وحدت اسلامی، محکم تر و عملیاتی تر از پیش

جبهه مقاومت به توفیق الهی توانست با وحدت و همدلی حول محور دفاع از حریم اهل بیت(علیهم السلام) توطئه برنامه ریزی شده دشمنان با بکارگیری گروهک داعش را در عراق و سوریه شکست دهد.

دعب و تلاش مدام دشمنان اسلام بر روش هاي مختلفي است كه به واسطه آن بتوانند به جبهه اسلام آسيب بزنند. يكي از راهكارهاي اصلي ايشان اختلاف افكني است كه تا كنون ازآن براي تحقق اهداف شوم خود بسياراستفاده كرده اند. آخرين توطئه شان راه اندازي جريان متعصب داعش بود. استكبار جهاني با وجود فعاليت مسلمانان معتقد به تقريب و وحدت اسلامي توانست عناصر افراطي را تشكل دهد و جبهه گسترده اي در مواجهه با جبهه مقاومت از يك سو و تعاليم اسلام ناب از سوي ديگر بگشايد. اما جبهه مقاومت به توفيق الهي توانست با وحدت و همدلي حول محور دفاع از حريم اهل بيت(عليهم السلام) به راهكارهاي جديدي دست يابد، راهكارهايي كه اگر چه پايه آن مقاومت و همدلي اما در نوع خود بي نظير بود. ايجاد تشكل هاي مقاومت فعال و اثرگذار در ميان ملت هاي مختلف مسلمان يكي از متولدين اين حركت جديد بود كه از آن جمله مي توان به حشد الشعبي و لشكر فاطميون اشاره كرد. به هر حال امروز وضع تغيير كرده است، بعد از شكست توطئه برنامه ريزي شده با بكارگيري داعش در عراق و سوريه، بايد گفت در زمينه وحدت اسلامي چند اتفاق جديد و گام رو به جلو رخ داده است. وحدت يك نسخه عملياتي در ماجراي مواجهه با داعش، جبهه مقاومت تركيبي از مليت هاي مختلف بود كه حول محور دفاع از حريم اهل بيت(عليهم السلام) شكل گرفت. افرادي از عراق، سوريه، لبنان، ايران و افغانستان مبتني بر تعاليم اسلامي پرچمدار مقابله با جريان تكفيري داعش شدند و دست پروردگانِ استكبار را به سوي نابودي بردند. پشتيبان اين رزمندگان، مردم و ملت ها بودند، مردمي كه طيف آنها از علماي دين و دانشمندان تا عوام را در برمي گرفت. بدين ترتيب بايد بگوييم رزمندگان جبهه مقاومت تنها يكسري از افراد نبودند بلكه نمايندگاني از ملت هاي خود بودند كه البته بستگي بين ايشان با ملت هايشان را مي توان در تشييع پيكر ايشان و در احترام به مجاهدتشان در ميان مردم ديد. محورهاي كاربردي وحدت وحدت موضوعي قرآني و مورد تأكيد رسول الله(ص) است. در سده هاي اخير دانشمندان و روشنفكران بسياري آن را به عنوان دواي درد جوامع اسلامي مطرح كردند. محورهاي وحدت هم بين مسلمين بسيار است اما در جريان مواجهه با داعش دو محور وحدت كاربرد عملياتي خود را بيشتر نشان داد. محور مودت اهل بيت(عليهم السلام) و محور مقاومت اسلامي، محورهايي بودند كه اجتماع مواجهه با داعش را در ذيل زمينه محورهاي اصلي وحدت سر و سامان داد. هر كدام از اين دو محور درس هاي جديد را براي ما خواهند داشت كه زمينه را براي تبديل وحدت تئوريك به وحدت عملياتي فراهم مي كنند. اما بايد گفت وحدت مسلمين حول اين دو محور در صحنه عمل خود را آزمود و توانست سرافراز شود. شفافيت بيشتر در صحنه مبارزه با داعش، دشمنان و البته انواع كيد آنها خود را نشان داد. اينكه دشمن چنان شفاف شود كه ملت هاي بزرگي مانند سوريه و عراق آنها، صفات و مشخصات شان را از نزديك لمس كنند، عمل شان، وعده شان و گفتمان فريب شان را ببينند يعني اينكه محصولي به دست آمده كه در گفتگو به سختي به دست مي آمد. حالا حداقل ملت هاي فلسطين، ايران، عراق و سوريه، آمريكا را به عنوان دشمني واضح مي شناسند. شفافيت صحنه حتي بيش از اين است و كساني در ميان ملت هاي مسلمان به خاطر اهداف كوتاه مدت همدست آمريكا و اسرائيل شدند و داعش را حمايت كردند. مبارزه با داعش صحنه شناخت دشمنان بود. افزايش بصيرت اگر چه همه ملت هاي مسلمان مستقيم درگير ماجراي داعش نبودند اما شدت نفرت آفريني داعش براي درصد بالايي از ملت هاي مسلمان مشخص و مبرز بود. بدين ترتيب مسلمين در صحنه هاي آتي فقط به ادعاها توجه نخواهند كرد بلكه مباني فكري و تطابق آن با اصول انساني و اسلامي را رصد خواهند نمود و از طرف ديگر به دست هاي پشت پرده جريان ها و محصول هر حركت توجه خواهند كرد. وحدت اسلامي يكي از معيارهاي سلامت جريان هاي اسلامي درس ديگري كه با پيدايش داعش بدست آمد اين بود كه اگر جرياني شكل بگيرد و اين جريان طي مسير خود و براي تسلط و رشد خود دست به برادركشي بزند، دست به مسلمان كشي بزند، يك جريان غير خودي و ساخته دشمن است. بيان اهداف مقدس از يك سو و رفتاري كه اختلاف افكن و دشمن شاد كن است در تضاد با اسلام است. به زبان ديگر اگر گروهي اشدا علي المسلمين و رحماء بر كافرين هستند از معيار اسلامي دور و در زمين دشمن اسلام بازي مي كنند. بدين ترتيب وحدت اسلامي معيار سلامت و اعتماد به جريان خواهد بود. نتيجه گيري با بيان اين موضوعات بايد اين نتيجه را گرفت كه وحدت اسلامي از حالت تئوري و پياده سازي محدود فراتر رفته و عملا وارد حل معضلات در جهان اسلام شده است. اين اصل اساسي اسلامي توانسته است معضل پيچيده و بزرگ داعش را كه دست پرورده و اميد جبهه استكبار براي امنيت بخشي به رژيم صهيونيستي بود با ايجاد وحدت بين افرادي از ملت هاي مسلمان حول حريم اهل بيت(ع) و با هدف دفاع از كيان مسلمانان، به اصلي كاربردي و داراي الگوي عملياتي تبديل كند. اما اين سؤال باقي است آيا صحنه تربيت مسلمين براي مواجهه با دشمن صهيونيست همچنان بايد جبهه هاي نبرد با ديگر مسلمين باشد؟ آيا فضاهاي تربيتي وجود دارد كه بتوان با توجه به آن تربيت ها را سريع تر و زيباتر دريافت كرد و آماده صحنه هاي آينده شد؟ آيا زيارت بخصوص زيارت اربعين مي تواند صحنه تربيت تراز انقلاب جهاني اسلام باشد؟ آيا الگوي وحدت صحنه اربعين كه ملت ها، اقوام، مذاهب و اديان را در نهايت زيبايي و جذابيت گردآورده و مهربان نسبت به هم قرار داده است مي تواند به عنوان صحنه الفت جهاني مورد اهتمام و توجه بيش از پيش قرار گيرد؟




مطالب مرتبط

نظرات کاربران