|
از مسائلي که در مورد حضرت سيدالشهدا، امام حسين علیه السلام مطرح گرديده، محلّ دفن سرِ مقدس آن بزرگوار است. مورخان پنج جا و مکان را به عنوان مدفن سرِ مطهّر آن حضرت مطرح کردهاند:
ـ کربلاي معلا،
ـ نجف اشرف،
ـ بقيع الغرقد،
ـ شام (درباغ، دارالاماره ـ کاخ خضرا ـ مقبره، باب الفراديس، مسجد دقه،
ـ مصر.
در اين ميان، آنچه که قابل اعتماد است و مشهور ميان علماي شيعه ميباشد، همچنين برخي از عالمان اهل سنت بدان تصريح کردهاند، بازگرداندن سر مطهّر به بدن و دفن در کربلا است.
علامة مجلسي مينويسد: مشهور بين علماي اماميه آن است که: سر، همراه بدن دفن گرديده و علي بن حسين علیهما السلام آن را باز گردانيد است. [1]
پيش از او، سيد محمد بن ابيطالب نوشته است: «روايت کردهاند که سر امام حسين علیه السلام به کربلا بازگردانده شد و با جسد شريف دفن گرديد و اين مطلب مورد قبول طايفة شيعه قرار گرفته است.»[2]
توضيح اين مطلبِ تاريخي، بيان مستندات تاريخي و اقوال عالمان و مورخان در بارة محل دفن سر مطهّر را ميطلبد:
1. کربلاي معلاّ
بسياري از دانشمندان ما تصريح کردهاند که سر مطهر به کربلا باز گردانده شد و اين سخن ميان عالمان شيعه به حد شهرت رسيده است و حتّي برخي ادعاي اجماع دارند و گروهي از دانشمندان اهل سنت نيز بدان تصريح کردهاند. رواياتي هم در اين زمينه وارد شده است؛ از جمله، روايتي است که شيخ صدوق، از فاطمه بنت علي علیه السلام آورده است که علي بن الحسين سر حسين علیه السلام را به کربلا آورد؛ «إِلَي أَنْ خَرَجَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بِالنِّسْوَةِ وَ رَدَّ رَأْسَ الْحُسَيْنِ علیه السلام إِلَي كَرْبَلاَءَ» .[3]
در پرسشي که به سيد مرتضي عرضه شده، آمده است: «آيا آنچه در بارة سر مولاي شهيد، حضرت ابو عبدالله علیه السلام به شام وارد شده، صحيح است؟ وجه آن چيست؟»
ايشان در پاسخ مينويسند: «اين مطلب را تمام راويان و مصنّفان واقعة طف آوردهاند و بر آن اجماع دارند و نوشتهاندکه سر پس از بردن به آنجا باز گردانيده شد و به همراه جسد در طف (کربلا) دفن گرديد.»[4]
شيخ طبرسي مينويسد: «سيد اجل مرتضي در برخي از مسائل خود آورده است: سر حسين بن علي علیهما السلام به بدنش ملحق گرديد و از شام به کربلا باز گردانده شد.» [5]
ابن نما حلّي پس از بيان اقوال در بارة محلّ دفن سر مينويسد: «آنچه قابل اعتماد و تکيه ميباشد آن است که سر به جسد ملحق گرديد و پس از آنکه در بلاد گرداندند، به کربلا آوردند و به همراه جسد دفن کردند.»[6]
سيد ابن طاووس مينويسد: «روايت شده است که سر حسين علیه السلام باز گردانيده شد و در کربلا، کنار جسد شريف دفن گرديد و اين مورد عمل شيعيان است.» [7]
ابو ريحان بيروني (متوفاي 440) مينويسد: «در روز بيستم صفر، سر حسين علیه السلام به بدنش ملحق شد و دفن گرديد.» [8]
قرطبي (متوفاي 671) مينويسد: «اماميه گفتهاند: سر حسين علیه السلام به بدنش ملحق گرديد و چهل روز پس از شهادتش در کربلا دفن گرديد و اين روز نزد ايشان به نام روز «زيارت اربعين» معروف است.»[9]
زکريا بن محمد قزويني (متوفاي 682) مينويسد: «روز اول صفر، عيد بني اميه است. در آن روز سر حسين وارد دمشق گرديد و روز بيستم به بدنش باز گردانيده شد.» [10]
