صفحه اصلي | درباره ما | نقشه پايـگاه | تـماس با مـا
    Turkish | English  |  Indonesian  |  Français  |  Azəri  |  عربي  |  اردو


جرعه‌ نوشان‌ خم‌ غدير  

[1386/10/08 - 10:40 ]

گفتگوي‌ با چند تن‌ از بانوان‌ مسيحي‌ مشرف‌ شده‌ به‌ اسلام‌؛ «زينب لانتسل‌»، «اودوليا مونيس‌» و «آتانوس‌ رنالان‌» ترتيب‌ داده‌ شده‌ است‌ و از ديدگاه آنان جاذبه هاي شيعه را مرور مي كنيم. ...


اشاره‌:
 جاذبه‌هاي‌ دروني‌ و بيروني‌ مذهب‌ شيعه‌ در نگاه‌ زنان‌ متدين‌ ساير اديان‌ بسيارند. متون‌ ديني‌ متقن‌ ‌ ، شريعت‌ مستغني‌ و وجود الگوهاي‌ تربيتي‌ متعالي‌ از مهمترين‌ جاذبه‌هاي‌ مذهب‌ تشيع‌ به‌ شمار مي‌آيند. در گفتگوي‌ صميمانه‌اي‌ كه‌ با چند تن‌ از بانوان‌ مسيحي‌ مشرف‌ شده‌ به‌ اسلام‌؛ «زينب لانتسل‌»، «اودوليا مونيس‌» و «آتانوس‌ رنالان‌» ترتيب‌ داده‌ شده‌ است‌ بر اين‌ گونه‌ نقاط‌ مثبت‌ در مذهب‌ تشيع‌ تأكيد گرديده‌ است‌.

خانم‌ زينب‌ لانتسل‌ اهل‌ اتريش‌

جانبازان‌ شيعه
     يكي‌ از اين‌ جاذبه‌ها، كه‌ در خاطرات‌ دوران‌ كودكي‌ من‌ نيز ريشه‌ دارد، حضور با بركت‌ جانبازان‌ شيعه‌اي‌ بود كه‌ براي‌ معالجه‌ به‌ اتريش‌ مي‌آمدند و بنا به‌ مناسبت‌هايي‌، ما مي‌توانستيم‌ در ارتباط‌ نزديك‌ با آنان‌ قرار بگيريم‌ و جاذبه‌هاي‌ روحي‌ و رفتاري‌ ايشان‌ را درك‌ نماييم‌. بعضي‌ از جانبازان‌ در طول‌ جنگ‌، با وجود اينكه‌ خيلي‌هايشان‌ نه‌ دست‌ داشتند و نه‌ پا و صورت‌هايشان‌ به‌ خاطر گازهاي‌ شيميايي‌ غيرقابل‌ تشخيص‌ بود، ولي‌ از روحية‌ بسيار شادي‌ برخوردار بودند و با ما بچه‌ها شوخي‌ مي‌كردند. رفتار آنها به‌ گونه‌اي‌ بود كه‌ تأثير عميقي‌ بر ما مي‌گذاشت‌. به‌ طور كلي‌، هميشه‌ ابعاد عاطفي‌ و مهرآميز يك‌ دين‌ يا آيين‌ جاذبه‌ زيادي‌ براي‌ معطوف‌ نمودن‌ دل‌ها به‌ سوي‌ خود دارا هستند. حال‌ اگر اين‌ عواطف‌ در رفتار و شخصيت‌ پيروان‌ يك‌ آيين‌ مجسم‌ شوند، مي‌توانند بهترين‌ زمينه‌ را براي‌ جذب‌ افراد به‌ سوي‌ آن‌ آيين‌ فراهم‌ نمايند.

