حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) سرور زنان عالم

اى على، به درستى که خداوند در دنیا نظاره ‏اى نمود و از میان مردان، مرا بر جهانیان برترى و فضیلت بخشید و پس از آن نظاره دیگرى کرد و تو را بعد از من، بر جهانیان برترى بخشید، سپس براى بار سوم نظاره نمود و فرزندان تو را - ائمه اطهار (علیهم السّلام) - بعد از تو، بر مردان جهانیان برترى عطا فرمود، پس در مرتبه چهارم توجه دیگرى نمود و فاطمه (علیها السّلام) را برگزید، بر زنان عالمیان برترى و فضیلت بخشید.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، در احاديث و اخبار رسيده بانوان برتر بهشتي را چهار نفر؛ خديجه دخت خويلد، فاطمه بنت محمد، مريم دختر عمران، آسيه همسر فرعون برشمرده شده است كه هر كدام برترين بانوان عصر خود بوده اند ولي حضرت فاطمه صديقه (عليها السلام) برترين بانوي عالميان معرفي شده است. محمد بن علي بن اسماعيل با اسنادي از ابن عباس نقل كرده است: پيامبر بر زمين چهار خط كشيد و گفتند مي دانيد كه اين چيست؟ گفتند: خدا و فرستاده ‏اش داناتر هستند. گفت: «نيكوترين زنان بهشت چهار نفر هستند: خديجه دخت خويلد و فاطمة بنت محمد و مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم همسر فرعون.» (ترجمه الخصال، جلد‏، صفحه 159) در امالي صدوق از ابن وليد با اسنادي از حسن بن زياد عطّار نقل شده است كه گفت به حضرت امام صادق (عليه السّلام) عرض كردم: آيا قول پيامبر اسلام (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) كه فرمودند: فاطمه (عليها السّلام) سرور زنان بهشت مى ‏باشد به اين معناست كه او سرور و سيّد زنان زمان خود بوده است؟ حضرت امام صادق (عليه السّلام) فرمودند: حضرت مريم (عليها السّلام) سرور زنان زمان خود بوده است و حضرت فاطمه (عليها السّلام) سرور تمام زنان بهشتى از اوّلين تا آخرين هستند. سپس پرسيدم: معنى فرمايش رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) كه گفت: حسن و حسين سرور جوانان بهشت هستند؛ چيست؟ امام فرمودند: به خداوند سوگند ايشان سرور و بزرگ تمام جوانان بهشت از اوّلين تا آخرين هستند.( لامالي للصدوق، صفحه 125) در وصيت پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به على (عليه السّلام) آمده است: اى على، به درستى كه خداوند در دنيا نظاره ‏اى نمود و از ميان مردان، مرا بر جهانيان برترى و فضيلت بخشيد و پس از آن نظاره ديگرى كرد و تو را بعد از من، بر جهانيان برترى بخشيد، سپس براى بار سوم نظاره نمود و فرزندان تو را - ائمه اطهار (عليهم السّلام) - بعد از تو، بر مردان جهانيان برترى عطا فرمود، پس در مرتبه چهارم توجه ديگرى نمود و فاطمه (عليها السّلام) را برگزيد، بر زنان عالميان برترى و فضيلت بخشيد.( الخصال، جلد‏1، صفحه 207- 206) علي بن احمد بن موسي (رضوان الله عليه) با اسنادي از ابن عباس نقل مي كنند كه گفت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: من سيد انبياء و فرستادگان خدا هستم و از ملائكه مقربين بهتر هستم و اوصياي من برتر از اوصياي پيغمبران و مرسلان هستند و ذريه من بهترين ذريه انبياء و فرستادگان خدا هستند و ياران من كه شريعت مرا بپيمايند بهترين ياران پيامبران و دخترم فاطمه سرور زنان عالميان است.