مناوي (متوفاي 1031) مينويسد: «اماميه ميگويند: سر حسين علیه السلام به بدنش باز گردانده شد و چهل روز پس از شهادتش در کربلا دفن گرديد.» [11]
علاّمة مجلسي (متوفاي 1111) در بارة علت استحباب زيارت امام حسين علیه السلام در روز اربعين مينويسد: «مشهور ميان اصحاب آن است که درآن روز بازگشت اهل بيت حسين علیه السلام به کربلا ـ به هنگام بازگشت از شام ـ واقع شد. در آن روز علي بن الحسين سرها را به بدنها ملحق کرد.» [12]
شبراوي مينويسد: «گفتهاندکه سر حسين، چهل روز پس از شهادت، به بدنش ملحق و در کربلا مدفون گرديد.» [13]
شبلنجي (متوفاي 1322) نوشته است: اماميه ميگويند سر به بدن باز گردانده شد و چهل روز پس از شهادتش در کربلا دفن گرديد.» [14]
سپهر نيز در تاريخ التواريخ الحاق سر مقدس به بدن و دفن در کربلا را آورده است. [15]
2. نجف اشرف
علامة مجلسي نوشته است: «اخبار بسياري رسيده است که سرِ امام حسين علیه السلام کنار قبر امير مؤمنان علیه السلام مدفون است.» [16]
گويا سخن ايشان ناظر بر روايات وراده در باب زيارت امير المؤمنين علیه السلام است؛ از آن جمله است روايت کليني که به نقل از يزيد بن عمر بن طلحهگويد: «ابو عبدالله علیه السلام ، در حيره از من پرسيد: آنچه را به تو وعده کردم نميخواهي؟ گفتم: ميخواهم؛ يعني رفتن به قبر امير مؤمنان علیه السلام . گويد: حضرت و پسرش اسماعيل سوار مرکب شدند، من نيز با آن دو سوار شدم تا آنکه از الثويه (محلي نزديک کوفه) گذشتيم. ميان حيره و نجف کنار ذکوات، زمين بايري بود. حضرت فرود آمد، اسماعيل هم فرود آمد و من نيز با آن دو فرود آمدم. او نماز گزارد. اسماعيل نماز گزارد و من هم نماز گزاردم. پس به اسماعيل فرمود: برخيز و بر جدّت حسين سلام کن. گفتم: فدايت شوم! مگر قبر حسين علیه السلام در کربلا نيست؟ فرمود: در کربلاست، اما هنگامي که سرش را به شام بردند، يکي از مواليان ما آن را دزديد و در کنار امير المؤمنين علیه السلام دفن کرد.»[17]
ابان بن تغلب گويد: «با ابا عبدالله علیه السلام همراه بودم، چون از پشت کوفه گذر کرد، فرود آمد و دو رکعت نماز گزارد. کمي پيش رفت و دو رکعت نيز نماز گزارد. پس کمي حرکت کرد و فرود آمد و دو رکعت ديگر نماز گزارد. آن گاه فرمود: اينجا محل قبر اميرمؤمنان علیه السلام است. گفتم: فدايت شوم! آن دو جايي که در آن نماز گزاردي کجا بود؟ فرمود: جايگاه سر حسين علیه السلام و جايگاه فرود آمدن قائم علیه السلام .» [18]
ابن قولويه نقل ميکند: «ابو عبدالله علیه السلام فرمود: چون به «غري» رسيدي دو قبر ميبيني؛ قبري کوچک و قبري بزرگ. اما قبر بزرگ از آنِ اميرمؤمنان و آن قبر کوچک سر حسين بن علي علیهما السلام است.»[19]
شيخ طوسي به نقل از مفضّل بن عمر آورده است: «امام صادق علیه السلام بر برجي مايل در راه غري گذر کرد. آنگاه دو رکعت نماز در کنارش خواند. پرسيدند: اين چه نمازي بود؟ فرمود: اينجا محلّ سر جدّم حسين بن علي علیهما السلام است که آن را در اينجا گذاشتند.» [20]
