تاکید آیت الله جوادی آملی در آستانه سال جدید؛
در جشن بزرگ عاطفه ها نیازمندان را فراموش نکنیم
در ایام جشن عاطفه ها هستیم و در واقع انسان هر اندازه به نیازمند برسد خدا هم چند برابر به او عطا خواهد و در حقیقت خدا گیرنده صدقات است و این ها حقایقی است که بیان شده و راهی نیست که انسان برگردد و پشیمان شود.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني حج، حضرت آيت الله جوادي در درس اخلاق هفتگي خود در بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء با بيان اينكه در آستانه شهادت حضرت زهرا(س) قرار داريم به خطبه و سخنان اين بانو درباره مسئله توحيد اشاره كرده و گفتند: خطبه حضرت فاطمه(س) درباره مسئله توحيد از جهات مختلف قابل بررسي است چون گوينده او شخصيتي چون حضرت زهرا(س) و محتواي آن هم برگرفته از آيات قرآني و استناد به آيات است.
اين مرجع تقليد ادامه دادند: حضرت، دو موضوع را در مسئله توحيد ذكر كرده اند؛ انسان يا از طريق معرفت و يا از طريق عقل با خدا ارتباط برقرار مي كند؛ توحيد جداي از حقيقت انسان نيست و تحميلي هم بر او نشده است.
ايشان بيان داشتند: ريشه و رشته ارتباطي علم با توحيد را خدا تضمين كرده و وصل علم با دل آفرين را، خدا تضمين كرده است به همين دليل خيلي از شخصيتها مانند اويس قرني از راه قلب به حقيقت توحيد راه يافته اند و راهي كه حضرت علي(ع) رفته، آنها هم به دنبال همان طريقند. منتها اويس در مسير ابتدايي راه و حضرت در انتهاي راه است.
اين مفسر قرآن كريم خاطر نشان ساختند: اين افراد همان راه مشاهده را دارند، ولي با فاصله زياد در حال حركت هستند. اينها كساني اند آنچه را كه بايد ببينند به اندازه خود مي بينند، اين راه قلب است و خدا اين را در قلبها نهادينه كرده است.
حضرت آيت الله جوادي گفتند: اگر كسي صحنه قلب را از اغيار بيرون كند مي تواند اين مسير را طي كند؛ اين نور عقلاني را در دلهاي جوامعه بشري از رهگذر فعل خدا روشن نگه داشت؛ اگر كسي بخواهد خدا را بفهمد، اين راه برهان دل پذير و در قلب وجود دارد منتها اين چراغ را نبايد در دست هركسي سپرد.
ايشان بيان داشتند: نور معرفت عقلاني را، خدا در قلب ها عطا كرده، آنكه مي خواهد با كلام و فلسفه بفهمد يا از راه عرفان ببيند، اين جنگ بين عقل و قلب است كه از آن به جهاد اكبر ياد مي شود و جنگ بين عقل و نفس، جهاد اوسط است.
اين مرجع تقليد اظهار داشتند: انسان با دشمن بيرون و درون مي جنگد كه هر كدام ابزار خود را مي طلبد، ابزار آهن براي دشمن بيرون و سلاح گريه براي مقابله با دشمن درون؛ كسي كه اهل گريه نيست، مسلح نيست، بهترين ابزار براي دفاع سلاح بكاء و گريه است و غرور و تكبر را از انسان مي كاهد و انسان را مسلح مي كند.
معظم له عنوان كردند: اگر كسي اهل تقوا و اخلاص و عاقل شد، از آن به بعد جنگ سومي شروع مي شود كه آن جهاد اكبر مي باشد، عقل مي گويد بايد راه سخت و دشوار را با برهان فهميد، قلب مي گويد مشكل آدمي را فهم برطرف نمي كند.
اين مفسر قرآن كريم افزودند: انسان بايد راهي را كه قرآن و عترت نشان مي دهند را طي كند. قرآن كتاب علمي است ولي در عين حال با همه كتابهاي علمي هم فرق مي كند، در هيچ يك از كتابهاي حوزه و دانشگاه، مستدل نمي گويد« من اين را دوست دارم يا ندارم»، چون «من اين را دوست دارم» در مسائل عاطفي و شخص مطرح است نه در مجامع علمي و برهاني.