( الأمالي (للصدوق)، صفحه 298) شيخ صدوق از پدر خود با اسنادي از ابن عباس نقل مي كند كه پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند: همانا كه على وصى و خليفه من و همسرش فاطمه، سرور زنان جهان، دختر من است حسن و حسين دو سيد جوانان اهل بهشت پسران من هستند هر كه آنها را دوست دارد، مرا دوست داشته است و هر كه آنها را دشمن دارد، مرا دشمن داشته است و هر كه با آنها مخالفت و خصومت ورزد با من مخالفت و خصومت ورزيده است و هر كه به آنها جفا كند، به من جفا كرده است و هر كه به آنها نيكى كند، به من نيكى كرده است. به خداوند پيوسته است، هر كه به آنها پيوسته است و از خداوند بريده است، هر كه از آنها بريده است و خدا را يارى كند، هر كه به آنها يارى كرده است و به خدا كمك كرده است، هر كه آنها را كمك كرده است، خداوند وانهد هر كه آنها را وانهاده است. خدايا هر كدام از پيغمبران و رسولان تو چيزي پر ارزش و گرانبها و خاندانى داشتند و على و فاطمه و حسن و حسين اهل بيت و ثقل من هستند، از آنها هر رجس و آلايشى را بزداي و پاك و منزه گردان. به نقل از امالي طوسي با اسنادي از عبيدالله بن موسي از زكريا از فراس از مسروق از عايشه نقل مي كند: سوگند به خدايى كه شريك ندارد هرگاه فاطمه (عليها السّلام) راه مى‏ رفت، راه رفتن او با راه رفتن رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) تفاوتى نداشت و هرگاه پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) او را مى‏ديد دوبار به او مى فرمود: مرحبا به دخترم. فاطمه زهرا (عليها السّلام) گفت: پدرم به من مى ‏فرمود: آيا راضى نيستى كه در قيامت سرور و بزرگ زنان مؤمن يا سرور زنان اين امّت باشى؟( حار الأنوار، جلد ‏43، صفحه 23) منزلت والاي حضرت فاطمه نزد خداوند متعال در حديثي حضرت امام صادق (عليه السّلام) مي فرمايند كه درك و شناخت شب قدر با معرفت و شناخت حضرت صديقه طاهره (عليها السّلام) ممكن مي گردد و مردم از درك منزلت حضرت فاطمه (عليها السّلام) عاجز هستند: حضرت امام صادق (عليه السّلام) در تفسير سوره قدر مي فرمايد: در آيه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» منظور از «الليلة» فاطمه (عليها السّلام) و منظور از «القدر» خداوند است، پس هر كه فاطمه را به واقع بشناسد ليلة القدر را درك كرده است و همانا او را فاطمه ناميدند چون مردمان از كسب معرفت واقعى نسبت به وى عاجز هستند.( تفسير فرات كوفي، صفحه581) نيامدن نامى از حور العين در سوره دهر كه در شأن اهل بيت (عليهم السّلام)نازل شده است براي احترام به حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام(مناقب ابن شهر آشوب، جلد 3، صفحه 106) از حضرت موسى بن جعفر (عليه السّلام) سؤال شد: سوره مباركه «هل اتى» كه در شأن اهل (بيت عليهم السّلام) نازل شده حاوى هر نعمتى هست، ولى نامى از حور العين در اين سوره برده نشده؟ فرمودند: اين نوعى احترام و تجليل است كه خداوند به فاطمه زهرا نموده است. (زندگانى حضرت زهرا عليها السلام، ص567) تسليت جبرئيل و ملائكه به حضرت فاطمه در مصايب حضرت فاطمه (عليها السلام) در نزد پروردگار عالم چنان منزلتي دارد كه در ايام طفوليت كه ايشان مادر بزرگوارشان را از دست داده اند و مضطرب و نگران مادر هستند خداوند جبرائيل را براي عرض سلام و كاستن از دل نگرانيهاي ايشان فرو مي فرستند. حضرت امام صادق (عليه السّلام) در اين باره فرمودند: ‏مفضل بن عمر از حضرت امام صادق (عليه السّلام) نقل كرده است كه فرمودند: «هنگامى كه حضرت خديجه رحلت نمود فاطمه (عليها السّلام) كه كودكى بيش نبود دائما خود را به رسول خدا (عليه السّلام) نزديك مى ‏كرد و در اطراف او مى‏ گشت و مى ‏گفت: اى پدرم، مادرم كجاست؟ ولى پيامبر به او پاسخى نمى ‏داد و فاطمه به دنبال كسى بود كه بتواند پاسخ اين سؤال را از او بگيرد و پيامبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) نيز در فكر بود كه چه جوابى به او بدهد، در اين حال جبرئيل بر او نازل گرديد و گفت: خداوند مى ‏فرمايد: به فاطمه سلام برسان و به او بگو كه مادرت با آسيه همسر فرعون و مريم دختر عمران، در خانه ‏اى است كه در بهشت قرار دارد و ديوارهاى آن از طلا و ستونهاى آن از ياقوت سرخ است و فاطمه مى‏ گفت: خدا سلام و سلامتى است و سلام و سلامتى از او و به سوى اوست.( الخرائج و الجرائح، جلد ‏2، صفحه 530 – 529) تسليت جبرئيل به اهل بيت هنگام شهادت پيامبر (ص)‏ محمد بن يحيي با اسنادي از حسين بن مختار نقل مي كند كه حضرت امام صادق (عليه السّلام) فرمودند: «وقتى رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) از دنيا رفت، جبرئيل (عليه السّلام) در حالى كه روى بدن شريف پيامبر پارچه‏ اى بود نازل شد و در خانه كسى جز على و فاطمه و حسن و حسين (عليه السّلام) نبود، جبرئيل به ايشان سلام كرد و گفت: «السّلام عليكم يا اهل بيت النّبوّة: سلام بر شما اى خاندان رسالت.» «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ‏ الْقِيامَةِ: خداوند هر مصيبتى به كسى وارد كند در برابر آن تسليت و دلدارى به مصيبت زده مى‏ دهد. (سوره مباركه آل عمران، آيه 185) » و هر چه از دست انسان برود خداوند تدارك و جبران مى‏ نمايد. پس فقط به خداوند عزّ و جلّ اعتماد كنيد و به او اميدوار باشيد، زيرا مصيبت ديده حقيقى كسى است كه بر اثر جزع و فزع و بى ‏تابى از ثواب و پاداش مصيبت محروم گردد. گفتند صدا را شنيديم اما شخصي را نديديم.» (آرام بخش دل داغديدگان ، صفحه 278 – 277) اختصاص مائده آسماني براي حضرت فاطمه و خاندان عصمت (عليهم السّلام) يحيي بن زكريا قطان با اسنادي از مكحول نقل كرده است كه حضرت اميرالمومنين (عليه السلام) فرمودند:... و اما (مورد) چهل و هشتم اينكه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) به خانه ما تشريف آورد و سه روز بود كه ما غذايى نخورده بوديم فرمودند يا على چيزى در نزد تو هست؟ عرض كردم به خدايى كه ترا گرامى داشته و به پيغمبرى برگزيده است خودم و همسرم و دو فرزندم سه روز است كه چيزى نخورده ‏ايم. پس پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند: اى فاطمه به ميان اطاق برو و نگاه كن كه چيزى مي يابى؟ فاطمة عرض كرد الان از اطاق بيرون آمدم عرض كردم يا رسول اللَّه من داخل شوم؟ فرمود به نام خدا داخل بشو پس من داخل شدم ناگاه طبقى ديدم كه در آن خرماى تازه نهاده شده و كاسه ‏اى آبگوشت بود. پس من طبق را برداشتم و به نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آوردم فرمودند: يا على فرستاده ‏اى كه اين غذا را آورده بود ديدى؟ عرض كردم: آرى. فرمودند: او را براى من توصيف كن عرض كردم: رنگهاى سرخ و سبز و زرد ديدم فرمود اينها خطهاى پر جبرئيل بوده كه با در و ياقوت جواهر نشان شده است پس ما از آن طعام خورديم تا اينكه سير شديم و دستها و انگشتان ما هيچ آلودگى به غذا پيدا نكرد به طورى كه تمام خطوط پوست دستها و انگشتانمان ديده مي شد. پس خداوند از ميان اصحاب پيغمبر فقط مرا به اين شرافت مخصوص فرمود. (ترجمه الخصال، جلد ‏2، صفحه 698 – 697) جابر بن عبد اللَّه مى‏گويد: چند روز گذشت و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چيزى براى خوردن نيافت تا اينكه اين مسأله براى او بسيار پر مشقّت شد. پس به خانه زنان خود رفت و در آنجا هم چيزى نيافت. سپس به خانه فاطمه (عليها السّلام) آمد و گفت: دخترم، آيا نزد تو غذايى يافت مى‏ شود؟ من گرسنه هستم. فاطمه (عليها السّلام) گفت: نه به خدا سوگند، جانم و مادرم به فدايت. وقتى رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از نزد فاطمه (عليها السّلام) خارج گرديد، كنيزى دو قرص نان جو و مقدارى گوشت، نزد فاطمه (عليها السّلام) فرستاد. فاطمه (عليها السّلام) آن را گرفت و در كاسه ‏اى بزرگ نهاد و روى آن را با پارچه ‏اى پوشاند و فرمود: به خدا سوگند، پيامبر خدا را بر خودم و ديگران ترجيح خواهم داد. در حالى كه به يك سير غذا محتاج بودند. پس حسن و حسين (عليهما السّلام) را به دنبال پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرستاد.( الخرائج و الجرائح، جلد ‏2، صفحه 529 – 528) پيامبر (صلي الله عليه و آله) به خانه فاطمه (عليها السّلام) مراجعت كرد، فاطمه (عليها السّلام) فرمود: خداوند به ما چيزى داده است كه من آن را براى شما نگه داشته ام. پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود: دخترم، آن را بياور. فاطمه (عليها السّلام) پارچه را از روى آن برداشت و ديد كه پر از نان و گوشت است و حيران ماند. سپس فهميد كه آن از طرف خداوند است. حمد و ثناى خدا را بجا آورد و به پيامبرش درود فرستاد و غذا را نزد پيامبر گذاشت. رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) هم وقتى كه غذا را ديد. حمد خدا را به جاى آورد و پرسيد: اين از كجاست؟ فاطمه (عليها السّلام) گفت: « اين (غذا) از جانب خداوند است و پروردگار به هر كس كه بخواهد، بدون حساب روزى مى‏دهد.» (سوره مباركه آل عمران، آيه 37) آنگاه پيامبر خدا به دنبال على (عليه السّلام) فرستاد و او را نيز صدا كرد و آمد و پيامبر، على، فاطمه، حسن و حسين (عليهم السّلام) و تمام زنان پيامبر، از آن طعام خوردند و سير شدند. فاطمه (عليها السّلام) فرمود: طعام آن ظرف به حال خود باقى بود و از آن، به تمام همسايگان نيز اطعام نموديم و خداوند به غذا بركت و خير زيادى در آن قرار داده بود. (الخرائج و الجرائح، جلد 2، صفحه 528) در مناقب ابن شهر آشوب آمده است كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) پس از اين فرمايش حضرت فاطمه (عليه السّلام) « اين از سوى خداست. خداوند به هر كس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد.» فرمودند: سپاس خداوند را كه از دنيا نرفتم تا اينكه در نزد دخترم ديدم آنچه را زكريا در نزد مريم ديد. هنگامي كه پيش او مي رفت نزد او طعام مي يافت به او مي گفت: اى مريم، اينها براى تو از كجا مى ‏رسد؟ مريم مى ‏گفت: از جانب خدا زيرا او هر كس را كه بخواهد بى‏حساب روزى مى‏ دهد. (مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، جلد ‏3، صفحه 339) ملائكه مددكار حضرت فاطمه صديقه (عليها السلام) جايگاه بلند مرتبه دختر خاتم انبيا (عليها السّلام) در نزد پروردگار بي همتا تا حدي است كه فرشتگان را به مدد و ياري اين بانوي بزرگ مي فرستد. در كتاب الخرائج قطب الدين راوندي از مفضل بن عمر از حضرت امام صادق (عليه السّلام) نقل مي كند كه اباذر گفت: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) مرا به خانه على (عليه السّلام) فرستاد تا به او بگويم كه براى كارى به نزد پيامبر بيايد، پس به طرف خانه وى رفتم و او را صدا كردم ولى كسى جوابم نداد، نگاه كردم و ديدم كه آسيا كار مى‏كند در حالى كه كسى آنجا نبود كه آن را بچرخاند و دوباره او را صدا زدم كه على (عليه