شيخ عبد الکريم بن طاووس گويد: «محمد بن مشهدي در کتاب مزارش مطلبي آورده که صورت آن چنين است: «محمّد بن خالد طيالسي به نقل از سيف بن عميره گويد: پس از ورود ابوعبدالله علیه السلام ، همراه صفوان بن مهران جمّال و گروهي از اصحابمان به غري رفتيم و امير مؤمنان علیه السلام را زيارت کرديم. چون از زيارت فراغت يافتيم، صفوان صورتش را به سوي حرم اباعبدالله علیه السلام برگرداند و گفت: ما حسين بن علي علیهما السلام را از اين مکان و از کنار سر اميرمؤمنان علیه السلام زيارت ميکنيم. صفوان گويد: و همراه مولايم امام صادق علیه السلام زيارت کردم و او نيز چنين کرد.» [21]
سپس شيخ حرّ عاملي گويد: اين شامل قصد زيارت از دور و شامل قصد زيارت سر حسين علیه السلام ميشود. [22]
به هر صورت، اين جا از مکانهاي مقدّسي است که شايسته است مؤمن عارف اظهار ادب کند و به زيارت مولايش بپردازد و ميبينيم که شيخ حرّ عاملي در کتاب «وسائل الشيعه» بابي را با عنوان «باب استحباب زيارت سر حسين علیه السلام (کنار قبر امير مؤمنان علیه السلام ) و استحباب خواندن دو رکعت نماز براي زيارت هر يک از آن دو» باز ميکند.
3. مدينه (بقيع)
بقيع از مکانهايي است که گفته ميشود سر شريف در آن دفن گرديد.
ابن سعد گويد: «...عمرو بن سعيد فرمان داد سر حسين علیه السلام را کفن کرده، در بقيع و در کنار قبر مادرش دفن کنند.» [23]
ابن نما گويد: «مردم در بارة اما سر شريف اختلاف کردهاند؛ گروهي گفتهاند: عمر و بن سعيد آن را در مدينه دفن کرد»، آنگاه پس از نقل ديگر اقوال، قول دفن در کربلا را اختيار ميکند و ميگويد: «اين قول مورد اعتماد است.» [24]
خوارزمي به نقل از حافظ ابو العلا ميگويد: «يزيد سر حسين علیه السلام را نزد عمرو بن سعيد بن عاص فرستاد که در آن هنگام کارگزارش در مدينه بود. پس عمرو گفت: دوست داشتم که آن را پيش من نميفرستاد. آنگاه فرمان داد که آن را در بقيع، نزد قبر مادرش فاطمه دفن کردند.» [25]
باعوني گويد: «مشهور ميان مورّخان و سيره نويسان اين است که سر حسين علیه السلام را زياد بن ابيه فاسق نزد يزيد بن معاويه برد و يزيد آن را عمروبن سعيد اشدق فرستاد که آن هنگام در مدينه بود. پس آن را مهيا ساخته در نزد قبر مادرش در بقيع دفن کرد.» [26]
در «شذرات الذهب» آمده است: «درست اين است که سر محترم در بقيع، کنار مادرش، فاطمه علیها السلام دفن شد. به اين صورت که يزيد آن را نزد کارگزار خود در مدينه، عمر و بن سعيد اشدق فرستاد و او آن را کفن کرده، دفن نمود.» [27]
شبلنجي نوشته است: «گويند در بقيع کنار قبر مادر و برادرش حسن علیهما السلام دفن گرديد. اين قول ابن بکار، علامه همداني و ديگران است.» [28]
به هر حال اين احتمال ناشي از فرستادن سر شريف به مدينه است؛ چنانکه ابن حجر ميگويد:
«يزيد سرش را به همراه باقيماندة فرزندانش به مدينه فرستاد.» [29]
پاسخ بايد همان باشدکه علامة مجلسي داده است. اما فرستادن سر به مدينه دليل بر دفن در آنجا نيست؛ زيرا ممکن است اين جريان در دوران حضور اهل بيت علیهم السلام در شام رخ داده باشد و سخن يزيد همکه به امام سجاد علیه السلام گفت: چهرة پدرت را هرگز نخواهي ديد [30] بر همين مطلب حمل ميشود. هيچ منعي ندارد که پس از بازگرداندن سر مطهّر از مدينه به شام رأي او عوض شده و آن را به امام سجاد علیه السلام تسليم نمايد.
