میلاد امام موسی کاظم(ع) «زَیْنُ المُجتَهدین»

امام موسی الکاظم (ع) باب گشوده خدا بر حوائج مردمان و رشته پیوند زمین و آسمان است. بردن نام این بزرگوار کلید گشایش گره‏‌های فرو بسته و یادش، مایه آرامش دل‏‌های شکسته است.

اللّـهُمَّ صَلِّ عَلَى الاْمینِ الْمُؤْتَمَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَر، اَلْبَرِّ الْوَفِىِّ، اَلطّاهِر الزَّکِىِّ، اَلنُّورِ الْمُبینِ المُنیر، اَلْمُجْتَهِدِ الْمُحْتَسِبِ اَلصّابِرِ عَلَى الاَْذى فیکَ،َ اللّـهُمَّ وَکَما بَلَّغَ عَنْ ابآئِهِ مَا اسْتُودِعَ مِنْ اَمْرِکَ وَنَهْیِکَ، وَحَمَلَ عَلَى الْمَحَجَّةِ، وَکابَدَ اَهْلَ الْعِزَّةِ وَالشِّدَّةِ فیما کانَ یَلْقى مِنْ جُهّالِ قَوْمِهِ، رَبِّ فَصَلِّ عَلَیْهِ اَفْضَلَ وَاَکْمَلَ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِمَّنْ اَطـاعَکَ، وَنَصَحَ لِعِبادِکَ، اِنَّکَ غَفُورٌ رَحیمٌ:



خدایا درود فرست بر آن امین مورد اعتماد و اطمینان حضرت موسى بن جعفر آن نیکوکار باوفا و پاک پاکیزه، آن نور آشکار و کوشاى جویاى پاداش (نیک تو) و آن شکیباى بر آزار خلق به حساب تو، خدایا چنانچه او رسانید از طرف پدرانش آنچه به او سپرده شده بود از امر و نهى تو و مردم را به راه روشن (دین) واداشت و تحمّل کرد در برابر عزّت مندان و زورمندان آنچه را که از نادانان قوم خود مى دید پس درود فرست بر او بهترین و کاملترین درودى را که بفرستى بر یکى از فرمانبرداران و خیراندیشان بندگانت که براستى تو آمرزنده و مهربانى.


موسی بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنی عشر (ع) و نهمین معصوم از چهارده معصوم (ع) است. ایشان در بیستم ماه ذی الحجه ی سال 128 قمری، زمانی که امام جعفر صادق (ع) به همراه خانواده و اصحابشان از سفر حج به مدینه مراجعت می کردند، در روستای «اَبواء» متولّد گردید. پدر بزرگوارش به یُمن تولد او، سه روز پیاپی مهمانی گرفت و به مردم طعام داد. این کودک خوشرو از همان دوران طفولیت رفتارهای شگفت انگیز و بزرگوارانه ای داشت، بطوریکه همواره در کانون توجه تمام اعضای خانواده بود. موسی بن جعفر(ع) هنوز کودک خردسالی است که یکی از دوستداران امام صادق (ع) به نام «صفوان جمال» وارد محضر امام می گردد و از امام بعدی سئوال می کند.


امام صادق (ع)می فرماید: «صاحب این منصب کسی خواهد بود که لهو و لعب در زندگی او راه ندارد». در این هنگام کودکی همراه برهِ گوسفندی وارد می شود. او با همان حالت کودکانه سر حیوان را به پائین می آورد که همچون او بر آفریدگار خود سجده کند! پدر مهربان دست او را می گیرد و پسر را به آغوش خود می کشد، آنگاه در حالیکه او را به سینه خود می فشارد، می فرماید: «عزیز دل من! تو آن فردی هستی که لهو و لعب در برنامه زندگی تو هیچ راهی ندارد».


