اُسَید بن عمرو اُسَید بن عمرو اُسَید بن عمرو بعثه مقام معظم رهبری در گپ بعثه مقام معظم رهبری در سروش بعثه مقام معظم رهبری در بله
اُسَید بن عمرو اُسَید بن عمرو اُسَید بن عمرو اُسَید بن عمرو اُسَید بن عمرو

اُسَید بن عمرو

 از متولیان کعبه در روزگار جاهلیت اسید بن عمرو بن تمیم، از اشراف قبیله بنی‌‌تمیم بود که نسبش با هشت واسطه به عدنان، جد بیستم پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌رسید.[1] درباره او، جز این‌که در روزگار جاهلیت تولیت خانه خدا را بر عهد

 از متوليان كعبه در روزگار جاهليت

اسيد بن عمرو بن تميم، از اشراف قبيله بني‌‌تميم بود كه نسبش با هشت واسطه به عدنان، جد بيستم پيامبر(صلي الله عليه و آله) مي‌رسيد.[1] درباره او، جز اين‌كه در روزگار جاهليت توليت خانه خدا را بر عهده داشته، سخني نيامده است. گفته‌اند: وي پس از مرگ پدرش عمرو كه متولي كعبه بود، مقام توليت خانه خدا را بر عهده گرفت.[2] گويا توليت اُسَيد تا هنگام مرگش كه زمان آن دانسته نيست،‌ ادامه داشته است. پس از او خاندان مُضَر كه بزرگ خود را از دست داده بودند،‌ ابوخَفاد اسدي٭ را براي توليت كعبه پيشنهاد كردند و او به اين منصب گمارده شد.[3] تبار اسيد از فرزندانش جروه، عمرو، نمير، حارث و عقيل ادامه يافت[4] و آنان با هويت بنو اسيد بن عمرو شناخته شدند. آن‌ها متولي بتي به نام شمس بودند كه آن را هند بن ابي‌هاله از همين تيره در دوران پيامبر(صلي الله عليه و آله) شكست.[5]

 

به گزارش يعقوبي، در پي اتفاق نظر عرب در وا‌گذاري ولايت موسم و افاضه٭ (فرمان كوچ حاجيان از عرفات به مشعر الحرام) به بني‌تميم، پس از آن‌كه چند تن از ايشان عهده‌دار اين منصب بودند، نواده اُسَيد، معاوية بن شريف، اين منصب را به عهده گرفت.[6] فرزند او مخاشن بن معاويه نيز از داوران عرب بود.[7] ابن حبيب بغدادي، از نوادگان او، معاويه و صلصل بن اوس را از كساني دانسته كه ولايت موسم و داوري شعر بازار عُكاظ را هم‌زمان بر عهده داشته‌اند.[8] از تبار او، ابوهاله نباش بن زراره است كه شوهر حضرت خديجه3 بود.[9] از همين تبار است حارث پسر ابوهاله كه پس از مسلمان شدن در مكه و اظهار آن، در ستيز با برخي مشركان در مسجدالحرام، زير ركن يماني كشته شد.[10] همچنين اوس بن حجر كه از شاعران عرب روزگار جاهليت بوده[11] و حنظلة بن ربيع، از كاتبان رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نيز از همين نسل هستند.[12]

 

منابع

الاصنام: ابن الكلبي (م.204ق.)، به كوشش احمد زكي، تهران، 1364ش؛ انساب الاشراف: البلاذري (م.279ق.)، به كوشش زكار و زركلي، بيروت، دار الفكر، 1417ق؛ الانساب: عبدالكريم السمعاني (م.562ق.)، به كوشش عبدالرحمن، حيدرآباد، دائرة المعارف العثمانيه، 1382ق؛ البداية و النهايه: ابن كثير (م.774ق.)، بيروت، دار الفكر، 1407ق؛ تاريخ طبري (تاريخ الامم و الملوك): الطبري (م.310ق.)، به كوشش محمد ابوالفضل، بيروت، دار احياء التراث العربي؛ تاريخ اليعقوبي: احمد بن يعقوب (م.292ق.)، بيروت، دار صادر، 1415ق؛ جمهرة انساب العرب: ابن حزم (م.456ق.)، به كوشش گروهي از علما، بيروت، دار الكتب العلميه؛ شفاء الغرام: محمد الفأسي (م.832ق.)، به كوشش مصطفي محمد، مكه، النهضة الحديثه، 1999م؛ المحبّر: ابن حبيب (م.245ق.)، به كوشش ايلزه ليختن شتيتر، بيروت، دار الآفاق الجديده؛ معجم البلدان: ياقوت الحموي (م.626ق.)، بيروت، دار صادر، 1995م؛ معجم قبائل العرب: عمر كحّاله، بيروت، الرساله، 1405ق.

 

سيد محمود ساماني

 

 
[1]. الانساب، ج1، ص254؛ معجم قبائل العرب، ج1، ص27.

[2]. شفاء الغرام، ج2، ص53.

[3]. شفاء الغرام، ج2، ص53.

[4]. انساب الاشراف، ج13، ص65.

[5]. الاصنام، ص70؛ معجم البلدان، ج3، ص362.

[6]. انساب الاشراف، ج12، ص363.

[7]. تاريخ يعقوبي، ج1، ص258.

[8]. المحبر، ص181.

.[9] تاريخ طبري، ج3، ص161.

[10]. انساب الاشراف، ج13، ص65؛ جمهرة انساب العرب، ص210.

[11]. تاريخ يعقوبي، ج1، ص263؛ انساب الاشراف، ج13، ص94.

[12]. الانساب، ج1، ص254؛ البداية و النهايه، ج5، ص342.

 




مطالب مرتبط

نظرات کاربران