صفحه اصلي | درباره ما | نقشه پايـگاه | تـماس با مـا
    Turkish | English  |  Indonesian  |  Français  |  Azəri  |  عربي  |  اردو


عشق به ائمه اطهار در نزد ايرانيان مثال زدني است  

[1388/12/12 - 08:17 ]

درگذر از بين الحرمين متوجه پير مردي شدم كه زن فرتوتي را كه بر ويلچر سوار بود حمل مي كرد و نكته اي كه مرا به خود واداشت حضور و همرامي جواني با اين دو بود..... با پير مرد در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زنده بود و به بارگاه ملكوتي حضرت ابوالفضل (ع) مي نگريست همكلام شدم . ...


شايد اگر بخواهيم در مورد نكته اي سخن بگوييم كه تمامي ايرانيان در مورد آن به صورت واحد مي انديشند و عشقشان نسبت به آن زائد الوصف باشد، عشق به ائمه اطهار (علیهم السلام ) است .

عشق به ائمه پيرو جوان  نمي شناسد و در نزد ايرانيان علاقه به امامان جايگاه ويژه اي دارد كه از آن جمله مي توان به شركت در عزادريهاي اباعبدالله الحسين در دهه محرم اشاره كرد .

با در نظر گرفتن ارادت جوانان به اباعبدالله اما نوع اردات كهنسالان به امام شهيدان به گونه ديگري است .

در كربلا گاه با پير مرد و پير زنهايي مواجه مي شوي كه با توجه به توانايي و بضاعت كم مالي خود را به كربلا  رسانده اند و زمان حضور را در حال و هوايي خاص به سر مي برند .

درگذر از بين الحرمين متوجه پير مردي شدم كه زن فرتوتي را كه بر ويلچر سوار بود حمل مي كرد و نكته اي كه مرا به خود واداشت حضور و همرامي جواني با اين دو بود.

ناخود آگاه براي كمك به سمت آنان رفتم و با اشاره به جوان به او گوشزد كردم كه به همراهانت كمك كن .

جوان نيز در پاسخ اشاره اي به پير مرد كرد و گفت : اين دو پدر بزرگ و مادر بزرگ من هستند و من را براي كمك به همراه خود به كربلا آورده اند اما در بين الحرمين و حرمين شريفين پدر بزرگم اجازه كمك به من نمي دهد و خود به تنهايي امور مربوط به مادر بزرگم را انجام مي دهد.

با پير مرد در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زنده بود و به بارگاه ملكوتي حضرت ابوالفضل (ع) مي نگريست همكلام شدم .

پير مرد كه خود را "عزيز مددي "‌معرفي مي كرد ، در پاسخ به سووال من كه چرا اجازه كمك كردن به نوه ات را نمي دهي در حالي كه خود به سختي ويلچر را حمل مي كني ،گفت :‌ من و اين پير زن عمري به دنيا نداريم ، دوست دارم در اين لحظات آخر عمر نذري را كه كرده را ادا كنم .

از او نذر همسرش را جويا مي شوم كه در پاسخ مي گويد : ‌چند سال پيش همسرم نذر كرده بود كه دست در دست هم بين الحرمين را طي كنيم ولي به دلايل مشكلات مالي موفق به سفربه كربلا نشديم .

مددي در ادامه گفت : حال كه ديگر چند صباحي از عمر ما نمانده و مي دانستم كه نبايد مديونش شوم تكه زميني را كه در روستا داشتم فروختم و به اين سفر آمديم .

اين پير مرد اقليدي (از توابع استان فارس ) در حالي كه اشكش از گونه هايش سرازير شده بود گفت: حال كه پاي رفتن ندارد با شرمندگي ويلچرش را حمل مي كنم تا شايد از من راضي باشد .

در حالي كه اشك های اين زوج پير هر گونه هايشان را خيس كرده بود آنها را به حال خود واگذاشتم و چون فيش نهار خوري حرم امام حسين (ع) را داشتم براي صرف ناهار به سمت رستوران حرم رفتم .

در راه رستوران زن جواني كه متوجه رفتنم به سمت رستوران شده بود مرا صدا كرد و سووال كرد كه فيش غذاي حرم را دارم .

در جواب با توجه به اينكه فيش را به سختي بدست آورده بودم به او تعارف كرده و فيش را به سويش دراز كردم اما با رد تعارفم گفت :‌ آخرين روزي است كه در كربلا است و صبح روز بعد هم كربلارا ترك مي كند .