شريعت‌ محكم‌
     اما نكته‌ ديگري‌ كه‌ در آيين‌ تشيع‌ براي‌ شخص‌ من‌ جالب‌ بود، وجود «شريعت‌» محكم‌ در اين‌ آيين‌ است‌. مراد من‌ از شريعت‌ همان‌ دستورالعمل‌هاي‌ ظاهري‌ اين‌ مذهب‌ است‌ كه‌ براي‌ همه‌ عرصه‌هاي‌ عمل‌ مكلفان‌، احكامي‌ را پيش‌ بيني‌ كرده‌ است‌. به‌ نظر من‌، يكي‌ از دلايلي‌ كه‌ موجب‌ شده‌ است‌ دين‌ مسيحيت‌ براي‌ مردم‌ و جوانان‌ جذابيت‌هاي‌ خود را از دست‌ بدهد، اين‌ است‌ كه‌ از ستون‌ فقرات‌ محكمي‌ برخوردار نيست‌؛ زيرا احكام‌ آن‌ چارچوب‌ خاصي‌ ندارند و هر كسي‌ مطالب‌ آن‌ را به‌ گونه‌اي‌ تفسير مي‌كند. براي‌ مثال‌، از روزه‌اي‌ كه‌ در مسيحيت‌ وجود دارد، تعريف‌هاي‌ مختلفي‌ در دست‌ است‌: بعضي‌ آن‌ را به‌ صورتي‌ سخت‌تر از روزه‌هاي‌ اسلام‌ مطرح‌ مي‌كنند و بعضي‌ مي‌گويند: براي‌ تحقق‌ روزه‌ فقط‌ نبايد گوشت‌ خورد يا فقط‌ نبايد شيريني‌ خورد و امثال‌ اين‌ مطالب‌. نماز هم‌ در مسيحيت‌ اختياري‌ است‌ و مراسم‌ روز يكشنبه‌ هم‌ اجباري‌ نيست‌.
     به‌ نظر من‌، وقتي‌ انسان‌ مي‌خواهد به‌ هدف‌ والايي‌ برسد، بايد تلاش‌ بيشتري‌ بكند و دستورالعمل‌هاي‌ بيشتري‌ انجام‌ دهد. همان‌ گونه‌ كه‌ يك‌ ورزشكار براي‌ كسب‌ مدال‌ تلاش‌ مي‌كند و حاضر است‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ پيروزي‌، هر دستوري‌ را انجام‌ دهد. در هر حال‌، براي‌ رسيدن‌ به‌ معنويت‌، انجام‌ حداقلي‌ از امور لازم‌ است‌ تا نتيجه‌ حاصل‌ شود، اين‌ حداقل‌ فرايض‌، ستون‌ فقرات‌ دين‌ است‌ كه‌ دين‌ بدون‌ آنها كم‌ كم‌ فرو مي‌پاشد، و مسيحيت‌ در غرب‌ هم‌ اكنون‌ دچار چنين‌ سرنوشتي‌ شده‌ است‌. ديني‌ را كه‌ اناجيل‌ و متون‌ مقدس‌ كنوني‌ مسيحيت‌ ارائه‌ مي‌دهند بيشتر مطالبي‌ نظري‌ هستند و در دين‌ مسيحيت‌، دستورالعمل‌هاي‌ جزئي‌ و دقيق‌ براي‌ چگونه‌ زيستن‌ وجود ندارند. يك‌ مسيحي‌ مؤمن‌ اگر بخواهد به‌ جاي‌ «دير» و «كليسا» در اجتماع‌ و خانواده‌ زندگي‌ كند با مشكلات‌ خاصي‌ روبه‌ روست‌، زيرا نگاه‌ اين‌ دين‌ به‌ اصل‌ زندگي‌ متأهلي‌ و روابط‌ زناشويي‌ مثبت‌ نيست‌ و تأكيد مسيحيت‌ بيشتر بر تجرد و انزواست‌. اگر يك‌ مسيحي‌ بخواهد براي‌ درس‌ خواندن‌ و تحصيل‌ مسافرت‌ كند و يا در مقام‌ تربيت‌ فرزند واقع‌ شود و يا در ساير عرصه‌هاي‌ عملي‌ زندگي‌ قرار گيرد، در آموزه‌ها و گزاره‌هاي‌ درون‌ ديني‌ متون‌ مقدس‌ مسيحيت‌، نمي‌تواند احكام‌ عملي‌ خاصي‌ راجع‌ به‌ دقايق‌ اين‌ امور به‌ دست‌ آورد.
 براي‌ مثال‌، حتي‌ براي‌ نحوه‌ انديشيدن‌، كه‌ اكنون‌ به‌ عنوان‌ «تكنولوژي‌ فكر» مطرح‌ است‌ و تازه‌ علمي‌ بودن‌ آن‌ به‌ تازگي‌ در علم‌ «روان‌شناسي‌» كشف‌ شده‌، دستورالعمل‌هاي‌ ويژه‌ و مدوّني‌ در شريعت‌ مستغني‌ تشيع‌ وجود دارد. شايد بتوان‌ ادعا كرد كه‌ اين‌ نكته‌ از ويژگي‌هاي‌ منحصر به‌ فرد تشيع‌ است‌ و حتي‌ ساير مذاهبِ درون‌ ديني‌ اسلام‌ به‌ خاطر اكتفا نمودن‌ به‌ سنت‌ پيامبر(ص‌) و محروميت‌ از سنت‌ معصومان‌(ع‌) واجد چنين‌ شريعت‌ غني‌ و گسترده‌اي‌ نيستند.