السّلام) از منزل خارج شدند و به حضور رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) آمد و رسول خدا سخنى در گوش او گفت كه من نفهميدم پس از آن من گفتم: تعجب كرده‏ ام از اين آسيايى كه در خانه على (عليه السّلام) خود به خود مى گردد. پيامبر (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: همانا خداوند متعال قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ايمان و يقين انباشته است و چون او بر ضعف و ناتوانى فاطمه عالم است لذا او را در كارهايش يارى و مدد مى‏رساند و او را بى ‏نياز مى ‏گرداند، تو مى‏ دانى كه خداوند فرشتگانى دارد كه موظف به معونت و يارى آل محمّد مى‏ باشند.( الخرائج و الجرائح، جلد‏2، صفحه 531) علامه مجلسي از طرق خاصّه و عامّه از طبري و طاووس يماني روايت كرده ‏است كه جبرائيل روزي بر زمين نزول كرد و ديد حضرت زهراي اطهر (عليها السّلام) خوابيده اند و حضرت امام حسين (عليه السّلام) در گهواره مى‏ گريد. جبرئيل با او سخن مى ‏گفت و او را ساكت مي نمود تا زماني كه حضرت فاطمه صديقه (عليها السّلام) از خواب بيدار شد پس صداي شخصي را شنيد كه با حضرت امام حسين (عليه السّلام) سخن مي گويد و هيچ كسي را نديد. از اين واقعه به حضرت نبي اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) خبر داد. ايشان فرمودند همانا جبرائيل بوده است.( بحار الأنوار، جلد ‏44، صفحه 188 -187) منزلت والاي حضرت فاطمه (س) نزد رسول الله (ص) در منابع حديثي و تاريخي از اكرام و احترام حضرت رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت به دخترشان حضرت فاطمه زهرا (عليها السّلام) نقلهاي بسياري شده است. تا حدي كه غضب و خشنودي حضرت فاطمه صديقه (عليها السّلام) را سبب غضب و خشنودى خداوند و خود اعلام نمودند و حضرت زهرا (عليها السّلام) را از خون و گوشت خود معرفي كردند و قطعا احترام به ايشان در واقع احترام به حضرت رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) تلقي مي شود. علي بن ابراهيم با اسنادي از ابو عبيده از حضرت امام صادق (عليه السّلام) روايت كرده است كه فرموده اند: طوبى نام درخت بهشتي است كه در خانه امير المؤمنين (عليه السّلام) مي باشد و در خانه هر يك از شيعيان آن حضرت شاخه يا برگى از آن درخت وجود دارد كه در سايه ‏اش جمعى از محبين و شيعيان زندگانى مي نمايند و حضرت امام صادق (عليه السّلام) فرمودند:«پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) دخترش فاطمه (عليها السّلام) را زياد مي بوسيد به طورى كه عايشه بر او رشك مي برد پيغمبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) به عايشه فرمود شبى كه به معراج رفته بودم داخل بهشت شده جبرئيل مرا نزديك درخت طوبى برده ميوه ‏اى از آن درخت به من داد و چون آن را خوردم و به زمين مراجعت و با خديجه مضاجعه نمودم فاطمه (عليها السّلام) را حامله شد من هر وقت فاطمه (عليها السّلام) را مي بوسم بوى درخت طوبى را استشمام مي كنم.( جلاء العيون، صفحه 520) عثمان بن عمر با اسنادي از عايشه بنت طلحه از عايشه نقل مي كند كه گفت: من هيچ كس را نديدم كه از نظر سخن گفتن و نقل حديث شبيه‏ تر از فاطمه (عليها السّلام) به رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد. هرگاه فاطمه (عليها السّلام) به حضور پيامبر مى ‏آمد رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به وى خوشامد مى‏ گفت و دستان فاطمه را بوسيده، او را در جاى خود مى ‏نشانيد و هر گاه پيامبر نزد فاطمه