امام کاظم (ع) درسن بیست سالگی بعد از شهادت پدربزرگوارش، امام صادق (ع)، به مدت 35 سال سکان هدایت امت اسلام را در دست گرفت. هنگام رحلت امام صادق (ع) منصور دوانیقى، خلیفه مشهور و ستمگر عباسى، دراوج قدرت و تسلط بود. او مانند دیگر خلفای عباسی، علویان را تنها رقیب و مخالف خود می‌دانست، لذا همواره در پی سرکوب شیعیان بود. چنانکه پس از مرگ اش، تنها در یکی از خزانه های قصرش، سر صد تن از علویان که در کنار هر یک مشخصات صاحب سر بر رقعه اى نوشته شده بود، کشف شد.


امام کاظم(ع) در دوران امامت خویش، به اشکال مختلف، نظام ایده آل سیاسی و اجتماعی اسلام را برای مردم تبیین می نمود.


ایشان با بیان روایات و احادیث و احکام  به احیای سنن پیامبر اکرم(ص) و پدران گرامی خود می پرداخت، و آنچه را که در زمان پدرش، امام صادق (ع)، نظم و استحکام یافته بود، حفظ و تقویت می کرد. در ابتدای این دوره شیعیان زیادی از دور و نزدیک برای کسب فیض به محضر امام کاظم(ع) می‌رسیدند و در مدینه و از آن حضرت استفاده می‌کردند.


البته در کنار این کار بزرگ تربیتی، امام کاظم(ع) شبکه وکالت را نیز توسعه دادند. امام صادق (ع) به علت فشارها و سخت گیریهای فراوان از سوی حُکام بنی عباس، یک شبکه ارتباطی فعال، مطمئن و پنهانی بین خود و دوستداران اهل بیت در اقصی نقاط شیعه نشین فراهم آورده بود.


بدین ترتیب، مردم ولایتمدار می توانستند بدون این که خود مجبور به سفرهای دور و دراز، برای پرسیدن سؤالات یا تحویل وجوه شرعی شوند، با مراجعه به وکلا و نمایندگان امامان (ع) مشکل خود را حل کنند و از خطرات مراجعه و ارتباط مستقیم با امامان نیز مصون بمانند. امام کاظم (ع) این شبکه را بر اساس نیاز شیعیان گسترش و نظم بیشتری دادند.


بطوریکه نقل شده؛ شخصی از منطقه خراسان نزد امام کاظم (ع) آمد و گفت: آمده ام وجوهات خود را به شما بپردازم. امام از او پرسیدند  از کجا آمدی؟ گفت: از خراسان. فرمود: نماینده‌ی ما فلانی است، برگرد و به او پرداخت کن. امام با این روش، نظام ارتباطی و شبکه را تقویت می کردند. همچنین امام کاظم (ع) برای سامان دادن به تشکیلات سیاسی شیعی برنامه‌هایی تدارک دید که بر اساس آن نیروهای فعال و مطمئن در مسئولیت‌های کلیدی حکومت قرار می‌گرفتند.


یکی از اعضای فعال آن، «علی بن یقطین» بود. او بارها از امام کاظم (ع) خواست اجازه دهد از مسوولیت های خویش در حکومت بنی عباس کنار رود، ولی امام (ع) بدان رضایت نداد و به او می‌فرمود: «شاید خداوند به وسیله تو شکسته احوالی‌ها را جبران و آتش فتنه مخالفان را از دوستان خویش دفع کند.» و در جای دیگر فرموده است: «خداوند اولیایی میان ستمگران دارد که به وسیله آنان از بندگان نیک خود حمایت می‌کند و تو از اولیای خدایی.» البته اگر امام احساس می‌کرد کسانی که به نظام حکومتی داخل می‌شوند، نمی‌توانند به نفع اهل حق و شیعیان عمل نمایند، آنان را از همکاری با طاغوت نهی کرده، از عواقب وخیم آن برحذر می‌داشت از جمله این افراد «زیاد بن ابی سلمه» بود که امام موسی کاظم (ع) او را از همکاری با حکومت بازداشت.


