبر امام باقر (ع) وقبر امام صادق (ع) هستند كه چون نگين در اين مكان مي درخشند و توجه بسياري از زائران را به سوي خود جلب مي كنند. براي زيارت، هركس را حالي است و زمزمه زيارتنامه اي اگر چه بهترين زيارتنامه همان زيارت ها و دعاهايي است كه از ائمه معصومين (ع) رسيده است و بايد با آن، زبان به زيارت گشود، اما هركس هم مي تواند براي خود يك نوع زيارت خصوصي داشته باشد، حتي مي تواند يك جاي خاصي داشته باشد، يك جايي كه بتواند به آرامش برسد و با حضرت حق سخن بگويد. نمي دانم چقدر در قبرستان بوديم اما مي دانم كه حسابي گريه كرده و بر مظلوميت چهار امام خويش اشك ريختيم. دلمان نمي خواست آنجا را ترك كنيم اما چه كنيم كه اختيار ماندن در آنجا با ما نبود و همين كه آفتاب تمام قبرستان را زير تيغ خود گرفت زائران را بيرون كردند. بار ديگر نگاهي به چهار قبر انداختم و اشك در چشمانم حلقه بست. شش روزي كه در مدينه بوديم به همين شكل گذشت، روزها به سرعت نيز از پي هم مي آمدند و سرانجام بعد ازظهر دوشنبه لباس دنيا را از تن ها بيرون كرده و با دو تكه حوله راهي مسجد شجره شديم.

حاج آقا نكونام روحاني خوش فكر كاروان دل ها را نرم مي كرد و آماده براي محرم شدن و لبيك گفتن. گاهي با قرائت ابياتي از اشعار شاعران، تلنگري به روح ما مي زد و اشك ها را جاري مي كرد، هركس در حال خود بود و گويا پرونده اعمال خود را باز كرده بود و بازنگري مي كرد و طلب عفو مي نمود. اينجا آرامش را با همه وجود مي توان احساس كرد، جايي كه اگر هم غريب باشي خود را غريبه نمي داني. اينجا زنان و دختراني را مي بينيم كه چادر سياه حجاب را با چادر سفيد معرفت عوض كرده و اقامه ركعت هاي عشق مي كنند.

انگار خدا هم به بندگان پاكش از آن بالالبخند مي زند و فرشتگان قلم در دست براي بندگان پاك خدا لحظه به لحظه حسنه مي نويسند و اين را از عطر سيبي كه در فضا پيچيده است مي توان احساس كرد.

نماز مغرب و عشاء را در مسجد شجره اقامه مي كنيم، اكنون هوا تاريك شده است. سوار اتوبوس ها شده و مسير شهر مكه را در پيش مي گيريم، همه كساني كه در لباس احرام هستند مواظب اعمال خود هستند، بخصوص هفت عملي كه باعث باطل شدن احرام مي شود. اتوبوس در دل تاريكي، جاده را با سرعت پشت سر مي گذارد و مسافران كوي عشق لبيك را تكرار مي كنند. رفته ، رفته به شهر مكه نزديك مي شويم، شهري كه پيامبر (ص) در آن متولد شده بود و بسيار اين شهر را دوست مي داشت. كنار دكتر پازوكي داخل اتوبوس نشسته بودم كه دكتر سئوال كرد چرا برخي از اهل سنت هنگام نماز خواندن اگر كسي از مقابل آنها عبور مي كند عكس العمل نشان مي دهند؟ گفتم: آنها معتقدند عبور افراد از مقابل آنها هنگام نماز خواندن باعث مي شود ارتباط آنان با خدا قطع گردد. حكايت آنان مانند حكايت مجنون است چنانكه نظامي نقل مي كند؛ مجنون هنگام راه رفتن كسي را به جز ليلي نمي ديد، روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اينكه متوجه شود از بين او و سجاده اش عبور كرد. مرد نمازش را قطع كرد و داد زد چرا بين من و خدايم فاصله انداختي؟ مجنون به خود آمد و گفت: من كه عاشق ليلي هستم تو را نديدم، تو كه عاشق خداي ليلي هستي، چگونه ديدي كه من بين تو و خدايت فاصله انداختم؟!

