نوشتن اشاره براي مصاحبه كسي كه متخصص حرف زدنهاي قشنگ است هم جرأت ميخواهد و هم جسارت، اما چه ميشود كرد بايد گاهي به قلمها جرأت بدهيم حرفهاي تكراري را بازگو كنند.
او را ميشناسيد از همسفران قبله است. بيشتر وقتي او را ميبينيد كه قنوتهايتان ميخواهند حجم ابرها را جابجا كنند. او ميآيد مقابل آيينهكاري چشمان شما مينشيند و تكثير ميشود به تعداد همه كساني كه با چشمهايشان لبخندها و اشكهايش را دنبال ميكنند. حلاوت كلام او مثل شيريني رطب سحري است و آنگاه كه حرف ميزند آدمها احساس ميكنند سحر ماه رمضان است همان گونه كه ربناي شجريان افطار را به ياد ميآورد. حالا او چند سالي است كه مسافر قبله است و حنجرهاش پلي شده بين چشمهاي باراني مردم و آسمان مه گرفته حجاز. ديدن و شنيدن فرزاد جمشيدي در يك عصر پركار آن هم در اتاق استراحتش در مكه همانگونه خوب است كه از پشت جعبه جادويي. و حرف زدن با او فرصتي است براي رسيدن حرفهاي تازه.
-فرزاد جمشيدي متولد؟
خرداد 49 تهران هستم
-شغل پدر؟
پدرم كارمند دفتر خانه اسناد رسمي است و ما ميراث ادبيمان را مديون او هستيم.
-تحصيلات؟
ديپلم را كه ميدانم دارم… ليسانس حقوق دارم و دكتراي علوم قرآني
-از خودتان چه داريد؟
دوستانم ميگويند فرزاد فقط كتاب دارد و سي دي
-مستأجريد؟
بله
-وسيله نقليه شخصي؟
ندارم.
-كار در صدا و سيما؟
من اول كار نويسندگي ميكردم. بعد از جنگ شروع به بازنويسي خاطرات رزمندهها كردم كه آنها مجموعههايي شدند از آن جمله اين شرح بينهايت، آبي به رنگ خاطره و... همزمان در صفحه جبهه و جنگ روزنامه جمهوري اسلامي قلم ميزدم. بعد آمدم راديو پس از مدتي از راديو به شبكه چهارم تلويزيون آمدم و بعد ادامه ماجرا... الان 15 سال است با راديو و تلويزيون همكاري ميكنم.
-مطالعه؟
مطالعه مثل نفس كشيدن است. اگر بخواهي اجراي خوبي داشته باشي بايد پژوهش و مطالعه جدي داشته باشي. اگر بخواهي ارتباط مناسبي با مخاطب داشته باشي بايد مطالعه كني. مجري اولين سطح تماس با بيننده است و بايد براي اين مهم حرف زيادي براي گفتن داشته باشد.
-چقدر مطالعه براي يك برنامه تلويزيوني؟
هر اجرا مثلاً در شبهاي رمضان حداقل 10 ساعت مطالعه لازم دارد. من از اينجا براي صبح بخير ايران هر روز سفرنامه ميگويم همين ارتباط تلفني 10 دقيقهاي روزانه گاهي تا 4 ساعت از من وقت ميبرد.
-منابع مطالعاتي؟
-يك مجري خوب بايد در تمام زمينهها مطالعه داشته باشد به خصوص در موضوع برنامه اي كه اجرا ميكند. اما من هر چه دارم از دولت قرآن دارم. حتي براي برنامههاي كمارتباط با مسائل مذهبي هم از قرآن كمك ميگيرم.
-رضايت خانواده؟
خيلي اين شغل گرفتاري دارد و همسرم شرايط مرا قبول كرده. من خيلي وقتها از او براي كارهايم ايده ميگيرم. او خيال مرا از بابت مديريت خانه راحت كرده است.
-با خانواده هم مشرف شدهايد؟
فقط دفعة اول با خانمم آمدم ولي تا به حال ديگر نتوانستم با ايشان بيايم.
-شيرينترين خاطرات؟
تمام شيرينيهاي زندگي من در همين شهرها اتفاق ميافتد، هم در عتبات هم در سفر به قبله بهخصوص در ارتباطهايم با ايرانيان خارج از كشور و برخورد با كاروان جانبازان گاهي صحنههايي در اين برخوردها ميبينم كه تصور كردن آنها مشكل است چه رسدن به ديدن آنها و...
-اين سفر چگونه است؟
من هر چه در اين سفر جلوتر ميروم ميفهمم هنوز نتوانستهام خيلي از ويژگيهاي اين سرزمين را بيان كنم. مطالب دم دست ما در اينجا براي ايرانيان خيلي شنيدني است يعني آنها در ايران خيلي دوست دارند بدانند اينجا چگونه است.
-اين سبك نوشتن و گفتن را به كسي مديون هستي؟
من به دو نفر مديونم يكي مرحوم علي حاتمي است و ديگري شهيد مرتضي آويني. من تصويري نوشتنم را مديون اين دو نفر هستم.
-كجا در اين سفرها بيشتر منقلب شدي؟
شايد فكر كنيد من بايد مثلاً در روز عاشورا در كربلا خيلي منقلب شده باشم ولي من هيچ جاي دنيا را غريبتر از محراب مسجد كوفه نديدم. من از اينكه علي عليه السلام در اين چنين جايي به شهادت ميرسد خيلي متأثر شدم. من چندين بار كعبه را در مجذور غربت مسجد كوفه ديدم و چندين بار بينالحرمين را ديدم... و خيلي شكستم.
-كوچه بنيهاشم؟
كوچهاي كه ديگر نيست!
-زيارت؟
-ما به زيارت محضر آمدهايم نه به زيارت مرقد
-سوغاتي؟
آن سوغاتي را ميخرم كه بوي پيامبر داشته باشد. سجاده... چادر نماز...
-سختترين روز زندگي؟
سختي روزها همان لحظههاي اجراي برنامه است اين كار براي من بيشتر از درآمد دلواپسي دارد.
-متنها را حفظ ميكنيد؟
من متنها را حفظ نميكنم. سعي ميكنم با واژهها ارتباط برقرار كنم. مجري بايد دايره واژگاني وسيعي داشته باشد من وقت اجرا مثل الان صحبت ميكنم.
-اجرا تا كي؟
نقطه پاياني براي اين كار متصور نيست ولي ما خودمان به پايان ميرسيم.
-يك توصيه عرفاني كه به شما كردهاند؟
حاج آقاي صديقي يك روز به من گفتند اين حرز امام صادق«ع» است حتماً آن را بگو: «اللهم اجعلي في درعك الحصينه التي تجعل فيها من تريد و التی تجعل فیها من تشاء»
-حرف آخر
من با خيلي از برنامهها كار كردهام اما هيچ برنامهاي براي من روضه رضوان نميشود. اين برنامه بركت مستدام زندگي من است. اين برنامه يك تهيهكننده و كارگردان خوب دارد به نام سيد مسيح موسوي و يك مدير توليد خوب به نام داريوش دليري. اين برنامه حاصل تلاش آنهاست.
-پايانه
كاش فرصتي دست ميداد تا بعضي از جملات و عبارتهاي فرزاد جمشيدي را برايتان مينوشتم اما خوشتر آن است كه حرفهاي قشنگ او را از پنجرة حنجرة خود او بشنويم.
خامه يار - حجتي