اردن اردن اردن بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش
اردن اردن اردن اردن اردن

اردن

 کشوری آسیایی؛ از مسیرهای حج اردن کشوری در غرب آسیا است که پس از جنگ جهانی اول (1918م./1336ق.) هم‌هنگام با فروپاشی امپراتوری عثمانی، به شکل حکومت امیرنشین محلی با نام ماورای اردن (1921م./1339ق.) زیر قیمومت انگلیس درآمد[1] و به سال 1946م./1325

 كشوري آسيايي؛ از مسيرهاي حج
اردن كشوري در غرب آسيا است كه پس از جنگ جهاني اول (1918م./1336ق.) هم‌هنگام با فروپاشي امپراتوري عثماني، به شكل حكومت اميرنشين محلي با نام ماوراي اردن (1921م./1339ق.) زير قيمومت انگليس درآمد[1] و به سال 1946م./1325ق. با نام پادشاهي هاشمي اردن استقلال يافت.[2] اين كشور از شمال با سوريه 375 كيلومتر، از غرب با اسرائيل 238 كيلومتر و دولت خودگردان كرانه باختري رود اردن 97 كيلومتر، از شرق با عراق 181 كيلومتر و از جنوب و جنوب شرقي با عربستان 774 كيلومتر مرز مشترك دارد.[3] از شهرهاي مهم اين كشور مي‌توان عمان، كرك، معان، پترا و بندر عقبه را نام برد.
 
نام اردن برگرفته از رود اردن است كه از داخل اين كشور مي‌گذرد و تقدسي ويژه‌ نزد پيروان اديان ابراهيمي دارد.[4] جمعيت اردن در نوامبر سال 2011م. 6508271 تن اعلام شده كه از آن ميان 92% اهل سنت، 6% مسيحي، 2% شيعه و دروزي و پيروان ديگر اديان هستند. اين كشور94150 كليومتر مربع مساحت دارد و دين رسمي آن اسلام است.[5]
 
تاريخ اردن پيش از اسلام
 كهن‌ترين آثار يافت شده در منطقه اردن به عصر پارينه سنگي يعني حدود 15000 تا 8000 ق.م. بازمي‌گردد.[6] سرزمين اردن همان رادوم، جُلعاد و موآب در تورات است.[7] نخستين‌گزارش‌هاي تاريخي در حدود سده 15 و 14 ق.م. درباره اردن، مربوط به كوچ بني‌اسرائيل از مصر و حكومتي است كه به دست پيامبراني مانند داود و سليمان8 تشكيل شد.[8] حكومت بني‌اسرائيل به سال 615 ق.م. به دست بخت النّصر پادشاه كلدانيان (حك: 733ـ747 ق.م.) از ميان رفت و او اين مناطق را در امپراتوري خود ادغام كرد و بني‌‌اسرائيل را به اسارت به بابل برد.[9] اردن به سال 549 ق.م. به دست كوروش كبير، پادشاه هخامنشي، تسخير شد. حاكميت هخامنشيان بر اردن پس از دو سده و با يورش اسكندر مقدوني به ايران در سال 333 ق.م. پايان يافت.[10] به سال 301 ق.م. منطقه اردن زير سيطره بطالسه، جانشينان اسكندر در مصر، درآمد. اين يونانيان فرهنگ هلني را احيا كردند و شهرهايي به سبك يوناني ساختند و نام‌هاي پيشين شهرها را تغيير دادند.[11] به سال 198 ق.م. سلوكيان، جانشينان اسكندر در فلات ايران، به قسمت‌هايي از اردن دست يافتند و به درگيري‌ با بطالسه پرداختند. اين كشمكش فرصت را به نبطيان داد و آن‌ها دولت خود را كه پايتخت آن پترا بود، به سوي شمال گسترش دادند. آنان تا مدتي زير سلطه روم (43 ق.م.ـ324م.) و سپس بيزانس (324م.ـ640م.) حكمراني مي‌كردند.[12] آن‌گاه غسانيان كه اعراب مسيحي كوچ كرده از يمن و وفادار به بيزانس بودند، تا هنگام ظهور اسلام بر اين مناطق حكومت كردند.[13]
 
دوران پس از اسلام
 اردن براي مسلمانان، دروازه شام به شمار مي‌آمد. مسلمانان به سال 13ق. به شام تاختند و بخش‌هايي از اردن و شامات را تصرف كردند.[14] اما بخش‌هايي همچنان در استيلاي روميان ماند و سرانجام در نبرد فحل (15ق.) به طور كامل فتح شد.[15] اين منطقه در كتاب‌هاي تاريخي با نام جند الاردن ياد شده است.[16]
 
در دوران امويان، به علت نزديكي شهرهاي اردن به مركز خلافت و نقش اين سرزمين به عنوان راه ارتباط ميان مكه و مدينه و دمشق، اين ناحيه از اهميتي خاص برخوردار شد.[17] پس از انتقال حكومت به عباسيان و جابه‌جايي پايتخت از دمشق به بغداد، شهرهاي اردن رو به ويراني نهادند.[18] اين مناطق در سده چهارم ق. به دست فاطميان از حكومت عباسي جدا شد.[19] صلاح الدين ايوبي اين سرزمين را به سال 584ق. فتح كرد.[20] با سقوط سلسله ايوبيان، اردن جزء قلمرو مماليك مصر شد[21] و در 922ق./1516م. به دست عثماني‌ها افتاد.[22]
 
شكل‌گيري كشور اردن
 پس از اشغال دمشق به دست ارتش انگلستان در سال 1918م./1336ق. و فروپاشي امپراتوري عثماني به سال 1920م./1338ق. منطقه اردن زير سلطه انگليس درآمد.[23] در اين هنگام، فرزندان شريف حسين كه در پي شكست از آل سعود و خروج از حجاز، به سوي شمال پيشروي كرده بودند، توانستند بر همه نواحي عرب‌نشين جدا شده از عثماني تا سوريه چيره گردند و در 1920م. /1338ق. خواستار تشكيل حكومت مستقل عربي شدند.[24] دولت انگليس كه بر پايه قراردادي محرمانه با فرانسه، حاكم مناطق عراق و اردن و حجاز بود، براي آرام كردن فرزندان شريف حسين، حكمراني عراق را به فيصل و اردن را به عبدالله داد.[25]
 
بدين ترتيب اردن به سال 1921م./1339ق. به صورت اميرنشين ماوراي اردن، زير فرمان عبدالله درآمد. سپس به سال 1946م./1365ق. به كشوري مستقل با حكومت پادشاهي بدل شد و امير عبدالله به ملك عبدالله تغيير عنوان داد.[26] پس از ملك عبدالله، فرزندش طلال و سپس ملك حسين حكومت كردند و از سال 1999م. تاكنون ملك عبدالله دوم حكومت مي‌كند.[27]
 
حج‌گزاري
 نواحي اردن امروز در دوران پيش از اسلام در مسير كاروان‌هاي تجاري شام، حجاز و يمن قرار داشت.[28] در دوران پيش از اسلام و سراسر دوران امويان، عبور كاروان‌هاي حج بر افزايش رونق اقتصادي اين سرزمين اثر‌گذار بود.[29] خلفاي اموي شكارگاه‌هاي خود را در بيابان‌هاي اردن قرار دادند[30] و در كنار آن‌ها قصرهايي شكوهمند بنا كردند كه بعضي از آن‌ها تا امروز بر جا مانده است.[31] در اين دوران، كاروان حج با نظمي خاصي مسير شام تا حرمين را مي‌پيمود و به جز حملات كوچك بيابان‌نشينان، مشكلي ديگر حج‌گزاران را تهديد نمي‌كرد.[32]
 
در دوران خلافت عباسيان، با انتقال پايتخت به بغداد، از رونق اين مسير كاسته شد و حتي حج‌گزاران شامي نيز از مسير بغداد به مكه سفر مي‌كردند.[33] در اين دوره، راه‌هاي حج بسيار ناامن بودند و قبايل گوناگون به راهزني و باج‌گيري از حاجيان مي‌پرداختند.[34] حمله قرمطيان در روزگار عباسيان، ناامن شدن مسير عراق و راه زبيده باعث شد تا مسلمانان شمال و غرب عراق براي سفر حج از مسير شام سود جويند و از شهرهاي اردن به حرمين سفر كنند.[35] اما كاروان حاجيان شام كه ابن جبير (540ـ614ق.) جهانگرد و دانشمند نام‌آور اسلامي در سفر سال 580ق. خود با آن همراه شد، به جاي عبور از اردن با گذشتن از بغداد به سوي شام حركت كرد.[36] اين از نبود امنيت و آباد نبودن شهرهاي اردن و منازل آن حكايت دارد. اين ناامني به سبب تجاوز مسيحيان و اشغال شهرهاي اردن بود كه پس از جاي گرفتن آن‌ها در اين سرزمين، هراس از حمله صليبيان بزرگ‌ترين دغدغه حاجيان شام و حتي مصر به‌ شمار مي‌آمد.[37] ابن بطوطه (703ـ779ق.) كه در همين دوران از مسير اردن به سوي مكه حركت كرده، از منازل داراي آب در كنار ويرانه‌هاي كهن‌گزارش كرده است.[38] او منزل معان را اين‌گونه تصوير كرده است: بياباني است بي‌‌آب و علف و بسيار خطرناك، به گونه‌اي كه فرد رهايي يافته از آن، مانند شخصي است كه ديگر بار زاده شده باشد.[39]
 