مى‏رفت، فاطمه نيز برخاسته به پدرش خوشامد گفته و دست او را مى‏بوسيد، در بيماري پيامبر بود فاطمه وارد گرديد و پيامبر چيزى در گوش او گفت و وى ابتدا گريان و سپس خندان گرديد، و من با خود گفتم: براى فاطمه فضيلت و برترى نسبت به ساير زنان قائل بودم در حالى كه او هم مانند ساير زنان است و در حالى كه مى‏خندد گريه مى‏ كند، پس از او درباره اين حالت سؤال كردم، وى گفت: آيا انتظار دارى كه من افشاكننده سرّ رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) باشم؟ هنگامى كه پيامبر رحلت نمود مجددا از فاطمه (عليها السّلام) در اين باره سؤال كردم و او گفت: هنگامى كه پدرم خبر داد كه به زودى فوت خواهد نمود؛ گريه كردم ولى پس از آن به من خبر داد كه از خاندان پيامبر اوّلين كسى خواهم بود كه به او مى ‏پيوندم و لذا از آن خبر شادمان گرديدم و خنديدم.( زندگانى حضرت زهرا عليها السلام، صفحه 213) حضرت فاطمه (س) نور چشم و سرور قلب پيامبر (ص) زمخشرى به سند خود از پيامبر (صلي الله عليه و آله) روايت كرده است كه فرمودند: فاطمه سرور قلب من است و دو پسرش حسن و حسين ميوه دل من هستند و شوهرش نور ديده من است و ائمه از فرزندان او امانتداران پروردگار من و ريسمان كشيده شده بين خدا و خلق هستند، هر كس به آنها چنگ زند نجات مى‏ يابد و كسى كه از آنان تخلف ورزد به جهنم مي افتد.( الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، جلد1‏، صفحه 118 – 117 به نقل از ابن مغازلى، المناقب، صفحه 235 – بحارالانوار، جلد 23، صفحه 110) احمد بن حنبل در مسند خود و سليمان قندوزى در ينابيع المودة و ابن حجر در صواعق المحرقة نقل نموده ‏اند كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند: « فاطمه پاره تن من است و ميوه دل و نور چشم من و روح من كه بين دو پهلوى من است كسى كه فاطمه را اذيت نمايد مرا اذيت نموده و كسى كه مرا اذيت نمايد خدا را اذيت نموده است و كسى كه فاطمه را به غضب آورد، مرا به غضب آورده است، مرا اذيت مى‏كند كسى كه او را اذيت نمايد.» (ترجمه الطرائف، صفحه 381) غضب و خشنودي خدا و پيامبر (ص) در غضب و خشنودي حضرت فاطمه (س) احاديث بسيار زيادي در كتب حديثي ذكر شده است درباره اينكه خداوند و رسول خدا با غضب و خشنودي حضرت فاطمه (عليها السلام) غضبناك و خشنود مي گردند زيرا حضرت فاطمه (عليها السلام) بنده خالص الهي است و خواستي جز خواست خدا و رسولش ندارد. ابوحفص عمر بن محمد صيرفي با اسنادي از ابوحمزه ثمالي از حضرت امام محمد باقر (عليه السّلام) از پدران بزرگوارش نقل مي فرمايند كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: همانا خداوند به سبب غضب فاطمه (عليها السّلام) غضب مى ‏كند و به خشنودى او خشنود مى‏ گردد.( الأمالي (للمفيد)، صفحه 95 – 94 – بحار الأنوار، جلد ‏43، صفحه 19 - عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد ‏2، صفحه 47 – 46) در حديث زير حضرت امام صادق (عليه السّلام) علت اينكه رضايت و غضب الهي در گرو رضايت و غضب حضرت صديقه طاهره (عليها السّلام) است را بيان مي نمايد: در كتاب الاحتجاج از حسين بن زيد نقل شده است كه حضرت امام جعفر صادق (عليه السّلام) فرمودند: رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) خطاب به فاطمه (عليها السّلام) ‏فرمودند: اى فاطمه، همانا خداوند عزّ و جلّ به سبب غضب تو غضبناك مى ‏شود و به خشنودى تو خشنود مى ‏گردد.