اما سخن ابن حجر که گفت: «يزيد سر و خانوادة حسين علیه السلام را به مدينه فرستاد، با گذشتن آنها از کربلا و دفن سر در آنجا و سپس رفتن آنان به مدينه منافاتي ندارد.»
4. شام
بلاذري نوشته است: «کلبي گفت: يزيد سر حسين بن علي علیهما السلام را به مدينه فرستاد. پس آن را بر چوبي نصب کردند و سپس به دمشق باز گرداندند و در آنجا در باغي دفن گرديد و به قولي در دارالاماره و به قولي در گورستان مدفون شد. [31] منظور از دارالاماره، قصر الخضرا (کاخ سبز) است که در کنار مسجد اموي و در سوي جنوب آن واقع شده بود.»[32]
و گفته اند: «سر حسين علیه السلام در ديواري در دمشق دفن گرديد؛ ديوار قصر يا ديواري ديگر. گروهي گفتهاند: در قصر گودالي عميق کندند و آن را دفن کردند.» [33]
ابن عساکر به نقل از ريّان مينويسد: «سر در انبارهاي سلاح ماند تا آنکه سليمان بن عبد الملک به حکومت رسيد. او به دنبال آن فرستاد و چون نزد وي آوردند، خشک شده بود و استخواني سفيد باقي مانده بود. سپس آن را درون سبدي نهاد و خوشبو کرد و رويش پارچه انداخت و در قبرستان مسلمانان دفن کرد. چون عمر بن عبدالعزيز به حکومت رسيد، دنبال انباردار ـ انباردار اسلحه خانه ـ فرستاد که سر حسين علیه السلام را نزد من بفرست. او نوشت و سليمان آن را گرفت و درون سبدي نهاد و برآن نماز خواند و دفنش کرد و اين سخن نزد او درست آمد. هنگامي که مسوّده وارد شدند، از جاي سر پرسيدند. پس آن را نبش کردند و برداشتند و خدا ميداند که پس از آن چه کردند. ابن کثير گويد: مسوّده يعني بني عباس.» [34]
خوارزمي حکايت ميکند: «سليمان بن عبدالملک بن مروان، پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در خواب ديد که گويا با او نيکي و مهرباني ميکند. پس حسن بصري را فرا خواند و داستان را برايش گفت و تأويل آن را پرسيد. حسن گفت: شايد دربارة خاندانش کار نيکي کردهاي. سليمان گفت: من سر حسين بن علي علیهما السلام را در گنجينة يزيد بن معاويه پيدا کردم. پس آن را با پنج پارچة ديبا پوشاندم و همراه گروهي از يارانم برآن نماز خواندم و به خاک سپردم. حسن گفت: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم به سبب اين کار از تو خوشنود شده است. پس به حسن بصري نيکي کرد و فرمان داد به او جايزه دادند.» [35]
ابن جوزي گويد: «ابن ابي الدنيا نوشته است که آنان در گنجينة يزيد سر حسين علیه السلام را ديدند و آن را کفن کردند و در دمشق، کنار باب الفراديس دفن کردند.» [36] (باب الفراديس در نزديکي قبر حضرت رقيه علیه السلام است).