با اين همه، به سبب وجود بيت‌ المقدس در مسير اردن و نزديكي آن براي حاجيان شام، عبور از آن هيچ گاه به طور كامل قطع نشد. از جمله بسياري از حاجيان ايران براي عزيمت به حج از اين مسير مي‌گذشتند و پس از زيارت مسجد قدس راهي حجاز مي‌شدند.[40] ناصر خسرو قبادياني (394ـ481ق.) به سال 437ق. در سفر حج از اردن عبور كرده و ‌گزارش‌هايي از شهرهاي آن منطقه در سفرنامه خود آورده و از تشيع بيشتر ساكنان آن خبر داده است.[41]
 
در دوران حكومت عثماني، راه حج شامي ديگر بار رونق يافت و مسير اصلي حج شد. در اين هنگام، دو محمل يكي از سوي سلطان عثماني و ديگري از سوي حاكم مصر[42] به مكه فرستاده مي‌شدند كه در شام به يكديگر مي‌پيوستند و به سمت مكه مي‌رفتند.[43]
 
در اواخر دوره صفويه، مسير عراق ناامن شد و حاجيان ايران نيز مانند حاجيان آناتولي، هند، عراق، جزيرة‌ العرب، كردستان، آذربايجان، قفقاز، مغرب عربي (شمال افريقا)، بالكان و مصر از مسير شام و اردن به حج مي‌رفتند.[44] معمولاً ايرانيان از مسير عراق به سمت شمال مي‌رفتند و از آن‌جا به دمشق رفته، از مسير اردن براي سفر به مكه بهره مي‌بردند.[45] در دوران نادر شاه، از سلطان عثماني خواسته شد كه كارواني مستقل از ايرانيان به سوي مكه و مدينه فرستاده شود. اين خواسته با مخالفت عثمانيان روبه‌رو شد و فرمان آمد كه ايرانيان بايد به دمشق آمده، همراه كاروان شامي از مسير اردن به سوي حجاز حركت كنند.[46]
 
در دوره قاجار، روابط عثماني با ايران بهبود و بهره‌گيري از مسير اردن از جانب ايرانيان گسترش يافت. بر پايه‌گزارش‌هاي موجود، حكومت قاجار با نظر كنسولگري ايران در جده و سفارت ايران در عثماني، مسير حاجيان را تعيين مي‌كردند.[47] در اين دوره، بيش از هشت سفرنامه ايراني مانند سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه، سفرنامه سيف ‌الدوله و سفرنامه حج منصور يعقوب تبريزي از اردن ‌گزارش كرده‌اند.[48]
 
مشكل اصلي حاجيان در اين مسير، اعراب صحرانشين بودند كه به راهزني و باج‌گيري از كاروان‌ها مي‌پرداختند و گاه حاجيان را اسير مي‌كردند.[49] صحرانشينان اين كار را كاملاً درست و حق نياكان خود مي‌دانستند. به باور آنان، صحرا زميني است كه به‌گونه موروثي به آن‌ها رسيده است.[50] آنان اين مبلغ را ماليات عبور مي‌دانستند كه براي حفظ امنيت مي‌ستاندند و باج را «خُوّه» مي‌ناميدند.[51] (← خاوه) حكومت‌هاي حاكم بر منطقه با اين راهزنان مبارزه مي‌كردند.[52] گذران زندگي بعضي از صحرانشينان اردن فقط از طريق عبور حاجيان انجام مي‌گرفت؛ بدين سان كه شتراني تربيت كرده، به حاجيان كرايه مي‌دادند.[53]
 
در دوران ايوبيان، مسيحيان حج‌گزاران را غارت مي‌كردند و گذشتن از مسير اردن براي حاجيان بسيار خطرناك بود. به سال 577ق. فرخ شاه برادر صلاح الدين با صليبيان پيمان صلح بست تا از تجاوز آن‌ها جلوگيري كند. اما صليبيان پس از اين پيمان نيز به كاروان حاجيان حمله كرده، اموال مسلمانان را غارت نمودند و بسياري را كشتند. آنان توانستند با اموال حاجيان استحكامات نظامي خود را تقويت كنند. صلاح الدين از اين كشتار خشمگين شد و سپاه مسلمانان به آن‌ها حمله كرد و توانست آنان را نابود كند.[54] نيز صلاح الدين اموالي فراوان براي قبايل صحرانشين كه در مسير حج بودند، فرستاد تا ديگر به حاجيان حمله نكنند.[55]
 
پس از ايوبيان و مماليك، دولت عثماني اختيار اين مناطق را بر عهده گرفت. در تقسيم‌بندي سياسي ‌ـ‌ اداري دولت عثماني، اردن جزئي از ايالت شام بود.[56] اين سرزمين از چند جهت براي عثمانيان اهميتي ويژه داشت. مسير حج شامي و نيز راه ارتباطي دمشق و حجاز از اين منطقه مي‌گذشت و مسير تجاري بازرگانان عثماني از عراق و شامات به مصر و افريقا، از اردن و بندر عقبه مي‌گذشت.[57]
 
حكومت عثماني براي سامان دادن به اين مناطق، آن را به سه بخش قسمت كرد: 1. بلقاء شامل شمال وادي زرقاء و وادي موجب. 2. عَجلون در جنوب وادي زرقاء و يرموك با مركزيت شهر اربد. 3. كرك شامل مناطق جنوب اردن.[58] حكمرانان عثماني خود را «خادم الحرمين» مي‌ناميدند[59] و به حج اهتمامي ويژه داشتند و افزون بر ارسال هداياي فراوان براي حرمين شريفين، به تجهيز كاروان‌هاي شام و مصر مي‌پرداختند.[60] همراه با كاروان‌ها، سپاهي ويژه فرستاده مي‌شد[61] كه عهده‌دار نگاهباني از كاروان و هداياي همراه آن بود.[62] در دوران عثماني، چاه‌ها و قلعه‌هاي فراوان در مسير ساخته شد كه هم استراحتگاه حاجيان به‌ شمار مي‌آمد و هم جايگاه گردآوري غذا و جاي گرفتن سربازان بود.[63] به گفته بكر، همان‌گونه كه عباسيان راه زبيده و مماليك راه حج مصري را آباد كردند، عثمانيان نيز به آباد كردن مسير حج شامي پرداختند.[64]
 
نيز دولت عثماني با پرداخت مبلغي هنگفت به قبايل صحرانشين، مدتي آن‌ها را آرام مي‌كرد.[65] هزينه اداره كاروان و انفاقات در طول مسير 000/150 ليره عثماني بود كه 000/60 ليره آن، هديه و باج و خوّه بود كه به سران قبايل صحرانشين پرداخت مي‌شد.[66] گاه نيز با افراد صاحب نفوذ در منطقه اردن مذاكره مي‌كردند تا قبايل آن سرزمين را آرام سازند و آنان به كاروان‌هاي حج تجاوز نكنند.[67]
 
مهم‌ترين نقش عمراني حكومت عثماني در اردن، تأسيس راه ‌آهن حجاز است كه شمال تا جنوب اردن را طي مي‌كند.[68] شورش اعراب يمن به سال 1908م. دولت عثماني را به انديشه ساختن راه‌ آهن براي انتقال نيروهاي نظامي به حجاز واداشت تا زمان طي مسير از شش هفته به پنج روز كاهش يابد.[69] ساخت راه‌ آهن به سال 1900م. آغاز شد[70] و به سال 1902م. از دمشق به عمان، به سال 1904م. به معان و در 1908م. به مدينه رسيد.[71] طول خط آهن دمشق ‌ـ‌ مدينه 1302 و تا حيفا 1333 كيلومتر بود.[72] راه‌ آهن مسير 40 روزه حاجيان را به پنج روز كاهش داد و شمار آنان را از 000/30 به 000/300 تن رساند.[73]
 