( بحار الأنوار، جلد‏43، صفحه 21 – 20 - الإحتجاج على أهل اللجاج، جلد ‏2، صفحه 354) حسين بن زيد گويد: هنگامى كه محدّثين اين حديث را از قول امام صادق (عليه السّلام) نقل مى ‏كردند، ابن جريح‏ (متوفى به سال 151 هجري) به حضور امام آمد و گفت: اى ابا عبد اللَّه، امروز حديثى را شنيدم كه محدّثين و مردم آن را در همه جا نقل كرده ‏اند؟ امام سؤال فرمود: كدام حديث؟ ابن جريح گفت: اينكه شما فرموده‏ ايد كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به فاطمه (عليها السّلام) گفت: همانا خداوند به غضب تو غضبناك و به خشنوديت خشنود مى‏ گردد؟ حضرت امام صادق (عليه السّلام) فرمودند: آرى، آيا در آنچه كه شما آن را روايت كرده ‏ايد نيامده است كه خداوند به سبب غضب مؤمن غضبناك و به خشنودى او خشنود مى ‏گردد؟ ابن جريح گفت: بله امام فرمودند: پس چرا اكراه و انكار داريد از آنكه خداوند به سبب غضب فاطمه (عليها السّلام) كه دختر پيامبر خدا است غضبناك شود و به خشنودى او خشنود گردد، آيا او مؤمن نيست؟ گفت: راست مى ‏گوييد و خداوند بهتر مى‏ داند كه رسالت را در چه خاندانى قرار دهد. ابوالحسن محمد بن علي بن الشاه فقيه مروزي با اسنادي از حضرت امام رضا (عليه السّلام) روايت كرده ‏اند و ايشان از پدران بزرگوارشان نقل فرمودند كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) فرمودند: دخترم فاطمه در روز قيامت به محشر مى ‏آيد در حالى كه با او پيراهنى خونين است و يكى از پايه‏ هاى عرش را مى گيرد و مى ‏گويد: اى دادگستر، تو خود ميان من و قاتل فرزندم داورى كن، بعد فرمود: به پروردگار كعبه قسم كه خداوند متعال به سود فاطمه حكم و داورى مى ‏فرمايد و به راستى كه خداوند عزّ و جلّ به غضب فاطمه غضب مى ‏كند و به رضاى او راضى مى‏ شود. (عيون أخبار الرضا عليه السلام، جلد ‏2، صفحه 26) منزلت والاي حضرت فاطمه (س) در نزد حضرت اميرالمومنين (ع) حضرت اميرالمومنين (عليه السّلام) پس از شهادت حضرت فاطمه (عليها السلام) با استناد به حديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند كه حضرت فاطمه (عليها السّلام) يكي از اركان زندگي من بود: محمد بن موسي بن متوكل با اسنادي از حماد بن عيسي نقل مي كند كه حضرت امام صادق (عليه السّلام) فرمودند جابر بن عبد اللَّه روايت كرده است كه گفت: شنيدم كه رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) سه روز قبل از رحلت خود به على (عليه السّلام) ‏فرمودند: اى پدر دو نوگل من، سلام بر تو باد، من در باره دو نوگل دنيوى خود به تو توصيه و سفارش مى ‏نمايم، طولى نمى‏كشد كه تو دو ركن زندگى خويش را از دست خواهى داد، من تو را به خداوند مى ‏سپارم. هنگامى كه پيامبر اسلام (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) از جهان به شهادت رسيدند على بن ابى طالب فرمودند: اين يكى از آن دو ركن من بود كه رسول خدا به من خبر داده بودند و پس از آنكه حضرت فاطمه از دنيا رفتند، فرمودند: اين دومين ركنى بود كه پيغمبر خدا (صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) به من خبر داده بودند. (الأمالي (للصدوق)، صفحه 135 - زندگانى حضرت زهرا عليها السلام، صفحه 598 - بحار الأنوار، جلد ‏43، صفحه 173) حضرت اميرالمومنين (عليه السّلام) در دلايلي كه براي برتري خود براي جانشيني بلافصل پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) روز شورا ذكر نمودند در كنار فضايلي چون يادآوري حديث منزلت، شجاعت و دلاوري و فتوحات ايشان پس در غزوات پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله)، برادري با پيامبر، واقعه ليله المبيت، واقعه