وي اين مطلب را در «الرّد علي المتعصّب العنيد» نيز به نقل از ابن ابي الدنيا، از حديث عثمان بن عبد الرحمان، از محمد بن عمربن صالح آورده و سپس خبر را آن طور که در «المنتظم» آمده، نقل کرده و سپس گفته است: «وعثمان و محمّد نزد اهل حديث چيزي نيستند و روايت نخست ـ يعني دفن در بقيع ـ درست است». [37]
ابن نما به نقل از منصور بن جمهور گويد: «سليمان وارد گنجينة يزيد بن معاويه شد، چون آن راگشود، خمي بزرگ و سرخ رنگ در آن ديد. پس به غلامش سليم گفت: اين را نگهدار که گنجي ازگنجهاي بني اميه است. چون آن را باز کرد، سر حسين علیه السلام در آن بود که با رنگ سياه خضاب گشته بود. پس به غلامش گفت: پارچهاي برايم بياور. چون آورد، آن را درونش پيچيد و در دمشق کنار باب الفراديس، کنار برج سوم در سوي مشرق دفن کرد.» [38]
سپس به نقل ديگر اقوال ميپردازد و قولي را که در کربلا دفن شده است ميپذيرد. [39]
سبط ابن جوزي به بيان آنچه که جدّش از ابن ابي الدنيا به عنوان قول سوم در مسأله نقل کرده، ميپردازد. در آن آمده است: «پس آن را کفن کردند و در باب الفراديس، در دار الاماره دفن کردند. واقدي نيز چنين گفته است.» [40]
آنگاه ميگويد: «قول چهارم آن است که: سر، در مسجد رقه، بر ساحل فرات، در شهر مشهور است». اين مطلب را عبدالله بن عمر ورّاق در کتاب المقتل آورده و نوشته است: «چون سر حسين علیه السلام را به حضور يزيد بن معاويه آوردند، گفت: من آن را به جاي سر عثمان نزد آل ابي معيط خواهم فرستاد. آنها در رقه سکونت داشتند. او فرستاد و آنان سر را در يکي از سراهايشان دفن کردند. سپس آن سرا داخل مسجد جامع قرار گرفت. گويد: و اکنون در کنار سدره موجود است و همانند نيل، نه زمستان برآن ميگذرد و نه تابستان.»[41]
ذهبي به نقل از ابو اميّه کلاعي گويد: «از ابو کرب شنيدم که گفت: من در ميان کساني بودم که به وليد بن يزيد در دمشق حمله کردند. سبدي را برداشتم وگفتم: بينيازي من در اين است. آنگاه اسبم را سوار شدم و از دروازة توما بيرون رفتم. چون آن را باز کردم، سري را در آن ديدم که برآن نوشته بود: اين سر حسين بن علي علیهما السلام است. پس با شمشيرم گودالي کندم و آن را دفن کردم.» [42]
ابن کثير نقل ابن ابي الدنيا را از طريق عثمان بن عبدالرحمان، از محمد بن عمر بن صالح نقل کرده، ميگويد: آن دو ضعيفاند. سپس ميافزايد: «گفتم: امروزه محلّ آن به مسجد الرأس در باب الفراديس دوّم مشهور است. آنگاه آنچه را که ابن عساکر از ريّا نقل کرد، بازگو کرده است.» [43]
ابن حوراني گويد: « داخل باب الفراديس، بارگاه حسين علیه السلام است و مسجد الرأس ناميده ميشود و اکنون مشهور است و آن بارگاهي است با جلال و شکوه و براي مخارجش موقوفههايي دارد. مردم براي زيارت، دعا، تبرّک و درخواست حاجت به اين مسجد ميروند و بسيار مورد قبول است.» [44]
در دايرة المعارف آمده است: «و در باب الفراديس بارگاه حسين بن علي است.» [45]
از همة آنچه گفته شد، چنين دانسته ميشود که روايات در بارة دفن سر شريف در شام، بر چند نوع است؛ برخي از آنها از راه ضعيف نقل شده است؛ چنانکه به آن اعتراف کردهاند و برخي را خود راويان نپذيرفتهاند.