راه‌ آهن حجاز بيش از هشت سال فعاليت نكرد و شريف حسين، حاكم حجاز، كه از اعزام نيروهاي عثماني از طريق راه‌ آهن احساس خطر مي‌كرد، آن را ويران نمود.[74] شماري سودجو و صحرانشين نيز چوب‌ها و آهن‌هاي ريل را كنده، در بازار فروختند.[75] بعد‌ها مسئولان اردن خط آهن را در محدوده كشور خود تعمير و ارتباط شمال تا جنوب اردن را برقرار كردند. سوريه نيز راه‌ آهن را تعمير نمود كه امروزه مسير آن از دمشق تا معان در حال بهره‌گيري است.[76] پس از ويراني راه‌ آهن، حاجيان شام راهي جز عبور از اردن نداشتند؛ زيرا مسير دريايي به بندر عقبه ختم مي‌شد و پيمودن مسير خشكي با چارپايان دشوار بود. در سال 1935م. نخستين كاروان حاجيان شامي با ماشين به سوي اردن و از آن‌جا به مدينه حركت كرد و پس از دو هفته به مدينه رسيد. اين سفر اكتشافي سرآغاز پيمودن مسير با وسايل نقليه موتوري بود.[77] در اين دوره، دخالت كشورهاي اروپايي به ويژه انگليس در حج‌گزاري بسيار ديده مي‌شد؛ زيرا آن‌ها كه مخالف برقراري ارتباط ميان مسلمانان سوريه، لبنان و اردن بودند، در انجام اين‌گونه سفرها سنگ‌اندازي مي‌كردند. براي مثال، كنسول انگليس اجازه عبور از اردن را به حاجيان نمي‌داد و براي پيمودن مسير مانع‌تراشي مي‌كرد.[78]
 
ملك عبدالله و خاندان هاشمي اهتمامي ويژه به حج‌گزاري داشتند و به عبور كاروان حج از اين منطقه اهميت مي‌دادند.[79] خاندان هاشمي با بهره‌گيري از مسير حج، مشكلاتي را كه در مخالفت با آل سعود داشتند، زير عنوان حج‌گزاري سامان داده، با وطن خود ارتباط مي‌يافتند. ملك عبدالله، فرزند شريف حسين، از شرفاي مكه بود و به خاندان حسني نسب مي‌برد و از همين رو، اهميت حج و كاروان‌ها را مي‌دانست.[80]
 
ايرانياني كه در اين هنگام براي حج يا زيارت مسجد قدس از اردن مي‌گذشتند، از توجه خاص ملك عبدالله برخوردار مي‌شدند.[81] پيش از انقلاب اسلامي، ايرانياني كه به حج مشرف مي‌شدند، در صورت امكان از طريق زميني به كشورهاي سوريه و لبنان سفر و از اردن عبور مي‌كردند. اردن داراي مكان‌هاي زيارتي مانند قبر شعيب پيامبر، غار اصحاب كهف و قبر جعفر طيار است كه در آن دوره زائران ايراني به زيارت آن‌ها مي‌رفتند.[82] مدتي مسجد قدس نيز جزء اردن قرار گرفت و همين سبب شد كه مسلمانان، از جمله ايرانيان، به راحتي به زيارت آن بروند.[83]
 
منازل راه حج در اردن
 راه شام از مهم‌ترين و كهن‌ترين راه‌هاي هفت‌گانه است كه كاروان‌هاي حج در رفت و برگشت آن را مي‌پيمايند. اعراب پيش از اسلام از اين راه بهره‌گيري تجاري مي‌كردند. محمل شام همراه اين كاروان و با عبور از مسيري كه اميرالحاج عبور از آن را صلاح مي‌ديد، به مدينه مي‌رسيد. به سبب فراواني راه‌هاي فرعي، منازل نيز تغيير مي‌كرد.[84] برخي منازل واقع در مسير تاريخي شام از سوي شمال كه امروزه در قلمرو كشور اردن جاي دارند، از اين قرارند:
 
1. مِيزِرِيب: اين منزل شهري در شمال اردن است كه قلعه‌اي براي استراحت داشته است.[85] اگر كسي زاد و راحله خويش را در شام تهيه نكرده بود، در اين منزل فراهم مي‌آورد.[86] حاجيان چند روز در اين مكان مي‌ماندند و به تنظيم كارهاي كاروان خود و بستن قرارداد و تعيين كرايه مي‌پرداختند.[87] سلطان سليم قانوني (حك: 926ـ974ق.) براي استراحت حاجيان در اين منزل قلعه‌اي ساخت.[88] پس از آن، رمثا قرار دارد كه نخستين روستاي اردن از سوي شمال است.[89] سپس مَفرق شهري در شمال اردن و در فاصله 53 كيلومتري عمان است. وجه نام‌گذاري مفرق اين است كه كاروان‌هاي حاجيان زرقاء، جرش، اربد، درعا، طريف و عراق در مسير برگشت، در اين ناحيه از هم جدا مي‌شدند.[90] مفرق بياباني بي‌آب و آباداني بود كه حاجيان با برپايي چادر در اين منزل به استراحت مي‌پرداختند.[91]
 
2. زَرقاء: زرقاء شهري در شمال اردن و در فاصله 41 كيلومتري عمان است كه چشمه‌هاي پر آب و زمين‌هاي سبز و خرم دارد[92] و رودخانه ازرق در ميان آن جاري است.[93] اين منزلگاه، قلعه و ساختمان و سايباني براي استراحت حاجيان نداشته است.[94] زرقاء از منازل حج‌گزاري اردن بوده و حربي در سده دوم ق. از آن ياد كرده است.[95]
 
3. خان زَبيب: اين شهر را به سبب داشتن محصول فراوان انگور و كشمش كه در عربي زبيب نام دارد، به اين نام خوانده‌اند. به گفته مكناسي، هرگاه حاجيان در بيابان گم مي‌شدند، اهل شام آن‌ها را به اين
منزل راهنمايي مي‌كردند و به آن‌ها ميوه و خوراك مي‌فروختند. امروزه چيزي ازآن بازار نمانده است.[96] فاصله اين شهر تا قطرانه در هشت كيلومتري جنوب عمان 31 كيلومتر است.[97]
 
4. بَلقاء: زمين اين منزل از سنگ‌هاي سياه و سفيد پوشيده شده بود. از اين رو، آن را بلقاء ناميدند. اين مكان زميني حاصلخيز داشته و محل كشت حبوبات و گندم بوده است.[98] سلطان سليمان قانوني در آن‌جا قلعه‌اي براي استراحت حاجيان و گردآوري آب ساخت.[99] اما بعدها بلقاء به ويرانه‌اي بدون آب تبديل شد.[100]
 
5. عَمّان: عمان از شهرهاي اين مسير[101] و امروزه بزرگ‌ترين شهر و پايتخت كشور اردن است. نخستين استراحتگاه مسافران و حاجيان در شام به نام دار الضيافه زبيده در اين شهر ساخته شد.[102] عمان در سال 1875م. روستايي بر خرابه‌هاي شهر باستاني فيلادلفيا بود كه روميان ساخته بودند.[103] اين شهر به سال 1880م. به دست چركسيان مهاجر بنا شد و راه‌ آهن حجاز به رشد پيشرفت آن شتاب بخشيد. امير عبدالله اين شهر را به سبب نزديكي به راه‌ آهن، در سال 1921م. پايتخت خود قرار داد.[104] به سال 1948م. فلسطينيان رانده شده به اين شهر مهاجرت كردند و در آن سكنا گزيدند. در سال‌هاي پس از ساخت راه‌ آهن عمانـ عقبه، چندين شهرك نزديك راه‌ آهن ساخته شدند.
 
6. رَبَّه عَمُّون: ربه عمون نام نخست عمان است كه پايتخت حكومت قبيله بني‌عمون بود و اين نام از همان قبيله گرفته شده است.[105] تورات و انجيل از اين شهر چندين بار نام برده[106] و به داستان فتح آن به‌ دست حضرت داود در حدود 1000 سال پيش از ميلاد اشاره كرده‌اند.[107] اين شهر پيش از اسلام ويران شد.[108]
 
7. قَطرانه: اين منزل قلعه‌اي بزرگ و بركه‌هايي پر آب داشت كه به دستور سليمان قانوني ساخته شده بود.[109] در آن‌جا سدي براي گردآوري آب باران ساخته شد تا آب آشاميدني حاجيان را تأمين كند.[110] از رسوم مردم اين شهر، نگاهباني از وسايل حاجيان بود. حاجيان اسباب خود را در اين مكان مي‌گذاشتند و در بازگشت از حج آن‌ها را برمي‌داشتند و مردم نيز با امانتداري از وسايل آنان نگهداري مي‌كردند.[111]
 