حضور در زندگي‌
     ما در اتريش‌ وقتي‌ مي‌خواستيم‌ به‌ شريعت‌ اسلام‌ عمل‌ كنيم‌، حضور دين‌ را در جنبه‌هاي‌ گوناگون‌ زندگي‌ به‌ خوبي‌ احساس‌ مي‌كرديم‌ و به‌ دليل‌ اينكه‌ در اسلام‌ ـ مثلاً ـ از شركت‌ در جلساتي‌ كه‌ شراب‌ خورده‌ مي‌شود و خوردن‌ گوشت‌ خوك‌ و غذاهاي‌ غيرحلال‌ منع‌ شده‌ است‌، رفت‌ و آمدهايمان‌ با دوستان‌ و اقوام‌ غيرمسلمان‌ محدود مي‌شدند و رفتار ما از طرف‌ آنها شديداً مورد انتقاد قرار مي‌گرفت‌. با اين‌ وجود، من‌ حُسن‌ و فايده‌ تك‌ تك‌ اين‌ احكام‌ را با وجود خودم‌ لمس‌ كردم‌. قابل‌ ذكر است‌ كه‌ مصرف‌ بي‌رويه‌ شراب‌ و گوشت‌ خوك‌ جزو مشكلات‌ بزرگ‌ جوامع‌ غرب‌ به‌ حساب‌ مي‌آيد و براي‌ عوارض‌ آن‌، مثل‌ الكُليسم‌ (اعتياد به‌ شراب‌)، سرطان‌ و تصادف‌هاي‌ ناگوار تا به‌ حال‌ راه‌ حلي‌ جز ترك‌ مطلق‌ ارائه‌ نشده‌ است‌.
     در غرب‌، عمل‌ كردن‌ به‌ شريعتي‌ كه‌ در جاي‌ جاي‌ زندگي‌ روزمره‌ حضور دارد دشوار است‌، ولي‌ در اين‌ دشواري‌ها، حضور خداوند تجربه‌ مي‌شود و حسن‌ تقرب‌ و ارتباط‌ و محبت‌ به‌ او در عمل‌ ظاهر مي‌گردد. در شريعت‌ مقدس‌ علوي‌ و محمدي‌(ص‌) حركت‌ به‌ سوي‌ كمال‌ و معنويت‌ با به‌ جاي‌ آوردن‌ احكام‌ شرع‌ و عبوديت‌ آغاز مي‌شود و عمل‌ به‌ شريعت‌ نقطة‌ آغاز سير و سلوك‌ عارفانه‌ است‌. در مذهب‌ تشيع‌، اركان‌ مسلماني‌، محبت‌ و معرفت‌ به‌ خدا و پيامبر و فاطمه‌ زهرا و دوازده‌ معصوم‌(ع‌) از راه‌ اجراي‌ اعمال‌ شرع‌ تعريف‌ مي‌شود و انسان‌ بدون‌ به‌ جاي‌ آوردن‌ فرايض‌ و مستحبات‌ فقه‌ شيعي‌ نمي‌تواند در وادي‌ محبت‌ و اعتقاد و ايمان‌ و عرفان‌، ثابت‌ قدم‌ بماند.