 دكتر خنديد و گفت: نكته جالبي است.
    ساعت از دو بامداد گذشته بود كه اتوبوس مقابل هتل دره الاصيل توقف كرد. از اتوبوس پياده شديم. در لابي هتل، مدير ثابت هتل به استقبال آمد و ضمن خوشامد گويي چند نكته را تذكر داده سپس بسياري از اعضاي كاروان دور حاج آقا نكونام حلقه زدند و كسب تكليف كردند كه آيا مي توانيم اعمال را انجام دهيم يا اينكه تا اقامه نماز صبح صبر كنيم؟ روحاني كاروان درآمد كه چون تا اذان زياد فاصله نداريم لذا بهتر است اعمال عمره مفرده را پس از اقامه نماز صبح به جاي آوريم. مقداري استراحت كرديم و قبل از اذان صبح راهي مسجدالحرام شديم.
    خدايا شكرت كه بار ديگر توفيق ديدار خانه خودت را روزي من كردي.
    چشمم كه به خانه كعبه افتاد، گفتم: خدايا سرنوشت مرا خير بنويس، تقديري مبارك تا هر چه را كه تو دير مي خواهي زود نخواهم و هر چه را كه تو زود مي خواهي دير نخواهم.
    نماز صبح را كنار كعبه به امام جماعت مسجد الحرام اقتدا كرديم و سپس نيت اعمال مفرده كرده و در معيت حاج آقا نكونام، طواف به دور خانه كعبه را آغاز كرديم، هفت مرتبه. چرا هفت بار؟ چرا هفت آسمان داريم؟ چرا هفت صورت فلكي داريم، چرا هفته هفت روز است؟ و چرا هفت و هفت....
    سپس نماز طواف را پشت مقام حضرت ابراهيم خوانديم و راهي كوه صفا و مروه شديم، همان مكاني كه هاجر به دنبال آب هفت مرتبه بين دو كوه رفت و برگشت. با نيت نمودن، حركت آغاز مي شود و ذكرگويان مسير را طي مي كنيم. دور اول، دور دوم، دور سوم و... دور هفتم، اكنون بايد تقصير كنيم و مجددا گرد خانه كعبه با نيت طواف نسا بچرخيم. بسياري از مسلمانان در روي كره خاكي آرزو دارند گرد اين خانه بچرخند و مناجات كنند اما اندكي از آن چند ميليارد مسلمان اكنون در حال طواف هستند و يكي از آن جمع اندك، بنده كوچك وسراپا تقصير هستم؛ همچون قطره اي در اقيانوس.
    دور حاج آقا نكونام حلقه زديم. او ابياتي را قرائت مي كند و مابقي تكرار مي كنند، خانم هانيز از پس مردان در حركت و... دور اول، دور دوم، دور سوم و ششم. طواف نسا نيز به پايان مي رسد و پس از دور هفتم بار ديگر پشت مقام حضرت ابراهيم (ع) قامت به اقامه نماز طواف نسا مي بنديم. سپس دست ها را رو به سمت كعبه بالامي آوريم و از خداي كعبه مي طلبيم كه اعمال ما را قبول بفرمايد.
    بيش از دو ساعت طول كشيد تا همه اعمال خود را انجام داده و اكنون به يكديگر تبريك مي گويند. حاج آقا نكونام از اكثر افراد سئوال مي كند تا مبادا كسي اعمالش كامل نشده باشد، آن گاه با اندام خيس از عرق راهي هتل مي شويم.