سخاوت و بذل و بخشش امام کاظم (ع)  از ویژگی های آن حضرت بود. بخشش امام به گونه‌ای بود که نزد دوست و دشمن ضرب المثل بود. بطوریکه اگر مردم می‌دیدند شخصی وضعیت زندگی اش تغییر کرده و از فقر نجات یافته می‌گفتند: حتماً کیسه‌ی موسی بن جعفر به دست او رسیده است! بخشش های پنهانی و مرحمتی‏ های پنهانی امام کاظم(ع)، زندگی بسیاری از مستمندان مدینه را تأمین می‏ کرد. از همین رو به ایشان لقب «باب الحوائج» دادند. باب الحوائج  به صورت تحت اللفظی به معنای دروازه حاجت‌ها و در اصطلاح به معنای برآورنده حاجت‌ها و به عبارت ساده تر یعنی اگر گرفتار هستی در خانه‌ی او برو که به کسی جواب رد نمی دهد.


و البته این نوع بخشش موسی بن جعفر (ع) رشک‌برانگیز و حسادت‌انگیز است، به ویژه برای هارونی که سلطنت او عالم اسلام را گرفته است و مالیات کل ممالک اسلامی از سمرقند تا آفریقا برای او ارسال می شود.



در کنار لقب «باب الحوائج»، لقب  مهم امام کاظم (ع) «زَیْنُ المُجتَهدین» است که مردم زمان آن حضرت اعم از شیعه و سنی به آن امام بزرگوار نسبت داده اند. امام کاظم(ع) عابدترین مردم عصر خویش بود، و همواره به یاد خدا و در حال عبادت و نماز و ذکر و دعا و قرائت قرآن و خضوع و خشوع در برابر پروردگار جهان بود. «محمد بن طلحه شافعی» درباره آن حضرت می گوید: « به راستی او (موسی بن جعفر) پیشوای جلیل القدر و بزرگ منزلت است. او شب زنده دار و مواظب بر طاعات پروردگار است. شب تا صبح به سجده و نماز [و عبادت] می پردازد و روز را به روزه و اعانت و خیرات [به دیگران] به پایان می رساند».


یکی از ویژگی های بارز امام کاظم (ع)، رفتار حکیمانه و صبورانه ایشان بود. کاظم به معنای فرو برنده خشم است. امام دربرابر کسانی که از روی جهالت و یا به تحریک دشمنان، به ایشان توهین می کردند، بسیار خویشتنداری نشان می داد و با شکیبایی با آنها روبرو می شد. اما در مقابل حُکام ستمکار هرگز ساکت نمی نشست، بلکه از راههای گوناگون با حکومت آنان مخالفت می کرد. همین امر موجب شد که ایشان مدت طولانی را بخصوص در زمان هارون در زندان سپری کند. امام با آنکه در زندان بود، بدون ترس و واهمه، در نامه ای به هارون، چنین هشدار داد: "هر روز که از این روزهای سخت بر من می گذرد، یکی از روزهای خوشی تو هم سپری می شود، تا روزی برسد که من و تو در یکجا به هم برسیم. آنجا که اهل باطل به زیانکاری خود واقف خواهند شد».


امام می فرماید


تمام علم مردم را در چهار مورد شناسایى کرده ام: اوّلین آن‌ها این که پروردگار و آفریدگار خود را بشناسى و نسبت به او شناخت پیدا کنى. دوّم، این که بفهمى که از براى وجود تو و نیز براى بقای حیات تو چه کار‌ها و تلاش هایى صورت گرفته است. سوّم، بدانى که براى چه آفریده شده اى و منظور چه بوده است. چهارم، معرفت پیدا کنى به آن چیزهایى که سبب مى شود از دین و اعتقادات خود منحرف شوى (یعنى راه خوشبختى و بدبختى خود را بشناسى و در جامعه چشم و گوش بسته حرکت نکنى).




مطالب مرتبط

نظرات کاربران