خانم‌ نرگس‌ شهرابي‌ (اودوليامونيس‌) اهل‌ آمريكا

تبليغات‌ درست‌ نبود
    ارتباطي‌ كه‌ با شيعيان‌ مقيم‌ آمريكا داشتم‌ و بعد از آن‌، مسافرت‌ به‌ ايران‌ و ارتباط‌ نزديك‌ با شيعيان‌ ايران‌ سبب‌ آشنايي‌ من‌ با اسلام‌ و مذهب‌ تشيع‌ شد. من‌ با تحقيقاتي‌ كه‌ درباره‌ اسلام‌ كردم‌ و آن‌ را با مسيحيت‌ مقايسه‌ نمودم‌، به‌ اين‌ مطلب‌ پي‌ بردم‌ كه‌ در اين‌ مذهب‌، نقاط‌ قابل‌ توجهي‌ وجود دارند. من‌ چون‌ مي‌دانستم‌ كه‌ خداوند همه‌ جا هست‌ به‌ اميد او به‌ ايران‌ آمدم‌. در رسانه‌هاي‌ غربي‌ و دستگاه‌هاي‌ تبليغاتي‌ غرب‌، درباره‌ اسلام‌ و تشيع‌، تبليغات‌ سوء فراواني‌ صورت‌ مي‌پذيرد و چهرة‌ بسيار زشتي‌ از اسلام‌ و مسلمانان‌ ارائه‌ مي‌شود. ولي‌ وقتي‌ كه‌ از نزديك‌ با ايشان‌ آشنا شدم‌، به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدم‌ كه‌ آن‌ تبليغات‌ درست‌ نبوده‌ است.
كعبه‌ در دل‌
     من‌ در آن‌ زمان‌ كه‌ مسيحي‌ بودم‌ با خود مي‌انديشيدم‌ كه‌ كليسا در درون‌ من‌ است‌ و هم‌ اكنون‌ مي‌پندارم‌ كه‌ بايد كعبه‌ در دل‌ من‌ باشد. يكي‌ ديگر از جاذبه‌هاي‌ دين‌ اسلام‌ اين‌ است‌ كه‌ پايه‌ محبت‌ كردن‌ مردم‌ به‌ يكديگر در اين‌ دين‌ وجود دارد. البته‌ ممكن‌ است‌ مسلمانان‌ در عمل‌ به‌ دين‌ خود، كوتاهي‌ كنند و آن‌ گونه‌ كه‌ اسلام‌ توصيه‌ كرده‌ است‌، در مقام‌ تحمل‌ و صبر و گذشت‌ نباشند.
جايگاه‌ زن
     شايد مهمترين‌ نكته‌ اسلام‌ براي‌ من‌، توجه‌ فراوان‌ اين‌ دين‌ به‌ جايگاه‌ زن‌ بوده‌ است‌. حقوق‌ و تكاليفي‌ كه‌ در اسلام‌ براي‌ زن‌ در نظر گرفته‌ شده و جايگاه‌ او را تعيين‌ مي‌نمايند، بسيار مهم‌ و ارزشمندند. در اسلام‌، زن‌ به‌ عنوان‌ يك‌ مادر و يا به‌ عنوان‌ يك‌ دختر يا به‌ عنوان‌ همسر، قابل‌ تجليل‌ و تكريم‌ است‌. اين‌ مطالب‌ خيلي‌ برايم‌ جالب‌ توجه‌ بوده‌اند. به‌ جاي‌ آوردن‌ اعمال‌ و مراسم‌ ديني‌ براي‌ شخص‌ من‌ آسان‌ است‌ زيرا من‌ شاهد ساعت‌هاي‌ متوالي‌ دعا و عبادت‌ مادرم‌ بودم‌ كه‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ و به‌ مدت‌ طولاني‌ نيايش‌ مي‌كرد.

