روایتی از بهشتی زمینی؛

کاظمین بهشت تسخیر جان و روح عاشقان

همین که وارد خیابان اصلی ورود به حرم امامین جوادین می شوی و از دور نگاهت به دو گنبدی می افتد که خورشید به پایش نمی رسد باور می کنی که آمده ای و در آن لحظه است که اگر همه دنیا و هرچه آن در آن هست را به تو بدهند حاضر نیستی نگاه از آن برداری.

به گزارش خبرنگار اعزامي پايگاه اطلاع رساني حج از كاظمين، بارها شده دلت از دنيا و هرآنچه در آن است متنفر شود، گاهي آن قدر فشار مشكلات و سختي ها در زندگي بر پشتت سنگيني مي كند كه گويا هيچ راه چاره اي و هيچ مشكل گشايي در عالم وجود ندارد. اما همه اين خيال ها و اوهام تا زماني است كه پايت به بهشت نرسيده باشد، اصلا مگر در بهشت سخن گفتن از مشكل و سختي جايگاهي دارد؟ هيهات! خداوند فرمود هيچ حزن و ناراحتي براي بهشتيان وجود ندارد و هر آنچه بخواهند براي آنها فورا آماده مي شود. سخن طولاني نكنم، صحبتم از بهشتي زميني است، از شهر شور و عشق و صفا كاظمين! قبل از سفر به كربلا مدام در دل مي گويي نكند مثل همسايه ات كه هفته قبل به كربلا آمد ولي به كاظمين نرفت باشي و تو نيز فرصت حضور در اين حريم قدس را پيدا نكني. اما؛ همين كه وارد خيابان اصلي ورود به حرم امامين جوادين مي شوي و از دور نگاهت به دو گنبدي مي افتد كه خورشيد به پايش نمي رسد باور مي كني كه آمده اي و در آن لحظه است كه اگر همه دنيا و هرچه آن در آن هست را به تو بدهند حاضر نيستي نگاه از آن برداري... آري نگاه را توان را برداشتن از اين حرم نيست و اصلا متوجه نمي شوي چطور و چه زماني وارد درب ورودي حرم شده اي؛ تمام فكر و ذهنت شده است كه آيا به من...منِ گنه كار و آلوده دل به همين آسودگي اجازه ورود به بهشت را داده اند؟ ولي حقيقت دارد چون وارد حريمي مي شوي كه خوب وبد در آن يك رنگ دارند و كسي مانع ورود بدها نيست. بگذاريد بالاتر را بگويم اصلا بايد بدها به اين حرم بيايند تا در درياي عظمت كاظمي و جود جوادي جسم و روح خود را پاك كرده و به جرگه خوبان روزگار درآيند. جلوتر مي روي همين كه به سرازيري درب شرقي حرم مي رسي كم كم رمق از پايت گرفته مي شود، نگاهت را به زمين خيره مي كني تا شايد اگر در خواب و رويا هستي بيدار شوي؛ كمي جلوتر مي روي و اين جا است كه چشمت به ضريحي سراسر نور و زيبايي مي خورد و مردمي كه ديدگان اشكبار خود را از آن جدا نمي كنند. حال مي نشيني و آن چه درون دل داري با باب الحوائج موسي بن جعفر(ع) و دردانه دل امام رضا(ع) آقا جواد الائمه مي گويي، زيارت نامه مي خواني و با دو ركعت نماز خود را در محضر امامين جوادين مي بيني و دعا مي كني اين زيارت آسماني نصيب همه عاشقان و دلسوختگان امامان غريب ومظلوم بشود. نمي دانم شايد در آن لحظه به ياد ساعتي افتاده اي كه در حريم قدسي فاطمه معصومه (س) از او زيارت پدر بزرگوارش را خواسته بودي و يا وقتي از باب الجواد حرم سلطان وارد مي شدي به ياد جوان ترين امام شيعيان اشك ريختي و برات كاظميني ات را از سلطان سرير ارتضا گرفته اي. جسم و جانت زماني دوباره به هم مي ريزد كه بايد از حرم بيرون بروي، چاره اي نداري مي روي؛ اما در اين لحظه در قلب و جان و روح خود، دو امامت را به همراه مي بري و شك نداري كه از اين پس هر روز و هر ساعت و هر لحظه مي تواني با دلت زائر حرم كاظمين باشي.




مطالب مرتبط

نظرات کاربران