    ساختمان هاي مكه و مدينه و همچنين شرايط زندگي در اين دو شهر تفاوت هاي بسياري باهم دارند. مدينه شهري است كه در يك بستر هموار قرار گرفته و هتل ها و مراكز اقامتي آن وسعت خوب وقابل قبولي دارند. به همين دليل هتل هاي بزرگ و زيادي پيرامون مسجدالنبي ساخته شده و زائران پراكنده نيستند ولي مكه به دليل اوضاع طبيعي و جغرافيايي و كوهستاني بودن از يك طرف و تخريب بخش بزرگي از اطراف مسجدالحرام به منظور توسعه از سوي ديگر، با محدوديت فضاهاي اقامتي مواجه است. بر همين اساس هتل هاي مكه نسبت به مدينه دورتر و پراكنده هستند. همچنين بر اثر تخريب ها و ساخت و سازهاي شهر مكه، آلودگي صوتي گسترده ناشي از نوسازي احساس مي شود. در مكه براي هتل هايي كه مسافت آنها با مسجدالحرام زياد است سرويس هاي رفت و برگشت شبانه روزي در نظر گرفته شده است. علي رغم اينكه دو شهر مكه و مدينه بافت مذهبي و ديني دارند و حضور همه افراد در اين دو شهر به لحاظ مسلماني آنان است، اغلب هتل ها داراي سرويس بهداشتي فرنگي و فاقد سرويس شرقي هستند و حتي در برخي هتل ها سرويس هاي بهداشتي آنان متاسفانه رو به قبله است! اين جمله مرحوم جلال آل احمد از كتاب خسي در ميقات به يادم آمد كه چنين آورده: "شهرهاي مهم اسلامي مانند مدينه و مكه بايد به صورت بين المللي اسلامي اداره شوند."
    نكته ديگر اينكه آب هاي لوله كشي دو شهر مدينه و مكه از نظر بهداشتي براي نوشيدن مناسب نيستند و زائران از بطري هاي آب معدني كه در اختيار آنان قرار مي گيرد استفاده مي كنند.
    روزهاي باقيمانده از سفر عمره همچون شش روزي كه در مدينه بوديم از پي هم مي گذرند و شب سيزده رجب كه مصادف است با سالروز ولادت حضرت علي (ع) فرا مي رسد. به اتفاق ساير اعضاي كاروان، اين شب خجسته را در كنار خانه كعبه و زادگاه اول مظلوم اسلام سپري كرديم.
    روز پاياني حضور ما در مكه و سرزمين عربستان فرا رسيد و بايد هتل را ترك مي كرديم لذا راهي فرودگاه جده شديم. شب قبل را تا سحر در مسجدالحرام مانديم و خداي كعبه را شكر نموديم و درخواست كرديم اين سفر آخرين سفر عمره ما نباشد و بار ديگر نيز مشرف شويم.پس از چهار ساعت نشستن در داخل اتوبوس وارد فرودگاه جده شديم. زياد بودن تعداد زائران، كار پليس گذرنامه عربستان را طولاني كرد. البته چند سال است كه ماموران گمرك عربستان اقدام به انگشت نگاري و عكسبرداري از زائران مي كنند!
    در اين فاصله اعضاي كاروان، آدرس و شماره تلفن بين يكديگر رد وبدل مي كنند واز هم حلاليت مي طلبند. من نيز نزد حاج آقا نكونام كه روي يك نيمكت نشسته مي روم و ضمن قدرداني از زحمات او نكته اي را يادآور مي شوم و آن، اين است كه من از صحبت هاي شما خيلي بهره بردم بخصوص شعرها و حكايت هايي را كه بين سخنراني بيان مي كرديد اما يك بيت شعر هم شما از من يادگار داشته باشيد و هر كجا خوانديد به ياد من باشيد. حاج آقا فورا كاغذ و خودكار را آماده كرده و مي نويسد:
    چو درياي رحمت تلاطم كند
     گنه، صاحب خويش را گم كند
    نگاهي همراه لبخند به من كرد و گفت: چه شعر زيبايي!
    ساعت به وقت تهران از هشت شب گذشته بود كه چرخ هاي بوئينگ 747 هواپيمايي ايران اير، باز بر باند فرودگاه مهرآباد تهران بوسه زد و بيش از چهارصد زائر بيت الله الحرام را به آغوش ميهن اسلامي بازگرداند.




نظرات کاربران