8. كَرْك: كرك شهري است در جنوب عَمّان كه قدمت آن به 1200سال پيش از ميلاد مي‌رسد.[112] اين شهر بيشتر با قلعه‌اش شناخته مي‌شود كه الغراب نام دارد[113] و به گفته ابن بطوطه، از بزرگ‌ترين و شگفت‌آور‌ترين قلعه‌هاي ساخته شده به دست مسيحيان است.[114] در دوران نبرد‌هاي صليبي، اردن به سال 429ق. به اشغال صليبيان درآمد و شاهزاده‌نشين ماوراي اردن با مركزيت شهر كرك تأسيس شد.[115] صلاح الدين ايوبي اين سرزمين را به سال 584ق. پس از محاصره‌اي طولاني فتح كرد.[116] كرك كه در مسير حجاز بوده[117] و تا قدس فاصله‌اي اندك دارد، چندين بار ميان مسلمانان و مسيحيان دست به دست شده است. هنگامي كه اين شهر در دست مسيحيان بود، حاجيان و مسلمانان مسافر با حمله و غارت روبه‌رو مي‌شدند.[118] حكمرانان همواره به اين شهر دلبستگي داشته‌اند.[119] از اين رو، آن را مُلْك الاُمراء مي‌خواندند. سبب اين دلبستگي آن بود كه كرك قلعه‌اي استوار[120] و زمين‌هايي حاصلخيز و پر آب داشت[121] و محل تلاقي برخي از كاروان‌هاي حج بود. نيز از آن‌جا كه مرز ميان مسلمانان و مسيحيان بود، اهميتي استراتژيك داشت.[122]
 
9. مُؤتَه: مؤته كه اكنون در شرق اردن[123] قرار دارد، از آبادي‌هاي كرك به حساب مي‌آمده[124] و نبرد سال 8 ق. مشهور به همين نام در اين شهر رخ داد.[125] پيامبر(صلي الله عليه و آله)ابتدا با فرستادن نمايندگاني، اعراب آن منطقه را به اسلام فراخواند. از جمله در سال 8 ق. كعب بن عمير اين مأموريت را بر عهده گرفت. اما ساكنان آن مناطق دعوت او را رد كردند و در نبرد مؤته همه نمايندگان پيامبر را كشتند.[126] از جمله كشته‌شدگان مي‌توان زيد بن حارثه، جعفر بن ابي‌طالب و عبدالله بن رواحه را نام برد كه قبرهاي آنان در همين سرزمين قرار دارد.[127] مؤته در موسم حج محل عبور كاروان‌هاي شامي بوده[128] و حاجيان با عبور از اين شهر، قبر جعفر بن ابي‌طالب را زيارت مي‌كردند. امروزه نيز حاجياني كه از اين مسير مي‌گذرند، مزار او را زيارت مي‌كنند.[129] مؤته از شهرهاي مسير قدس به مدينه نيز هست. حاجيان فلسطيني در قدس گرد هم مي‌آمدند و از اين مسير و جنوب اردن به سوي مكه و مدينه مي‌رفتند.[130]
 
10. بغاز الحِساء: اين منزل كه قلعه‌اي در آن‌جاي دارد، نزديك كرك است.[131] آب آشاميدني نيز داشته است.[132] دزدان اين منطقه زبانزد بودند و حاجيان تا آنان را راضي نمي‌كردند، اجازه عبور نمي‌يافتند.[133] در زمان عبور قطار نيز حاجيان از اين قلعه بهره مي‌بردند.[134] اين شهر با قطرانه 52 و با عقبه 170 كيلومتر فاصله دارد و در 124 كيلومتري جنوب عمان قرار گرفته است.[135]
 
11. عُنَيزَه: عنيزه منزلي داراي بركه‌اي براي ذخيره كردن آب آشاميدني حاجيان
از باران بوده[136] و قلعه‌اي استوار براي استراحت و منزل كردن حاجيان داشته است.[137] اين منزل در جنوب حسا به فاصله 45 كيلومتر قرار دارد.[138]
 
12. مُعان: معان از شهرهاي كنوني و در شمار نام‌آور‌ترين منازل اردن است كه نام آن در همه سفرنامه‌ها[139]، كتاب‌هاي مناسك[140] و جغرافياي تاريخي[141] آمده است. معان در گذر تاريخ تغييرات بسيار يافته است.[142] پس از اسلام، امويان رونق فراوان به آن دادند[143] و سپس‌ عباسيان آن را ويران و ساكنانش را قتل عام كردند.[144] به گفته ابن بطوطه در سده 7ق. جز بيابان در اين منزل چيزي ديده نمي‌شد و عبور از آن خطرناك بود.[145] بعدها در سده 16م. قلعه اين شهر بازسازي شد و به فرمان سلطان سليمان قانوني[146] در كنار قلعه پيشين كه قدمت آن به پيش از ميلاد مي‌رسيد[147]، قلعه‌اي استوار بنا كردند و به سبب آب و هواي مناسب[148]، لشكريان عثماني براي پاسداري از امنيت راه و افراد در آن ساكن شدند.[149]
 
مردم قبايل اين شهر تنومند بودند و در گرفتن خوّه هيچ مدارا نمي‌كردند. از توانگران به فراخور سرمايه آن‌ها و از تهيدستان نيز مبلغي دريافت مي‌كردند. در معان لباس‌هاي گرانبها به عنوان خوّه به رئيس قبيله پيشكش مي‌شد.[150] البته شيخ در برابر اين خوّه، 200 تن را براي حمايت از كاروان حاجيان مي‌فرستاد؛ اما ديگر شهرها در برابر دريافت خوّه، افرادي كمتر را براي حمايت مي‌فرستادند.[151] در دوران عثماني، پاشايي كه با حاجيان همسفر بود، به بزرگ قلعه هدايايي مي‌داد كه در واقع گونه‌اي باج بود.[152]
 
اين منزل نيز محل اتراق كاروان بود و مسافران در آن‌جا به تهيه نيازمندي‌هاي خود مي‌پرداختند.[153] مردم اين شهر سراسر سال كشاورزي مي‌كردند تا محصولشان را در روزهايي كه كاروان حج از اين شهر مي‌گذشت، به حاجيان بفروشند. ماندگاري اين شهر مديون عبور كاروان‌هاي حج است.[154] حاجياني كه قصد زيارت بيت‌ المقدس را داشتند، در بازگشت، مسير خود را از اين شهر به سوي قدس تغيير مي‌دادند.[155]
 
شكوفايي معان از هنگامي آغاز شد كه اين شهر، قرارگاه مديريت اجراي طرح راه‌ آهن شد و پس از راه‌اندازي آن به يكي از مهم‌ترين ايستگاه‌ها بدل گشت.[156] اين سرزمين به دو قسمت شامي و مصري قسمت شد و پس از عبور راه‌ آهن، مهاجراني بسيار به آن آمدند و همان جا ساكن شدند.[157]
 
13. عَقَبه: عقبه بندري است كه حاجيان[158] و مسافران مصري[159] و مغربي[160] از آن بهره مي‌بردند[161] و نام قديم آن «اِيلِه» بوده است.[162] در اين شهر، حج‌گزاران مناطق گوناگون گرد مي‌آمدند و سفر را ادامه مي‌دادند.[163] عقبه داراي قلعه و بركه‌اي براي تهيه نيازمندي‌هاي حاجيان و گردآوري آب بود.[164] آب بركه از باران تهيه مي‌شد و در سالي كه باران نمي‌باريد، آب يافت نمي‌شد.[165] اين بندر در جابه‌جايي مسافران و كالا نقش فراوان داشته و دارد.[166]
 
14. مُدَوّره: اين مكان آخرين منزل شام كه پيشتر سَرْغ[167] و جُغَيمان خوانده مي‌شد.[168] قلعه‌اي براي استراحت و چاهي كم آب داشت كه فقط نياز حاجيان را پاسخ مي‌داد. عبدالله پاشا در اين منزل قلعه‌اي ساخت تا حاجيان وسايل خود را در آن بگذارند و در بازگشت بردارند.[169] پس از ساختن قلعه، شماري براي محافظت از قلعه در آن ساكن شدند.[170] امروزه اين شهر در جنوب اردن و مرز اين كشور با عربستان قرار دارد.[171]
 
 حج‌گزاري ساكنان اردن قديم و امروز
 ساكنان اردن در دوران امويان و پس از آن، با كاروان‌هاي حاجيان شام به مكه سفر مي‌كردند. آنان به علت دور بودن مسير و خطرهاي راه، به تنهايي توان سفر نداشتند. كمبود آب، شن‌هاي روان و خطر هجوم صحرانشينان، بزرگ‌ترين مشكلات حج‌گزاري آنان بودند.[172] آن‌ها منتظر كاروان شامي مي‌ماندند و با اجراي مراسم، ورود كاروان را جشن مي‌گرفتند.[173]
 
امروز در كشور اردن وظيفه اجراي امور حج و نظارت بر آن، بر عهده «وزارت اوقاف و شئون و مقدسات اسلامي» است. كارگروه امور حج به رياست دبير كل وزارت اوقاف و با عضويت مدير حج و هفت تن از مديران وزارت تشكيل مي‌شود. اين كارگروه وظايفي دارد، همچون: آماده‌سازي طرح آموزش‌هاي ساليانه حج، معرفي چگونگي خدمات مؤسسات حمل و نقل به متقاضيان سفر و برنامه‌هاي اجرايي و نظارت بر انعقاد قرارداد ميان زائر و مؤسسه زيارتي،آماده‌سازي قرارداد‌ها و پيمان‌ها ميان وزارت و مسئولان حمل و نقل و اسكان حاجيان، طراحي آموزش‌هاي اداري و مالي امور حج، ارزشيابي فعاليت‌هاي وزارت به شكل ساليانه و ارائه پيشنهادها و سفارش‌هاي لازم براي پيشرفت امور.[174]
 
سهميه حج كشور اردن 6000 تن است و حاجيان هر ساله از ميان افرادي كه ثبت نام كرده و پيشتر به حج نرفته‌اند، گزينش مي‌شوند و آنان كه سن بيشتري دارند، در اولويت‌ هستند. شرط سِنّي براي همراهان ضروري بانوان و بيماران در نظر گرفته نمي‌شود.
 