من با توجه به شرايطش و مدت اقامتم در كربلا از او خواهش كردم كه فيش را از من قبول كند و خطاب به او گفتم : من تا چند روز آينده هستم و انشاء الله مجددا فيش تهيه خواهم كرد حال با توجه به شرايط شما خواهش مي كنم فيش را از من قبول كنيد .

اين بانوي ايراني در حالي كه بي اختيار اشكانش از گونه هايش  سرازير شد ، گفت : من انسان گناه كاري هستم و حتما امام حسين (ع) در من لياقت دعوت بر سر سفره اش را نديده است در نتيجه فيش شما را نمي پذيرم .

وي افزود :‌تنها خواهش من اين است كه پس از خوردن ناهار مقداري از نمك يا تكه از ناني را كه نمي خوريد برايم بياوريد .

با توجه به عدم قبول اصرارهايم براي پذيرش فيش غذا به سمت سالن غذا خوري رفتم اما در تمام لحظه ها به فكر حرف هاي اين زن ايراني بودم بعد از صرف غذا ناني را كه همراه با غذا بود و يك بطري از آب را برايش بيرون آوردم .

پس ازخروج از رستوران به دنبالش گشتم و بعد متوجه شدم به روي زمين نشسته و در حال راز و نياز است .

پس از گرفتن نان و آب بغض گلويش تركيد و گفت كه جواني 15 ساله مريض دارد و براي شفايش به كربلا آمده است .

اين بانوي ايراني افزود :‌ دكتر ها جوابش كرده اند ديگر دستم به جايي نمي رسيد تنها جايي را كه مي دانستم از آن دست پر برخواهم گشت حرم امام حسين (ع) و برادرش عباس (ع) است .

وي بيماري فرزندش را تومار مغزي اعلام كرد و گفت : پيش خودم گفتم شايد اگر يك تكه از نان حرم امام حسين (ع) را به او بدهم و يا جرعه اي از آب حرم را در دهانش بريزم شفايي حاصل شود در نتيجه به صورت آزاد و با مشكلات فراوان خود را به كربلا رساندم .

اين زن ايراني كه شب را تا صبح در حرم امام حسين (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) گذرانده بود گفت : شب گذشته تا صبح بیدار بودم و از خدا خواستم به حق این دو بزرگوار جوان من را كه تنها اميدم است شفا دهند .

لازم به ذكراست كه تشرف به عتبات و عاليات به صورت آزاد نه تنها مشكلات فراواني را در پي دارد بلكه در صورت برزو مشكل زائر تحت حمايت هيچ سازماني قرار نخواهد گرفت .

در راه بازگشت به هتل از سمت  درب خيابان سدره كه محل توزيع غبار امام حسين است صف طولاني زائران ايراني كه براي گرفتن غبار ايستاده بودند، جالب بود.

از يكي از زائراني كه در صف ايستاده بود پرسيدم كه غبار را به چه  منظوري مي خواهي كه در پاسخ گفت :‌اين غبار شفا است و براي هر موردي استفاده مي شود .

در حالي كه به سمت هتل محل سكونتم مي رفتم در معني اين بيت فرو رفتم كه:

 اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست .

 

عناوین مرتبط:

حكايتي جالب از خاك بهشتي

فیلم: کرب و بلا (1)  

فیلم: کربلا دشت خون و قیام (2)

فیلم: کودکان خردسال ، سند مظلومیت حسین (ع)

کتاب شناسی عتبات عاليات عراق‏  

غباری برای زدودن آلودگی از دلهای عاشق

سلام بر خون‌ يزدان‌ / گزارش تصویری از حرم حضرت ابا عبد الله الحسین (ع)

رونمایی ضریح جدید قتلگاه امام حسین (ع) + گزارش تصویری

عشق زائران آذربایجانی به عتبات عالیات وصف ناشدنی است  

مردي كه در كربلا دو بار سلامش مي‌دهيم 

مشهورترین مقتل تاریخ  

ثواب گريه بر مصيبت امام حسين(ع) و لعن بر قاتلين او  

مراسم جاروب زنی حرم حضرت ابالفضل ع توسط اعضای بعثه مقام معظم رهبری در کربلا  







نظرات و پيشنهادها
 
 آدرس پست الكترونيكي    
  نظر  
   
   

<%----%>