 گفتگو با خانم‌ زهرا زرنوش‌ (آتانوس‌ رنالان‌)
راستي‌ و صداقت‌
     شايد بيش‌ از هر چيزي‌، شكنجه‌ها و رنج‌هايي‌ كه‌ شخصيت‌هاي‌ محبوب‌ شيعه‌ در راه‌ گسترش‌ تشيع‌ متحمل‌ شده‌اند، مرا تحت‌ تأثير قرار داده‌ باشد. وقتي‌ با جلوه‌هاي‌ رفتاري‌ و نوع‌ برخوردها و معاشرت‌ معصومان‌(ع‌) آشنا مي‌شدم‌، يك‌ حس‌ دروني‌ مرا به‌ ايشان‌ مجذوب‌ مي‌كرد. همسرم‌ به‌ فاطمه‌ زهرا(س‌) بسيار علاقمند بود تا آنجا كه‌ مي‌گفت‌: من‌ با خود عهد كرده‌ بودم‌ كه‌ نام‌ همسر آينده‌ام‌ «فاطمه‌» يا «زهرا» باشد و اين‌ علاقه‌ نيز سبب‌ شد كه‌ مقدرات‌ به‌ سمت‌ و سويي‌ پيش‌ رود كه‌ نام‌ مستعار من‌ نيز زهرا باشد. وجود حضرت‌ فاطمه‌(س‌) نيز به‌ صورت‌ اسرارآميزي‌ مرا مجذوب‌ خود نمود و ايشان‌ از جهات‌ گوناگوني‌ مي‌توانست‌ الگوي‌ كامل‌ و همه‌ جانبه‌اي‌ باشد. من‌ با حس‌ دروني‌ خود، مقام‌ ايشان‌ را بسيار بلند و بلندمرتبه‌ حس‌ مي‌كنم‌. يكي‌ از اسامي‌ حضرت‌ فاطمه‌(س‌) «صديقه‌» است‌ و چون‌ من‌ قبل‌ از تشرف‌ به‌ تشيع‌ نيز به‌ صداقت‌ خيلي‌ اهميت‌ مي‌دادم‌، راستي‌ و صداقت‌ وجود ايشان‌ خيلي‌ براي‌ من‌ دوست‌ داشتني‌ بود.

 دستورهاي‌ جزئي‌ و دقيق‌
     در آيين‌ تشيع‌، در هر مسئلة‌ جزئي‌ كه‌ وارد مي‌شدم‌ درمي‌يافتم‌ كه‌ احكام‌ فراواني‌ تكليف‌ آن‌ مسئله‌ را روشن‌ كرده‌اند، حتي‌ دربارة‌ امور معمولي‌ همچون‌ راه‌ رفتن‌ و خوابيدن‌، احكام‌ فراواني‌ در مذهب‌ تشيع‌ وجود دارند. يك‌ شيعه‌ حتي‌ در وقت‌ خواب‌ مي‌داند كه‌ بهتر است‌ چگونه‌ بخوابد، بهتر است‌ به‌ كدام‌ جهت‌ قرار گيرد، بهتر است‌ چه‌ ذكري‌ را بر لب‌ جاري‌ كند و بهتر است‌ در چه‌ ساعتي‌ بخوابد و در چه‌ وقتي‌ بيدار شود. وجود اين‌ دستورالعمل‌هاي‌ فراوان‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ انسان‌ ديندار قانع‌ شود و در هيچ‌ موردي‌ به‌ بن‌ بست‌ نرسد. ولي‌ در مسيحيت‌، هيچ‌ كدام‌ از اين‌ مطالب‌ وجود ندارند. در مسيحيت‌، دستورهاي‌ جزئي‌ و دقيق‌ بسيار نادرند.