مدت سفر 21 روز است. حدود 1000 حاجي از طريق هوايي و بقيه از راه زميني به عربستان سفر مي‏كنند. هزينه عادي سفر هر حاجي اردني از راه زميني با احتساب مخارج مسكن و حمل و نقل1400 دينار برابر با 2000 دلار است. مسكن حاجيان اردني بر پايه مسافت آن تا حرم و نوع خدمات، به چهار دسته تقسيم مي‌شود و هزينه‌هاي حج به فراخور هر يك متفاوت است.[175] حاجيان اردن بايد جامه مخصوصي را كه بر آن عبارت «بعثه حاجيان اردني» نگاشته شده، بپوشند.
 
آموزش حج در اردن
 آموزش مناسك و امور اجرايي سفر حج در دو مرحله، پيش از سفر و در اثناي آن، انجام مي‌شود. اين آموزش‌ها درباره بهداشت، امدادرساني، امنيت و سلامت حاجيان است و نيز هر چه در اجراي بهتر مناسك حج و بهره‌گيري معنوي كامل از حرمين شريفين مؤثر باشد.
 
وزارت اوقاف براي آموزش حاجيان از راهكارهايي مانند بر‌گزاري نشست‌ها و سخنراني‌ها به صورت حضوري در مساجد، به كارگيري وسايل آموزشي از جمله كتاب و فيلم، بر‌گزاري نمايشگاه عكس و ماكت مكان‌ها و اشياي حج در فرودگاه، و اعزام گروه‌هاي تبليغي و ترويجي براي همراهي حاجيان در طول راه، محل سكونت و حتي پس از بازگشت حاجيان، بهره‌ مي‌گيرد.[176] نيز هر سال پيش از اعزام حاجيان، نمايشگاه بين‌المللي خدمات حج و عمره براي بهره‌گيري از تجارب كشورهاي گوناگون در ارائه تسهيلات به حاجيان خانه خدا در اردن بر‌گزار مي‌شود.[177]
 
آداب و رسوم
 در گذشته مردم اردن پيش از رفتن به حج، بستگان و دوستان خويش را دعوت و آن‌ها نيز حاجي را تا بيرون از شهر همراهي مي‌كردند. زنان آوازه‌خوان با رقصي محلي به نام حُوَيْش به بدرقه حاجيان مي‌رفتند. اين زنان با نواختن ساز و شعرخواني، براي حاجي از خدا طلب سلامت مي‌كردند.[178] گاه نيز كاروان‌هاي حج شامي با اجراي مراسم خاص همراه نواختن موسيقي از سلطان اجازه خروج مي‌خواستند.[179]
 
امروزه نيز در اردن، بسياري از خانه‌ها در انتظار بازگشت حاجيان بيت‌ الله ‌الحرام با برگ‌هاي درخت، چراغ، پرچم و تابلوهاي تبريك تزيين مي‌شوند. خانواده‌ حاجيان پس از اتمام مناسك حج با نوشتن جملاتي مانند «حجّاً مبروراً و سعياً مشكوراً و ذنباً مغفوراً إن شاء الله» آماده استقبال مي‌شوند. استقبال از حاجيان با اجراي آداب و رسومي همراه است. در برخي از محله‌ها، زنان هنگام رسيدن حاجي، از پنجره خانه بر سر و روي او نقل و شيريني مي‌ريزند. برخي نيز براي استقبال به پايانه‌هاي حمل و نقل رفته، حاجي را تا خانه همراهي مي‌كنند.[180]
 
حاجيان اردني معمولاً هزينه فراواني براي خريد سوغات مي‌پردازند. از سوغات‌هاي معمول حاجيان، روبالشي است و از اين رو، مردم به طنز، حاجي را «ابوحرام» لقب داده‌اند؛ زيرا در آن‌جا، روبالشي را «حرامات» مي‌گويند. از ديگر سوغات‌ها، سجاده، تسبيح، خرما و آب زمزم است.
 
به سال 1948م. با تقسيم‌بندي اراضي فلسطين، حج‌گزاري فلسطينيان جز با گذر از كشور اردن ممكن نبود. بعدها با بهبود روابط اسرائيل با اردن، ساماندهي حج اين بخش از فلسطين بر عهده اردن نهاده شد.[181]
 
پس از پايان نبرد سال 1948م. ميان كشورهاي عربي و اسرائيل، با دخالت سازمان ملل، فلسطين به دو بخش عربي و يهودي قسمت شد. در بخش يهودي‌نشين اكنون بيش از 000/000/1 مسلمان عرب زندگي مي‌كنند كه به «عرب داخل» يا «مسلمانان 48» مشهور شده‌اند.[182] با توجه به ارتباط ديپلماتيك ميان اردن و اسرائيل، حج‌گزاري مسلمانان ساكن در اسرائيل از طريق اردن انجام مي‌شود. در طول مسير در پايتخت اردن، گذرنامه‌هاي اسرائيلي را با گذرنامه‌هاي مخصوص سفر حج اردني عوض مي‌كنند و حاجيان با اين گذرنامه‌ها امكان ورود به عربستان را مي‌يابند.[183] 90% فلسطينيان 48 از مسير زميني به مكه عازم مي‌شوند. از همين رو، بعثه حج اردن موظف است در طول مسير، براي حاجيان اردني و فلسطيني امكان‌هاي رفاهي فراهم كند.[184] به سال 2010م. 3500 فلسطيني با ساماندهي اردن به حجاز سفر كردند.[185]
 
فلسطينيان اين منطقه رسومي خاص در حج دارند. براي مثال، خانواده و دوستان حاجي سه روز پيش از اعزام او به خانه‌اش مي‌روند و به خواندن قرآن و دعا مي‌پردازند. هنگام وداع، مردم در ميدان بزرگ شهر گرد مي‌آيند و با خواندن اشعاري در مدح پيامبر(صلي الله عليه و آله)و امام حسن و امام حسين8 حاجي را بدرقه مي‌كنند. مثلا مي‌توان به اين ابيات اشاره كرد: «طلع يوم الإثنين محملك يا نبى الحسن و الحسين أحفادك يا نبى.»
 
در اين مراسم، سالمندان و بزرگان ديني به تلاوت قرآن مي‌پردازند و حديث‌هاي نبوي را براي مردم نقل مي‌كنند و به مسائل حج پاسخ مي‌دهند.[186] دوستان با پرداخت مبلغي به حاجي به او كمك مي‌كنند و حاجي نيز در بازگشت با آوردن هدايايي مانند مسواك و تسبيح و سجاده، به احسان آنان پاسخ مي‌دهد.
 