اقوال مربوط به مکان سر شريف گوناگون و به شرح زير است:
الف) دمشق در يکي از ديوارهايش،
ب) دار الاماره در دمشق،
ج) گورستان، در دمشق،
د) کاخ سبز در دمشق،
ه ( کنار باب الفراديس در دمشق،
و) در مسجد رقه،
ز) نزديک دروازة توما.
5 . مصر:
ابن نما گويد: «گروهي از مصريان برايم گفتند: آنان «مشهد الرأس» را بارگاه کريم مينامند و مقداري روکش طلا دارد. بسياري از مردم در مراسم به آنجا رفته، زيارتش ميکنند و ميپندارند که در آنجا دفن است.»[46]
سبط ابن جوزي گويد: «دربارة سر حسين علیه السلام چندين قول وجود دارد: ... پنجم اينکه خلفاي فاطمي آن را از باب الفراديس به عسقلان بردند و سپس به قاهره انتقال دادند. او در آنجا است و بارگاهي عظيم دارد که زيارتگاه عدّهاي است.» [47]
ما سخن ابن نما و سبط بن جوزي را در اينکه پذيرفتهاند سر شريف در کربلا دفن شده است، نقل کرديم.
ابن کثير گويد: «طايفة موسوم به فاطميان که بر سرزمين مصر قبل از سال چهارصد تا پس از سال 660 فرمانروايي کردند، ادعا کردند که سر حسين علیه السلام به سرزمين مصر رسيد و آنها آن را در آنجا دفن کردند؛ بعد از سال پانصد بر آن بارگاهي ساختند که امروز در مصر به تاج الحسين علیه السلام مشهور است. اين در حالي است که بسياري پيشوايان اهل علم، تصريح کردهاند که اين اصالت ندارد.» [48] آنگاه ابن کثير به پندار خودش، به ذکر علتش ميپردازد که کينهاش را به خوبي از لابهلاي آن آشکار ساخته است.
شبلنجي گويد: «دربارة سر حسين علیه السلام اختلاف کردهاند که پس از بردنش به شام به کجا رفته و در کجا استقرار يافته است. گروهي بر اين باورند که يزيد فرمان داد آن را در شهرها بگردانند. پس آن را گرداندند تا به عسقلان رسيدند و امير شهر در آنجا دفنش کرد. هنگامي که فرنگيان بر عسقلان چيره شدند، طلائع، وزير نيک فاطميان در ازاي مال فراواني آن را گرفت و چند منزل به پيشوازش رفت و آن را درون کيسهاي از حرير سبز بر تختي آبنوس نهاد. زير آن را با مشک و عنبر فرش کرد و بارگاه معروف حسين علیه السلام در قاهره را در نزديکي خان خليلي بر آن بنا کرد... همان جايي که گروهي از صوفيه از آن به بارگاه قاهري ياد ميکنند.