عبادت‌ دسته‌ جمعي‌
    نكته‌ بسيار مهم‌ ديگري‌ كه‌ در مقام‌ مقايسه‌، سبب‌ مي‌شود نمود دستورات‌ مذهب‌ تشيع‌ برايم‌ جالب‌ توجه‌تر باشند، اين‌ است‌ كه‌ در اين‌ مذهب‌، در عين‌ حال‌ كه‌ بر انجام‌ عبادت‌ها و ارتباط‌ با خدا تأكيد شده‌ است‌، تأكيد زيادي‌ هم‌ بر اين‌ معنا صورت‌ گرفته‌ كه‌ اين‌ عبادات‌ جمعي‌ برگزار شوند؛ يعني‌ يك‌ شيعه‌ با توجه‌ به‌ دستورات‌ آيين‌ خود، مي‌آموزد كه‌ ارتباط‌ با خدا در عين‌ ارتباط‌ با خلق‌ خدا امر ممكن‌ و مطلوبي‌ است‌. در مسيحيت‌، امور عبادي‌، مثل‌ نماز و روزه‌ بيشتر جنبه‌ فردي‌ دارند. در آيين‌ مسيحيت‌، يكي‌ از تفاسير اين‌ است‌ كه‌ بايد در سال‌، 50 روز را روزه‌ گرفت‌ ولي‌ اين‌ روزه‌ وقت‌ مشخصي‌ ندارد و هر كس‌ هر وقت‌ بخواهد مي‌تواند روزه‌ بگيرد. ولي‌ در اسلام‌، اين‌ وقت‌ مشخص‌ است‌ و از اين‌ نظر، در يك‌ ماه‌ همه‌ با هم‌ روزه‌ مي‌گيرند. اين‌ عبادت‌ دسته‌ جمعي‌ صفاي‌ بيشتري‌ دارد و انسان‌ را بيشتر به‌ خدا نزديك‌ مي‌كند. نماز جماعت‌هايي‌ كه‌ هر روز شيعيان‌ در سه‌ وعده‌ برگزار مي‌كنند، جلوه‌هايي‌ جذاب‌ و دوست‌ داشتني‌ دارند كه‌ در هيچ‌ مذهب‌ و آيين‌ ديگري‌ وجود ندارند.

خاطرة‌ سفر به ‌عمره
     مهمترين‌ خاطره‌اي‌ را كه‌ در اين‌ رابطه‌ دارم‌ خاطرة‌ سفر به‌ عمره‌ است‌. من‌ با همسرم‌ رابطه‌ بسيار خوبي‌ داريم‌ و بسيار به‌ هم‌ نزديك‌ هستيم‌ و هيچ‌ مسافرتي‌ (حتي‌ كوتاه‌ مدت‌) بدون‌ هم‌ نرفته‌ايم‌ تا اينكه‌ در يك‌ قرعه‌ كشي‌، تشرف‌ به‌  عمره‌ به‌ نام‌ همسرم‌ افتاد، ولي‌ ايشان‌ همت‌ كرد و با بيان‌ سابقه‌ من‌ براي‌ مسئولان‌ اجازة‌ مرا نيز گرفت‌ و توفيق‌ يافتيم‌ كه‌ با هم‌ به‌ حج‌ مشرف‌ شويم‌. من‌ هنگام‌ شنيدن‌ بعضي‌ از مسائل‌ عاطفي‌ كمتر رقت‌ مي‌كردم‌ و اشك‌ مي‌ريختم‌، ولي‌ نمي‌دانم‌ لحظه‌اي‌ كه‌ در مقابل‌ قبر پيامبر(ص‌) قرار گرفتم‌، چه‌ اتفاقي‌ افتاد و در روح‌ من‌ چه‌ تحولي‌ پديد آمد كه‌ بسيار منقلب‌ شدم‌. من‌ نمي‌توانم‌ اين‌ واقعه‌ را شرح‌ دهم‌؛ چون‌ آن‌ حالي‌ كه‌ بر قلب‌ من‌ گذشت‌، نوعي‌ حس‌ دروني‌ بود! نمي‌دانم‌ از آن‌ حالت‌ چه‌ تعبيري‌ داشته‌ باشم‌. (1)

 پي‌نوشت‌:
- برگرفته‌ از فصلنامه‌ تخصصي‌ بانوان‌ شيعه‌، سال‌ دوم‌، شماره‌ 3 .

 1. اين‌ بانوي‌ مسلمان‌ شده‌ با يادآوري‌ اين‌ خاطره‌ در حين‌ گفت‌ و گو، اشك‌ مي‌ريخت‌.









salam bar rasole khuda va emamane azize shieh

نظرات و پيشنهادها
 
 آدرس پست الكترونيكي    
  نظر  
   
   

<%----%>