پس از بازگشت حاجي، خويشاوندان او را به وليمه دعوت مي‌كنند و گاه براي سبقت گرفتن از ديگران، به مشاجره مي‌پردازند. دست حاجيان سالمند را مي‌بوسند و از آن‌ها مي‌خواهند كه ماجراهاي سفر را براي آن‌ها بازگو كنند. آن‌ها نيز با بيان مراحل حج‌، شنوندگان را به انجام اين فريضه تشويق مي‌كنند.[187]
 
منابع
آثار الاردن لانكستر: هاردنج، اردن، من منشورات اللجنة الاردنيه، 1965م؛ احسن التقاسيم: المقدسي البشاري (م.380ق.)، قاهره، مكتبة مدبولي، 1411ق؛ الاخبار الطوال: ابن داود الدينوري (م.282ق.)، به كوشش عبدالمنعم، قم، الرضي، 1412ق؛ الاردن دراسة جغرافيه: صلاح الدين البحيري، عمان، لجنة تاريخ الاردن، 1994م؛ اشراف مكة المكرمة و امرائها في عصر العثماني: اسماعيل حقي جارشلي، ترجمه: خليل علي مراد، بيروت، دار العربية للموسوعات، 1424ق؛ اطلس تاريخ اسلام: حسين مؤمن، قاهره، الزهراء للاعلام العربي، 1407ق؛ الاعلام: الزركلي (م.1396ق.)، بيروت، دار العلم للملايين، 1997م؛ بحوث ندوة طرق الحج الآسيوي: منشورات المنظمة الاسلامية للتربية و العلوم و الثقافه، 1431ق؛ البدء و التاريخ: المطهر المقدسي (م.355ق.)، بيروت، دار صادر، 1903م؛ البلدان: ابن الفقيه (م.365ق.)، به كوشش يوسف الهادي، بيروت، عالم الكتب، 1416ق؛ بيان الواقع: خواجه عاقبت كشميري، به كوشش نسيم، لاهور، اداره تحقيقات پاكستان، 1970م؛ تاريخ اربل: ابن مستوفي (م.637ق.)، عراق، دار الرشيد للنشر، 1980م؛ تاريخ بلاد الشام من ما قبل الاسلام: احسان عباس، عمان، الجامعة الاردنيه، 1410ق؛ تاريخ الدولة العثمانيه: زين الدين شمس الدين، عمان، دار الميسره؛ التاريخ الشامل للمدينة المنوره: عبدالباسط بدر، المدينه، 1414ق؛ تاريخ العرب: فيليب حتي، رادورد جرجي و جبرائيل جبتور، دار غندور؛ تاريخ اليعقوبي: احمد بن يعقوب (م.292ق.)، بيروت، دار صادر، 1415ق؛ تاريخ حج‌گزاري ايرانيان: اسراء دوغان، تهران، مشعر، 1389ش؛ تاريخ مكه: احمد السباعي (م.1404ق.)، نادي مكة الثقافي، 1404ق؛ ترجمانة الكبري: ابوالقاسم الزياني، به كوشش عبدالكريم، رباط، دار النشر، 1412ق؛ جغرافياي تاريخي كشورهاي اسلامي: حسين قرچانلو، تهران، سمت، 1380ش؛ جغرافياي حافظ ابرو: حافظ ابرو (م.833ق.)، تهران، ميراث مكتوب، 1375ش؛ جهان اسلام: مرتضي اسدي، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1366ش؛ الحج و العمره: عربستان، مجلة شهرية تصدر عن وزارة الحج؛ حج27: حسن مهدويان، تهران، مشعر، 1386ش؛ حدود العالم من المشرق الي المغرب: منوچهر ستوده، دانشگاه تهران، 1340ش؛ حسن المحاضرة في اخبار مصر و القاهره: السيوطي (م.911ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1418ق؛ الحقيقة و المجاز: عبدالغني نابلسي، به كوشش رياض، دمشق، دار المعرفه، 1419ق؛ خاطرات سفر حج: سلطان حسين تابنده، تهران، 1378ش؛ خطط الشام: محمد كرد علي، قاهره، مكتبة ابن تيميه، 1428ق؛ دانشنامه جهان اسلام: زير نظر حداد عادل و ديگران، تهران، بنياد دائرة المعارف اسلامي، 1378ش؛ دائرة المعارف الاسلامية الشيعيه: حسن الامين، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1442ق؛ دائرة المعارف جهان نوين اسلام: سرويراستار: جان ل. اسپوزيتو، ترجمه و تحقيق زير نظر طارمي و ديگران، تهران، نشر كنگره و كتاب مرجع، 1388ش؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامي: زير نظر بجنوردي، تهران، مركز دائرة المعارف بزرگ، 1372ش؛ دروب الحجيج (الملامح الجغرافية لدروب الحجيج): عبدالمجيد بكر، جده، تهامه، 1401ق؛ راه حج: رسول جعفريان، تهران، زيتون سبز، 1372ش؛ راهي به سوي خانه خدا: فال اسيري شيرازي، قم، مؤلف، 1372ش؛ رحالة الغرب في ديار العرب: اسعد الفارس، كويت، احمد عبدالله الفليج، 1418ق؛ رحلات في الجزيرة العربيه: جي آر ويلستد، ترجمه: ماجد النجار، هيئة ابوظبي للثقافة و التراث، 1430ق؛ رحلات في بلاد العرب: عاتق بن غيث بلادي، مكه، دار المكه، 1403ق؛ رحلات قالين الي جزيرة العرب: جورج أوغست قالين، دار الوراق، 2008م؛ رحلة ابن جبير: محمد بن احمد (م.614ق.)، بيروت، دار صادر؛ رحلة استكشافية اثرية الي الجزيرة العربيه: انتونان جوسن و رافائيل سافينياك، ترجمه: صبا عبدالوهاب الفارس، رياض، دار الملك عبدالعزيز، 1424ق؛ الرحلة الحجازيه: محمد اللبيب البتنوني (م.1329ق.)، مصر، المطبعة الجماليه؛ الرحلة العياشيه: عبدالله بن محمد العياشي، به كوشش الفاضلي و القرشي، ابوظبي، دار السويدي؛ رحلة المكناسي: محمد بن عبدالوهاب المكناسي، به كوشش محمد بوكبوط، بيروت، المؤسسة العربيه، 2003م؛ الرحلة الي المدينة المنوره: مأمون محمود ياسين، بيروت، دار الفكر، 1407ق؛ رحلة من الكويت الي الرياض: لويس پلي، ترجمه: احمد ابشن، رواد المشرق العربي؛ روزنامه اطلاعات: سال 85، تهران، مؤسسه اطلاعات، دوشنبه، 15 آذر، 1389ش؛ الروض المعطار: محمد بن عبدالمنعم الحميري (م.900ق.)، به كوشش احسان عباس، بيروت، مكتبة لبنان، 1984م؛ سفرنامه ابن بطوطه (رحلة ابن بطوطه): ترجمه: موحد، تهران، علمي و فرهنگي، 1361ش؛ سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه: به كوشش قاضي عسكر، مشعر، 1379ش؛ سفرنامه حج منصور يعقوب ميرزاي تبريزي: به كوشش رسول جعفريان، تهران، نشر علم، 1388ش؛ سفرنامه سيف الدوله: سيف ‌الدوله سلطان محمد، به كوشش علي اكبر خداپرست، نشر ني، 1364ش؛ سفرنامه منظوم حج: بانوي اصفهاني، به كوشش رسول جعفريان، تهران، مشعر، 1386ش؛ سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (م.481ق.)، تهران، زوّار، 1381ش؛ السيرة النبويه: ابن هشام (م.213/218ق.)، به كوشش مصطفي السقاء و ديگران، بيروت، دار المعرفه؛ شمال حجاز: حمود بن ضاوي القثامي، العصر الحديث؛ صورة الارض: محمد بن حوقل النصيبي (م.367ق.)، بيروت، دار صادر، 1938م؛ ضيوف الرحمن: روبرت بيانكي، ترجمه: سعيد محمد الاسعد، رياض، مكتبة العبيكان، 1428ق؛ العثمانيون في شمال جزيرة العربيه: مطلق البلوي، بيروت، 1420ق؛ فتوح البلدان: البلاذري (م.279ق.)، بيروت، دار الهلال، 1988م؛ الفتوح: ابن اعثم الكوفي (م.314ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الاضواء، 1411ق؛ كاروان نور: سازمان حج و زيارت، تهران، ش28، 1388ش؛ كنوز الذهب في تاريخ حلب: احمد بن ابراهيم العجمي (م.884ق.)، حلب، دار القلم، 1417ق؛ الكامل في التاريخ: ابن اثير (م.630ق.)، بيروت، دار صادر، 1385ق؛ الكتاب المقدس: بيروت، دار الكتاب المقدس في الشرق الاوسط، 1993م؛ المدينة بين الماضي و الحاضر: ابراهيم بن علي العياشي، مدينه، المكتبة العلميه، 1392ش؛ مراصد الاطلاع: صفي الدين عبدالمؤمن بغدادي (م.739ق.)، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛ مرشد الزوار الي قبور الابرار: موفق الدين بن عثمان (م.615ق.)، قاهره، الدار المصرية اللبنانيه،؛ 415ق؛ مسالك الابصار في ممالك الامصار: احمد بن يحيي بن فضل ‌الله الحمري (م.749ق.)، ابوظبي، المجمع الثقافي، 1423ق؛ المسالك و الممالك: ابراهيم الفارسي الاصطخري (م.346ق.)، به كوشش محمد جابر، مصر، وزارة الثقافة و الارشاد القومي، 1381ق؛ المسالك و الممالك: ابوعبيد البكري (م.487ق.)، به كوشش ادريان فان ليوفن و اندري فيري، دار الغرب الاسلامي، 1992م؛ المسجد النبوي الشريف من العصر العثماني: محمد هزاع الشهري، قاهره، دار القاهره، 2003م؛ مسيحيون في مكه: أغسطس رالي، ترجمه: رمزي بدر، لندن، دار الوراق، 2009م؛ المعالم الاثيره: محمد محمد حسن شراب، بيروت، دار القلم، 1411ق؛ معجم البلدان: ياقوت الحموي (م.626ق.)، بيروت، دار صادر، 1995م؛ مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايي: جعفر الخليلي، ترجمه: محمد رضا فرهنگ، قم، مشعر، 1376ش؛ ملامح الحياة الشعبية في مدينة عمان: عبدالله رشيد، مكتبة قنديل، عمان، ساحة المسجد الحسيني الكبير، 1983م؛ المناسك و اماكن طرق الحج: ابواسحاق الحربي (م.281ق.)، به كوشش حمد الجاسر، رياض، دار اليمامه، 1401ق؛ المواعظ و الاعتبار: المقريزي (م.845ق.)، به كوشش خليل المنصور، بيروت، دار الكتب العلميه، 1418ق؛ الموسوعة العربية العالميه: رياض، مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر، 1419ق؛ الموسوعة العربيه: هيئة الموسوعة العربيه، دمشق، 1998م؛ ميقات حج (فصلنامه): تهران، حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت؛ نخبة الدهر في عجائب البر و البحر: محمد بن ابي‌طالب الانصاري (م.727ق.)، تهران، اساطير، 1382ش؛ نفحات الحرم: علي الطنطاوي، دمشق، دار الفكر، 1400ق؛ النفحة المسكية في الرحلة المكيه: عبدالله بن حسين سويدي، ابوظبي، مجمع الثقافي، 1424ق؛ نهر الذهب في تاريخ حلب: كامل البالي الحلبي الغزي (م.1351ق.)، حلب، دار القلم، 1419ق.
Pioneers over Jordan, abu jabber, London
https:www.cia.gov
 
