شخصیت شناسی حادثه عاشورا؛

تفکر درباره حادثه عاشورا انسان ساز است

شخصیت‌شناسی حادثه عاشورا در کربلا عنوان بحث سخنران بعثه مقام معظم رهبری در جمع زائران اباعبدالله الحسین(ع) است که در آن ویژگی‌های منحصر به فرد یاران آن حضرت مطرح می شود.

به گزارش خبرنگار اعزامي پايگاه اطلاع رساني حج از كربلاي معلا، حجت الاسلام والمسلمين اويسي در جمع زائران حسيني در سرداب علقمي حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع)، شخصيت شناسي حادثه عاشورا را جريان ساز خواند و تفكر درباره آن را انسان توصيف كرد. وي گفت: امام حسين(ع) در اوايل شب ياران خود را جمع كرد و پس از حمد و ثناي خداوند خطاب به آنان فرمودند «گمانم اين، آخرين روزي است كه از سوي اين قوم مهلت داريم. آگاه باشيد كه من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خيالي آسوده برويد كه بيعتي از من بر گردن شما نيست». سخنران بعثه مقام معظم رهبري در كربلا افزود: آن حضرت وقتي فرمودند «اينك كه سياهي شب شما را پوشانده، آن را مَركبي برگيريد و برويد»، در اين هنگام ابتدا اهل بيت امام و سپس ياران امام هر يك در سخناني حماسي، اعلام وفاداري كردند و بر فدا كردن جان خويش در دفاع از امام تأكيد كردند. حجت الاسلام والمسلمين اويسي با بيان اينكه انتخاب آگاهانه و عاشقانه از ويژگي هاي اصحاب امام حسين(ع) است، افزود: اصحاب حضرت، آن امام همام را عاشقانه انتخاب كردند و گفتند ما اگر ده ها بار كشته شويم و دوباره زنده شويم دست از حمايت شما برنخواهيم داشت. وي اظهار داشت: پس انتخاب عاشقانه امام حسين(ع) و تصميم ياران بر ماندن در كربلا، امام جايگاهشان را در بهشت به آنان نشان داد كه امام سجاد(ع) در اين زمينه مي فرمايند «اصحاب در روز عاشورا با سر و صورت به سمت نيزه و شمشيرها مي رفتند تا به آن درجه اي كه ديده بودند هرچه زودتر برسند. سخنران بعثه مقام معظم رهبري در كربلا خاطرنشان كرد: تمام سعي ياران امام حسين(ع) در روز عاشورا آن بود تا زماني كه آن حضرت زنده هستند آسيبي به ايشان نرسد. وي در ادامه با بيان اينكه تمام شهداي كربلا پس از شهادت امام حسين(ع) سرهايشان از بدنشان جدا شد غير از حر بن يزيد رياحي، گفت: چهار تن از ياران امام حسين(ع) بودند كه سرهايشان در زمان زنده بودن آن حضرت، از تن جدا شده و به سمت ايشان پرتاب شد. حجت الاسلام والمسلمين اويسي در ادامه به جريان شهادت عمربن جناده انصاري اشاره كرد و گفت: عَمرو بن جُناده انصاري از ياران امام حسين(ع) و شهداي كربلا بود كه پس از شهادت پدرش جنادة بن حرث، به امر مادرش، از امام حسين(ع) اذن ميدان گرفت و پس از نبرد با دشمنان، شهيد شد. عمرو بن جناده هنگام شهادت به نقلي ۲۱ سال و بنا به نقلي ديگر يازده، يا نُه سال داشت. او همراه پدر و مادرش، در مكه مكرمه به امام حسين(ع) پيوست و پس از شهادتِ پدرش جناده در روز عاشورا، مادرش «بحريه دختر مسعود خزرجي» او را امر به جهاد كرد و گفت: پسرم برو و حسين(ع) را ياري كن. او نزد امام آمد و اجازه ميدان خواست. حسين(ع) اجازه نداد؛ او بار ديگر سخن خود را تكرار كرد. امام فرمود: اين جوان پدرش شهيد شده و شايد مادرش ميدان رفتن او را خوش نداشته باشد. او گفت: اي فرزند رسول خدا، مادرم مرا امر كرده شما را ياري كنم و خود، لباس جنگ بر تنم پوشانده است. امام اجازه داد و او به ميدان رفت. عمرو در ميدان اين رجز را خواند: اميري‌ حُسَينٌ وَ نِعْمَ الاميرُ | سُرُور فُؤادِ البَشير النّذيرِ عَلِيٌّ وَ فاطِمَةٌ والِداهُ | فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظيرٍ لَهُ طَلْعَةٌ مِثْلُ شَمْسِ الضُّحي | لَهُ غُرَّةٌ مِثْلُ بَدْرِ الْمُنيرِ ترجمه: امير من حسين(ع) است و چه خوب اميري است. او مايه شادي دل پيامبر(ص)، بشارت دهنده و انذار كننده است. پدرش علي(ع) و مادرش فاطمه(س) است. آيا شبيهي براي او سراغ داريد؟ او چهره‌اي همچون خورشيد رخشان و پيشاني‌اي چون ماه دارد. گفته‌اند عمرو با دشمن جنگيد تا به شهادت رسيد، مالك بن نسر بدي سرش را جدا و به سوي لشكرگاه امام حسين پرتاب كرد. مادرش سر او را برداشت و گفت: «آفرين پسرم، ‌اي شادي دلم و‌ اي نور چشمم» سپس سر را به سوي يكي از افراد دشمن پرتاب كرد. پس از آن، عمود خيمه را كشيد و بر آن گروه حمله كرد. امام او را برگرداند و در حقش دعا فرمود.




مطالب مرتبط

نظرات کاربران