مناوي در طبقاتش نوشته است: «يکي از افراد اهل کشف و شهود برايم گفت که اطلاع يافته است سر با جسد در کربلا دفن گرديده و بعدها در بارگاه قاهري آشکار شده است! زيرا حکم حالت در برزخ، حکم انساني است که در آبي جاري باشد و پس از آن در مکان ديگري برود. پس چون سر جدا شده است به اين محلّ، موسوم به بارگاه حسيني مصري، آمده است؛ و نوشته که سر با او سخن گفته است.»[49]
در کتاب «خطط مقريزي»، پس از سخن در بارة بارگاه حسين علیه السلام چنين آمده است: «حمل سر شريف از عسقلان به قاهره و رسيدنش به آنجا در روز يک شنبه، هشتم جمادي الآخر سال 548 بود... گفته ميشود که اين سر شريف چون از بارگاه واقع در عسقلان بيرون آورده شد، ديدند که خونش هنوز تازه است و بويي همانند بوي مشک دارد.»[50]
شبراوي مينويسد: «علامه شعراني گفته است: چون سر شريف در بلاد مشرق دفن گرديد و مدّتي بر آن گذشت، وزير طلائع بن رزيک براي آن رشوه پرداخت و با خرج سيهزار دينار آن را به مصر انتقال داد و بارگاه شريف را برآن بنا کرد و او و لشکرش با پاي برهنه به طرف صالحيه در راه شام به استقبال سر شريف رفتند. سپس طلايع آن را درون جامهاي از حرير سبز برتختي آبنوس نهاد و زير آن را با مشک و عنبر فرش کرد و من بارها آن را زيارت کردهام... آنگاه به ذکر خواب شيخ شهاب الدين احمد بن شبلنجي حنفي ميپردازد.»[51]
طلائع بن رزيک، نايب مصر بود. شبراوي بر اين مطلب تصريح کرده و تفصيل وقايعي را که در هنگام انتقال سر، از عسقلان به قاهره، در سال 548 ه . روي داد، ذکر ميکند.[52]
در صورتي که اين موارد درست باشد، به يکي از اصحاب امام حسين علیه السلام که همراه ايشان به شهادت رسيدند، مربوط ميشود؛ هيچ يک از اهل بيت علیهم السلام دربارة دفن سر شريف در مصر چيزي نگفته است و اهل خانه به آنچه در آن ميگذرد آگاهترند.
نتيجه
بنا بر اين، سخن برگزيده، همان قول مشهور ميان علماي شيعة اماميه است که سر شريف به جسد مطهر در کربلا ملحق گرديد.
[1] . بحار الانوار، ج45، ص145
[2] . تسلية المجالس، ج2، ص459
[3] . امالي صدوق، ص 231 ، مجلس 31، ح243 ؛ بحار الانوار، ج45، ص140
[4] . رسائل شريف المرتضي، ج3، ص130
[7] . الملهوف، ج225 ؛ بحار، ج45، ص144
[8] . الآثار الباقيه، ص321
[10] . عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات، ص 45
[11] . فيض القدير، ج1، ص305
[12] . بحار الانوار، ج101، ص334
[15] . الايام الشاميه، ص342
[16] . بحار الانوار، ج45، ص145
[19] . کامل الزيارات، ص35، ح6
[20] . وسائل الشيعه، ج14، ص401، ح19459
[22] . وسائل الشيعه، ج14، ص401، ح19458
[23] . الطبقات (ترجمة الامام حسين علیه السلام )، ص85
[24] . مثير الاحزان، ص106
[25] . جواهر المطالب، ج2، ص299
[26] . مقتل خوارزمي، ج2، ص75
[27] . شذرات الذهب، ج1، ص67
[29] . الصواعق المحرقه، ص294
[31] . انساب الاشراف، ج3، ص419
[32] . عبرات المصطفين، ج2، ص341
[33] . انساب الاشراف، ج3، ص416
[34] . البداية و النهايه، ج8 ، ص 205
[35] . مقتل خوارزمي، ج2، ص75
[37] . الرد علي المتعصب العنيد، ص50
[38] . مثير الأحزان، ص106
[40] . تذکرة الخواص، ص265
[42] . سير اعلام النبلاء، ج3، ص316
[43] . البداية و النهايه، ج8 ، ص205
[44] . الاشارات الي اماکن الزيارات، ص25
[45] . دائرة المعارف، ج8 ، ص2
[47] . تذکرة الخواص، ص 265
[48] . البداية و النهايه، ج8 ، ص205
|