سيد مجتبي حسيني
 
 
[1]. دائرة المعارف جهان نوين اسلام، ج1، ص273.
[2]. جهان اسلام، ج1، ص11-12؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج7، ص525.
[3]. www.cia.gov.
[4]. صورة الارض، ج‏1، ص186؛ المسالك، اصطخري، ص66؛ الاردن دراسة جغرافيه، ص10.
[5]. www.cia.gov.
[6]. آثار الاردن، ص19-22.
[7]. جغرافياي تاريخي، ج2، ص61.
[8]. الكتاب المقدس، ملاحي 11: 5-7، 33؛ ناحوم 4: 3، 7؛ آثار الاردن، ص27؛ تاريخ العرب، ص71.
[9]. الاخبار الطوال، ص42؛ البلدان، ص152؛ جغرافياي تاريخي، ج2، ص4.
[10]. البدء و التاريخ، ص225؛ آثار الاردن، ص39؛ خطط الشام، ج1، ص55-56.
[11]. جهان اسلام، ج1، ص10؛ آثار الاردن، ص40.
[12]. خطط الشام، ج1، ص59-61؛ جهان اسلام، ج1، ص10.
[13]. خطط الشام، ج1، ص66-68.
[14]. الفتوح، ج1، ص137.
[15]. الفتوح، ج1، ص150، 154؛ فتوح البلدان، ص118-122.
[16]. البلدان، ص160؛ جغرافياي حافظ ابرو، ج‏1، ص393؛ تاريخ بلاد الشام، ص347-349.
[17]. شمال الحجاز، ج1، ص39؛ آثار الاردن، ص25.
[18]. آثار الاردن، ص44.
[19]. خطط الشام، ج1، ص200.
[20]. خطط الشام، ج2، ص50-60؛ جهان اسلام، ج1، ص11.
[21]. خطط الشام، ج2، ص95-109؛ اطلس تاريخ اسلام، ص90.
[22]. خطط الشام، ج2، ص210-220.
[23]. خطط الشام، ج3، ص182-185.
[24]. خطط الشام، ج3، ص184-186؛ العثمانيون، ص284-291؛ جهان اسلام، ج1، ص12.
[25]. خطط الشام، ج3، ص184-186؛ العثمانيون، ص334.
[26]. جهان اسلام، ج1، ص14.
[27]. دائرة المعارف جهان نوين اسلام، ج1، ص273؛ www.sia.gov.
[28]. تاريخ العرب، ص69.
[29]. تاريخ العرب، ص111؛ شمال الحجاز، ج1، ص39.
[30]. الرحلة الي المدينه، ص36؛ جهان اسلام، ج1، ص10.
[31]. آثار الاردن، ص44؛ شمال الحجاز، ج1، ص39؛ رحلات في بلاد العرب، ص184-185.
[32]. دروب الحجيج، ص169-172.
[33]. دائرة المعارف بزرگ اسلامي، ج7، ص527.
[34]. The Encyclopedia of islam v.x/ p.883, Pioneers over Jordan v28/ p.24-25.
[35]. دروب الحجيج، ص169.
[36]. رحلة ابن جبير، ص143-210.
[37]. دروب الحجيج، ص169.
[38]. رحلة ابن بطوطه، ج‏1، ص345.
[39]. رحلة ابن بطوطه، ج‏1، ص345.
[40]. خاطرات سفر حج، ص197.
[41]. سفرنامه ناصر خسرو، ص30-31؛ جهان اسلام، ج1، ص8-9؛ دائرة المعارف الاسلاميه، ج3، ص314.
[42]. حسن المحاضره، ج‏2، ص267.
[43]. تاريخ مكه، ص576-577؛ سفرنامه حج منصور، ص165؛ دروب الحجيج، ص77.
[44]. بيان الواقع، ص133-134؛ تاريخ حجگزاري ايرانيان، ص99.
[45]. بيان الواقع، ص133-139؛ راه حج، ص218-220.
[46]. الحج و العمره، ذي‌حجه 1423، ص83.
[47]. راه حج، ص203.
[48]. تاريخ حجگزاري ايرانيان، ص404-416.
[49]. الكامل، ج9، ص236؛ بيان الواقع، ص137؛ خطط الشام، ج5، ص168.
[50]. رحلات قالين، ص30-31.
[51]. رحلات قالين، ص209؛ راه حج، ص223-232.
[52]. خطط الشام، ج2، ص217.
[53]. رحلة من الكويت الي الرياض، ص18.
[54]. التاريخ الشامل، ج2، ص184.
[55]. التاريخ الشامل، ج2، ص183.
[56]. تاريخ الدولة العثمانيه، ص321.
[57]. الموسوعة العربيه، ج1، ص850.
[58]. خطط الشام، ج3، ص229-230؛ الموسوعة العربية العالميه، ج1، ص492.
[59]. من نفحات الحرم، ص14؛ تاريخ حجگزاري ايرانيان، ص97.
[60]. المسجد النبوي، ص347-372؛ تاريخ الدولة العثمانيه،ص165.
[61]. المدينة بين الماضي و الحاضر، ص561.
[62]. سفرنامه اعتماد السلطنه، ص93؛ رحالة الغرب، ص315.
[63]. رحلات قالين، ص217؛ تاريخ حجگزاري ايرانيان، ص98؛ راه حج، ص237.
[64]. دروب الحجيج، ص170.
[65]. سفرنامه حج منصور، ص176؛ خطط الشام، ج5، ص168.
[66]. سفرنامه اعتماد السلطنه، ص97-98؛ خطط الشام، ج5، ص171.
[67]. رحالة الغرب، ص83.
[68]. دروب الحجيج، ص170.
[69]. مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان، ص163؛ الحج و العمره، ذي‌قعده 1423، ص47 و محرم 428، ص41.
[70]. مسيحيون في مكه، ص253.
[71]. خطط الشام، ج5، ص170-180.
[72]. الرحلة الحجازيه، ص303.
[73]. الحج و العمره، محرم 1428، ص40 و ذي‌قعده 1423، ص47؛ مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان، ص163.
[74]. تاريخ مكه، ص674.
[75]. الحج و العمره، ذي‌قعده 1423، ص49.
[76]. خطط الشام، ج5، ص180-182.
[77]. من نفحات الحرم، ص75-100؛ بحوث ندوه، ص153-154.
[78]. من نفحات الحرم، ص82؛ بحوث ندوه، ص154.
[79]. ضيوف الرحمن، ص99.
[80]. اشراف مكة المكرمه، ص228-232.
[81]. خاطرات سفر حج، ص190-210.
[82]. راهي به سوي خانه خدا، ص159-166.
[83]. خاطرات سفر حج، ص190-210؛ راهي به سوي خانه خدا، ص165-167.
[84]. خطط الشام، ج5، ص169؛ راه حج، ص13، 22.
[85]. رحلة المكناسي، ص250؛ النفحة المسكيه، ص286؛ سفرنامه منظوم حج، ص57.
[86]. بيان الواقع، ص138؛ سفرنامه اعتماد السلطنه، ص93.
[87]. سفرنامه حج منصور، ص160؛ سفرنامه اعتماد السلطنه، ص93؛ خطط الشام، ج5، ص169.
[88] سفرنامه اعتماد السلطنه، ص100؛ راه حج، ص23.
[89]. خاطرات سفر حج، ص197.
[90]. دروب الحجيج، ص185.
[91]. النفحة المسكيه، ص291؛ الحقيقة و المجاز، ج3، ص405.
[92]. سفرنامه حج منصور، ص167؛ راه حج، ص23.
[93]. دروب الحجيج، ص186؛ رحلة المكناسي، ص251؛ النفحة المسكيه، ص291.
[94]. آثار الاردن، ص46؛ الحقيقة و المجاز، ج3، ص404.