حضرت آيت الله جوادي آملي گفتند: قرآن در عين حال كه علمي و فهمي و بحث فلسفه در آن مطرح است، حد وسط را محبت و دوستي قرار مي دهد، خدا آن است كه محبوب دلها باشد نه آنكه واجب الوجود باشد، واجب الوجود مفهومي است كه مشكل فلسفه و عقل را حل مي كند ولي مشكل قلب و دل را برطرف نمي كند چون قلب مي خواهد خدا را بپرستد و با اين الفاظ كاري ندارد.
ايشان بيان داشتند: در هيچ كتاب علمي، محبت، حد وسط برهان نيست چون او فقط علم مي خواهد و مي خواهد عقل نظري متولي انديشه را قانع كند نه عقل نظري انديشه ورز و نه عقل عملي انگيزورز را. قرآن مي خواهد معبود صادر كند، يعني خدا كسي است من به او دل مي سپارم و اطاعت مي كنم از آن طرف هم خدا محبوب او مي شود.
حضرت آيت الله جوادي آملي ابراز داشتند: اگر كسي با خدا باشد خدا هم با او خواهد بود و يقينا مشكل را برطرف مي كند و زماني كه خدا كسي را دوست داشته باشد هرگز او را رها نمي كند و آدمي بايد كاري كند محبوب خدا باشد و اگر خواستيد همه نيازهاي شما برطرف شود در همه حال با خدا باشيد و كسي كه با خدا باشد در دوزخ نمي ماند در روزگار و قيامت نمي ماند.
معظم له افزدند: قرآن با وجود علمي بودن نمي خواهد، تنها علم را به بشر بياموزد بلكه مي خواهد قلب را در جاي خود سرگرم كندكه همه مشكلات را با آن برطرف كند.
اين مرجع تقليد به معناي «من يعطي الله و الرسول» اشاره كرده و ابراز داشتند: پيامبر(ص) چون حبيب خدا است در همه حال خدا با او است و اين همان هماهنگي بين قرآن و عترت است و فرموده« هر كسي حرف پيامبر(ص) مرا بشنود در واقع حرف من خدا را شنيده» و عبارت «رسول بماهو الرسول » چيزي غير از اين نيست چون او فرستاده خدا است و حرف ديگري ندارد؛ اگر كسي خوب بنگرد مي بيند اين كلام خدا است كه از زبان پيامبر(ص) جاري شده است.
ايشان افزودند: عبارت«من يعطي الله و الرسول» دو تا حرف و دو تا دعوت نيست چون دعوت اصلي از آن خدا است و «رسول بما هو الرسول» هم مرسل و فرستاده حضرت حق است و به همين دليل هر جا سخن از خدا و پيامبر است ضمير به صورت مفرد آمده است.
حضرت آيت الله جوادي گفتند: در كلام حق، ضمير تثنيه مطرح نيست و اگر در جاي سخن از تثليث است آن تثليث به تثنيه تأويل شده و آن تثنيه را هم به توحيد تأويل برده، تا معلوم شود اول و آخر همه چيز خداي متعال است. فرموده« اطيعو الله و الرسول و اولي الامر منكم» اول تثليث است و تثنيه نيست، بعد فرموده« فان تنازعتم في شيء ... الي الله و الرسول» خبري از« اولي الامر» نيست، و بعد فرموده« ذالك لمن يوخذ من الله اول و آخر» ديگر سخن از«رسول» هم نيست.
اين مفسر قرآن كريم اظهار داشتند: اگر سه ضلعي است به بركت پيامبر و اگر دو ضلعي به بركت خدا و اگر تك ضلعي به بركت همان يك ضلع است. زماني كه آيه « اطيعو الله و الرسول و اولي الامر منكم» برسي مي كنيم مي فهيم كه اول مثلث، بعد مثني و بعد هم توحيد، يعني اول خدا، رسول الله و اولامر است؛ بعد الله و رسول الله است و سخن از اولامر نيست؛ بعد الله، الله و الله است چيز ديگري نيست.بنابر اين هر جا سخن از خدا و پيامبر است، ضمير مفرد آمده است و پيامبر(ص)اجازه ندارد هر سخني را بگويد.
حضرت آيت الله جوادي گفتند: همين بيان را پيامبر(ص) درباره حضرت علي(ع) دارد، در سوره احزاب خدا فرموده« النبي اولي بالمومنين»، پيامبر از جان شما به خود شما نزديك تر است بعد زماني كه «منكنتم مولي فعلي مولي» را كنار «من يعطي الله و الرسول» بزاريم معنايش اين مي شود«علي(ع) حرف تازه اي ندارد، من پيامبرحرف تازه اي ندارم، همه سخنان از آن خدا است. بدين معنا كسي كه در صدد اطاعت از رسول الله اسو شنيدن سخنان اوست، در واقع حرف خدا را گوش مي دهد و او را اطاعت مي كند.