ردّ الشمس، واقعه سدّ ابواب، نزول آيه تطهير، جريان مباهله و نزول آيه اي كه حضرت اميرالمومنين (ع) را به مانند جان پيامبر (صلي الله عليه و آله) قلمداد مي كند و نزول سوره انسان در بيان مقام والاي حضرت اميرالمومنين و اهل بيت (عليهم السّلام)، به همسري حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به عنوان يك امتياز اشاره نمودند. منابع 1. الإحتجاج على أهل اللجاج، احمد بن على طبرسى، 2جلد، مشهد، نشر مرتضى، 1403ق. 2. إرشاد القلوب إلى الصواب، حسن بن محمد ديلمى، 2جلد، قم، الشريف الرضي، چاپ: اول، 1412ق. 3. الأمالي، محمد بن على ابن بابويه، تهران، كتابچى، چاپ ششم، 1376 4. آرام بخش دل داغديدگان (ترجمه مُسكّن الفؤاد)، زين الدين بن على‏ شهيد ثانى، مصحح: مجتبى ‏كلباسى، مترجم: حسين جناتى‏، قم‏، روح‏، 1380 5. بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، بيروت، دار إحياء التراث العربي، چاپ: دوم، 1403 ق. 6. البرهان فى تفسير القرآن‏، سيد هاشم بحرانى، تهران،‏‏ بنياد بعثت‏، 1416ق‏. 7. ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام‏، محمد بن على‏ ابن بابويه، مترجم: حميد رضا مستفيد و على اكبر غفارى، تهران‏، صدوق‏،1372 8. تفسير القمي، على بن ابراهيم قمى، 2جلد، قم، دار الكتاب، چاپ: سوم، 1404ق. 9. تفسير فرات الكوفى‏، ابوالقاسم فرات بن ابراهيم فرات كوفى ‏، تحقيق محمد كاظم محمودى، ‏تهران‏، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏، 1410 ق‏. 10. جلاء العيون، محمد باقر مجلسي، قم، سرور، 1382ش. 11. جلوه‏هاى اعجاز معصومين عليهم السلام،‏ سعيد بن هبة الله‏ قطب الدين راوندى، مترجم: غلام حسن‏ محرمى، قم‏، دفتر انتشارات اسلامى،1378‏ 12. الخرائج و الجرائح‏، سعيد بن هبة الله قطب الدين راوندى، قم، ‏مؤسسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف‏، 1409 ق‏. 13. الخصال، محمد بن على ابن بابويه، 2جلد، قم، جامعه مدرسين، چاپ: اول، 1362 14. الخصال، محمد بن على ابن بابويه، ترجمه فهرى، 2جلد، تهران، علميه اسلاميه، چاپ: اول، بى تا 15. الخصال، محمد بن على ابن بابويه، ترجمه مدرس گيلانى‏، تهران،‏ جاويدان،‏1362 ‏ 16. زندگانى حضرت زهرا عليها السلام (ترجمه جلد 43 بحار الأنوار)، محمد باقر بن محمد تقى مجلسى، ترجمه روحانى، 1جلد، تهران، انتشارات مهام، چاپ: اول، 1379 17. الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، على بن موسى ابن طاووس، ترجمه داود إلهامى، 1جلد، قم، نويد اسلام، چاپ: دوم، 1374 18. الطرائف، على بن موسى ابن طاووس، ترجمه داود إلهامى، قم،نويد اسلام، چاپ دوم، 1374 19. عيون أخبار الرضا عليه السلام، محمد بن على ابن بابويه، 2جلد، تهران، نشر جهان، چاپ: اول، 1378ق. 20. الكافي، محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى، 8جلد، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ: چهارم، 1407 ق. 21. مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، سيد هاشم بن سليمان بحرانى، قم‏‏، مؤسسة المعارف الإسلامية، 1413 ق‏. 22. معاني الأخبار، محمد بن على ابن بابويه، 1جلد، قم، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ: اول، 1403 ق. 23. معاني الأخبار، محمد بن على ابن بابويه، ترجمه محمدى، 2جلد، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ: دوم، 1377ش. 24. مناقب آل أبي طالب (عليهم السلام)، محمد بن على ابن شهر آشوب مازندرانى، قم، علامه، 1379ق.




مطالب مرتبط

نظرات کاربران