[95]. المناسك، ص653.
[96]. رحلة المكناسي، ص251.
[97]. دروب الحجيج، ص189.
[98]. احسن التقاسيم، ص175؛ سفرنامه سيف الدوله، ص154.
[99]. رحلة المكناسي، ص252؛ ترجمانة الكبري، ص186؛ سفرنامه اعتماد السلطنه، ص93.
[100]. النفحة المسكيه، ص291.
[101]. الحقيقة و المجاز، ج3، ص403؛ معجم البلدان، ج4، ص151.
[102]. المسالك، اصطخري، ص65.
[103]. نخبة الدهر، ص333؛ جغرافياي تاريخي، ج2، ص75.
[104]. رحلة الي المدينه، ص37.
[105]. جغرافياي حافظ ابرو، ج‏1، ص387.
[106]. كتاب مقدس، تثنيه3: 11؛ دوم سموئيل 12: 27-31؛ ارميا 49: 2؛ جغرافياي تاريخي، ج2، ص75.
[107]. آثار الاردن، ص32-33.
[108]. جغرافياي حافظ ابرو، ج‏1، ص387.
[109]. دروب الحجيج، ص188-189؛ راه حج، ص23.
[110]. رحلة المكناسي، ص252؛ سفرنامه سيف الدوله، ص154.
[111]. الحقيقة و المجاز، ج3، ص403؛ ترجمانة الكبري، ص186.
[112]. آثار الاردن، ص104.
[113]. جغرافياي حافظ ابرو، ج1، ص388.
[114]. سفرنامه ابن بطوطه، ج1، ص345؛ مسالك الابصار، ج3، ص547.
[115]. دائرة المعارف الاسلاميه، ج3، ص310.
[116]. التاريخ الشامل، ج2، ص183-184؛ جهان اسلام، ج1،ص11.
[117]. جغرافياي حافظ ابرو، ج1، ص387؛ مسالك الابصار، ج3، ص548.
[118]. الروض المعطار، ص203.
[119]. جغرافياي حافظ ابرو، ج1، ص387؛ الاعلام، ج7، ص11.
[120]. نخبة الدهر، ص333.
[121]. جغرافياي حافظ ابرو، ج1، ص387.
[122]. مسالك الابصار، ج3، ص547-550.
[123]. المعالم الاثيره، ص237.
[124]. المعالم الاثيره، ص237.
[125]. المعالم الاثيره، ص238؛ معجم البلدان، ج5، ص220.
[126]. السيرة النبويه، ج2، ص374؛ البدء و التاريخ، ج4، ص229-235؛ تاريخ يعقوبي، ج2، ص65-66.
[127]. مراصد الاطلاع، ج3، ص1330؛ جغرافياي حافظ ابرو، ج1، ص387.
[128]. جغرافياي حافظ ابرو، ج1، ص387.
[129]. المسالك الكبري، ج1، ص419-420.
[130]. الحج و العمره، ذي‌حجه 1423، ص17.
[131]. معجم البلدان، ج2، ص257؛ مراصد الاطلاع، ج‏1، ص402؛ الروض المعطار، ص206.
[132]. سفرنامه سيف الدوله، ص153.
[133]. رحلة المكناسي، ص252؛ دروب الحجيج، ص190-189؛ تاريخ اربل، ج‏2، ص558.
[134]. رحلة استكشافية اثريه، ج1، ص44.
[135]. دروب الحجيج، ص190.
[136]. ترجمانة الكبري، ص186؛ رحلة المكناسي، ص253؛ النفحة المسكيه، ص293-294.
[137]. سفرنامه حج منصور، ص174؛ سفرنامه اعتماد السلطنه، ص102.
[138]. دروب الحجيج، ص190.
[139]. الروض المعطار، ص517؛ كنوز الذهب، ج‏1، ص476-477.
[140]. المسالك، اصطخري، ص65؛ المناسك، ص653.
[141]. صورة الارض، ج‏1، ص186؛ احسن التقاسيم، ص250؛ مراصد الاطلاع، ج‏3، ص1287.
[142]. مسالك الابصار، ج‏3، ص551؛ جغرافياي حافظ ابرو، ج‏1، ص389؛ حدود العالم، ص176.
[143]. نخبة الدهر، ص332.
[144]. سفرنامه اعتماد السلطنه، ص102.
[145]. سفرنامه ابن بطوطه، ج‏1، ص345.
[146]. سفرنامه اعتماد السلطنه، ص102.
[147]. رحلة استكشافية اثريه، ج1، ص49.
[148]. النفحة المسكيه، ص45؛ سفرنامه سيف الدوله، ص153.
[149]. سفرنامه حج منصور، ص176؛ سفرنامه سيف الدوله، ص153.
[150]. رحلات قالين، ص30-31.
[151]. رحلات قالين، ص220.
[152]. سفرنامه حج منصور، ص176.
[153]. مراصد الاطلاع، ج‏3، ص1287؛ رحلات قالين، ص31-35؛ سفرنامه حج منصور، ص178.
[154]. رحلات قالين، ص177.
[155]. النفحة المسكيه، ص341.
[156]. رحلة استكشافية اثريه، ج1، ص45؛ نهر الذهب، ج‏3، ص471.
[157]. رحلة استكشافية اثريه، ج1، ص46.
[158]. مراصد الاطلاع، ج‏2، ص948.
[159]. رحلة العياشي، ص22-23؛ دروب الحجيج، ص75-78، 117.
[160]. الروض المعطار، ص142.
[161]. حسن المحاضره، ج2، ص122، 266.
[162]. المواعظ و الاعتبار، ج‏1، ص343؛ المعالم الاثيره، ص41.
[163]. مرشد الزوار، ج‏1، ص182.
[164]. رحلة المكناسي، ص254؛ الحقيقة و المجاز، ج3،ص400.
[165]. سفرنامه سيف الدوله، ص152.
[166]. الروض المعطار، ص70؛ رحلات في الجزيرة العربيه، ج2، ص65-75؛ دروب الحجيج، ص117.
[167]. المعالم الاثيره، ص139.
[168]. معجم البلدان، ج‏3، ص212؛ مراصد الاطلاع، ج2، ص706؛ المناسك، ص653.
[169]. النفحة المسكيه، ص294-295؛ دروب الحجيج، ص193.
[170]. سفرنامه سيف الدوله، ص152.
[171]. دروب الحجيج، ص193.
[172]. خطط الشام، ج5، ص168.
[173]. ملامح الحياة الشعبيه، ص205.
[174]. الحج و العمره، شعبان 1428، ص20-21؛ پايگاه اطلاع رساني وزارت اوقاف اردن.
http://www.awqaf.gov.jo/Ps.php?menu-id=43&local-type=0&local-id=0&local-details=0&local-.details1=0&localsite-branchname=Awqaf
[175]. حج 27، ص150.
[176]. الحج و العمره، شعبان 1428، ص20-21.
[177]. كاروان نور، سال 1388، ش28، ص26.
[178]. ملامح الحياة الشعبيه، ص205.
[179]. ملامح الحياة الشعبيه، ص206-207.
[180]. منازل الحجاج ترتدي حلة بهية استعدادا لاستقبالهم http://jordan-son.com/news-1703.html
[181]. الحج و العمره، ذي‌حجه 1423، ص18.
[182]. ضيوف الرحمن، ص99-100.
[183]. الحج و العمره، شعبان 1428، ص20-21.
[184]. الحج و العمره، شعبان 1428، ص20، 22؛ ميقات حج، ش‏36، ص133-134، «اخبار و گزارش‌ها».
[185]. جريدة الغد، 11 رمضان 1431ق.
[186]. الحج و العمره، ذي‌حجه 1423، ص18.
[187]. الحج و العمره، ذي‌حجه 1423، ص18.
 




نظرات کاربران