ايشان در ادامه در توصيه به آحاد جامعه و حوزه و دانشگاه گفتند: مردم و جامعه علمي، دو رسالت دارند، وظيفه اول اين است كه معرفت به سخن خدا پيدا كنند و دوم اينكه از قلب خود كه معدن خزائن الهي و فطرت پاك است، مواظبت و محافظت كنند كه هر چيزي وارد اين قلب نشود.
معظم له بيان داشتند: صاحب خانه قلب نوراني است نبايد هر بيگانه را وارد آن كرد؛ اگر علمي مي خواهيد، بياموزيد، علمي را ياد بگيرد كه با فطرت مغايرت و تضاد نداشته باشد و با آن وارد جنگ و نزاع نشود و با توحيد و نبوت و معاد هم خواني داشته باشد.
اين مرجع تقليد ابراز داشتند: اهل علم علوم الحادي، كفر و شرك را وارد قلب نكنند اگر اين علوم وارد قلب شوند بين قلب و اين علوم نظري درگيري ايجاد خواهد شدو اين نوع علوم الحادي را قطعا قلب نخواهد پذيرفت و دل آن را رد خواهد كرد.
حضرت آيت الله جوادي گفتند: «شك» در ارتباط با عقل نظري و «ترديد» در ارتباط با عقل عملي است، آنجا كه صحبت از استدلال و برهان است، «شك» در آن راه دارد و آن جا كه سخن از اراده و عزم واخلاص است، «ترديد» در آن راه دارد. ترديد در حقيقت رد مكرر و برخلاف شك است.
اين مفسر قرآن كريم عنوان كردند: اگر كسي ميهماني و علمي را دعوت كند كه با فطرت و خدا بسازد قطعا رشدخواهد كرد چه از راه برهان و چه شهود باشد و اگر مهماني را دعوت كرديم كه با صاحبخانه نسازد و دچار شك و ترديد شديم، عذاب دروني را براي خود به ارمغان آورديم و شك و ترديد بدترين عذاب است.
ايشان بيان داشتند: بهترين راه محبت ، دوستي با خدا و عترت و سخنان آن بزرگوران است و در سوره احزاب فرمود« النبي اولي بالمومنين»، اگر كسي من پيامبر را بيشتر از خود دوست نداشته باشد او مومن نيست، علاقه شما به من بايد بيشتر خودتان باشديعني اول من پيامبر را دوست داشته باشيد بعد خودتان را و اين در صورتي است كه باور كنيد كه مرگ هجرت و از پوسته به در آمدن است در اين زمان است كه محبوب خود را پيدا خواهيد كردكه آن محبوب خدا اهل بيت(ع) مي باشند و مومنين هم محبوب خدا خواهند شد.
حضرت آيت الله جوادي گفتند: صدر و ذيل و هويت اصلي انسان ، نياز است و به ما گفتند« اگر كسي از شما كمك خواست او را رد نكنيد چون خدا او را به سمت شما فرستاده است». اگر كسي نيازمند واقعي است و به شما مراجع كرده اگر مشكل او را حل نكنيد محسني را رد كرده ايد چون در روايت آمده« اگر كسي مشكل نيازمندي را بر طرف كند قبل از اينكه دست او به مستمند برسد به دست بي دستي الله مي رسد».
اين مرجع تقليد ادامه دادند: در سيره امام سجاد(ع) بيان شده كه اين امام بزرگوار زماني كه نيازمندي به او مراجعه مي كردند بعد از برطرف كردن نياز او، دست او را مي گرفت، مي بوسيد در بغل مي گرفت، اصحاب از اين كار سؤال مي كردند حضرت همين عبارت« اگر كسي مشكل نيازمندي را بر طرف كند قبل از اينكه دست او به مستمند برسد به دست بي دستي الله مي رسد»، مي گفتند.
ايشان بيان داشتند: در ايام جشن عاطفه ها هستيم و در واقع انسان هر اندازه به نيازمند برسد خدا هم چند برابر به او عطا خواهد و در حقيقت خدا گيرنده صدقات است و اين ها حقايقي است كه بيان شده و راهي نيست كه انسان برگردد و پشيمان شود.
منبع: حوزه نيوز